‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی . اجتماعی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی . اجتماعی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ بهمن ۷, پنجشنبه

«دیکتاتوری با پشتوانه نظامی، نفتی و تخیلات مذهبی»

نامه محمود احمدی‌نژاده به نمایندگان مجلس تند بود و بدون تعارف. ناظران معتقدند احمدی نژاد می‌خواهد کار را با مخالقان یا حتی منتقدان یکسره کند و ساختاری بوجود آورد که در آن فقط یک رهبر حکومت کند و یک احمدی‌نژاد!



نامه محمود احمدی‌نژاد سروصدای زیادی به پا کرده است. با وجود تعطیلات اربعین، برخی نمایندگان به این روش انتقاد کرده و آن را «شایسته» ندانسته‌اند. برخی دیگر هم مانند محمدتقی رهبر، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس گفته‌اند که اگر مجلس و دولت اختلاف نظری باهم داشته باشند «به جای رسیدگی به آن در مجمع تشخیص مصلحت باید با تعامل با همدیگر حل کنند» و تصمیم‌گیری نهایی را هم به رهبر واگذارند.

انتظار می‌رود در روزهای ‌آینده واکنش‌های وسیع‌تری به این نامه نشان داده شود. نامه‌ای که به عقیده تحلیلگران هدفش یک‌سره کردن تکلیف دولت با مخالفان و منتقدان است.

گذر پوست به دباغ‌خانه افتاد

گفته می‌شود مجلس و مجمع تشخیص مصلحت پا را بدجوری در کفش دولت کرده‌اند: «دخالت» در مدیریت بانک مرکزی و صندوق توسعه ملی آن هم در بحبوحه اجرای حذف یارانه‌ها، یعنی زمانی که ثروتی هنگفت می‌تواند بطور کامل و بدون حسابرسی و حساب‌دهی دراختیار دولت قرار گیرد.

محمود احمدی‌نژاد هم در مقابل واکنش سختی نشان داده است. او در نامه‌اش به نمایندگان مجلس از «تلاش مديريت مجمع و برخي اعضاي آن به ويژه رئيس محترم مجلس وهمراهي رئيس محترم قوه قضائيه در دخالت دادن مديريت مجلس و قوه قضائيه در اموري مانند تصميم‌گيري‌هاي صندوق توسعه ملي و عزل و نصب رئيس كل بانك مركزي» ابراز تاسف کرده و آن را «يك بدعت آشكار و متضمن تغيير قانون اساسي و مخدوش‌كردن روند مديريت كشور» خوانده است.

محمود احمدی‌نژاد با اشاره به طرح «هدفمند کردن یارانه‌ها» پرسیده که «چه بحراني در مديريت بانك مركزي حادث شده است كه اين واحد سازماني دولتي و امور اجرايي آن را مي‌خواهند از قوه مجريه خارج سازند؟»

محمد رهبر، روزنامه‌نگار
محمود احمدی‌نژاد در مجلس کنونی طرفداران بسیاری دارد. طرفدارانی که به گفته محمد رهبر، روزنامه‌نگار، «دیگر ملت را نمایندگی نمی‏کنند، بلکه بادیگارد آقای احمدی‏نژاد هستند». ولی «زیاده خواهی‌های» رئيس جمهور به گفته منتقدان به‌قدری است که حتی همین مجلس هم با برخی طرح‌های او مخالفت می‌کند. بخصوص این بار پای بانک مرکزی در کار است، «لقمه‌ای چرب» که نمی‌شود به سادگی از آن گذشت.

محمد رهبر می‌گوید: « این نکته‏ی مهمی است که در حال اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‏ها، دست آقای احمدی‏نژاد از هرگونه برداشت از ذخیره‏های بانک مرکزی و بانک‏ها کوتاه می‏شود. برای همین خیلی به آقای احمدی‏نژاد فشار آمده که دست‏اش را در اموال عمومی قدری کوتاه و بسته کرده‏اند. البته شورای نگهبانی که حامی آقای احمدی‏نژاد است، نسبت به این قصه کاملاً مخالفت نشان داده و رأی مجلس را رد کرده است.»

این اختلاف به مجمع تشخیص مصلحت نظام کشیده شده و به گفته محمد رهبر: «گذر پوست به دباغ‏خانه افتاده است». او اضافه می‌کند که: «یکی از دشمنان اساسی آقای احمدی‏نژاد، آقای هاشمی رفسنجانی، رییس این مجمع است. دیگر اعضای مجمع هم در دشمنی با آقای احمدی‏نژاد و متقابلاً دشمنی آقای احمدی‏نژاد با آن‏ها، دست‏کمی از آقای هاشمی ندارند؛ آقای رضایی، حسن روحانی و دیگرانی که در مجمع تشخیص مصلحت هستند.»


«یک‌سره کردن تکلیف مخالفان»

محمود احمدی‌نژاد درجای دیگری از نامه‌اش می‌پرسد «آيا مصلحت كشور در تداخل قوا و لوث شدن مسئوليت‌ها و مسلوب‌الاختیار نمودن منتخب مردم است؟»

ناظران معتقدند این تداخل از همان ابتدا در ساختار جمهوری اسلامی بوجود آمده است. تدوین کنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی به جای تفکیک قوا بدنبال تنازع قوا بوده اند. به نظر محمد رهبر از همان زمان: «تمام قوا ، به‏طور مستمر در کار یک‏دیگر دخالت می‏کردند. به این معنی که ما هم نخست‏وزیر داشتیم، هم رییس‏جمهور داشتیم، هم رهبر و هم مجلس. این چهار نهاد هم همه در کار هم‏دیگر دخالت می‏کردند و حوزه‏های استحفاظی‏شان روشن نبود.»

مجمع تشخیص مصلحت که در سال ۶۶ و با فرمان آیت‌الله خمینی ایجاد شد با هدف «حل» این معضل شکل گرفت. محمد رهبر اضافه می‌کند که اتفاق کنونی با آن زمان تفاوت بسیار دارد: «آقای احمدی‏نژاد در این چند سالی که از ریاست جمهوری‏شان می‏گذرد، نشان دادند که هیچ اعتقادی به مجلس ندارند. حتی همین مجلس اصول‏گرایی که حامی ایشان است.»

از لحن نامه محمود احمدی‏نژاد چنین برداشت می‌شود که هدف او یک‌سره کردن تکلیف با انتقادها و «نق و نق»هاست. به گفته محمد رهبر او و طرفدارانش در مجلس «می‌خواهند نشان دهند که در این مملکت قرار است بیشتر و بیشتر ما به حکم حکومتی آقای خامنه‏ای محتاج باشیم تا رأی مجلس و تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام.»

«یک رهبر، یک احمدی‌نژاد»

آیا محمود احمدی‌نژاد امکان تبدیل شدن به یک قدرت بلامنازع را دارد؟ به نظر محمد رهبر توازن قوا در جمهوری اسلامی، مدت‌هاست که به‏هم ریخته است: «مجلس، مجلسی است که با رأی شورای نگهبان و دو مرحله‏ای کردن انتخابات شکل گرفته است. آن‏هایی هم که در این مجلس انصافی دارند و وجدانی، آن‏چنان‏ آقای مطهری گفته است، بازهم می‏ترسند حتی از آقای احمدی‏نژاد سئوال کنند. از آن طرف، چیزی هم از مجمع باقی نمانده است. یعنی مجمعی که قرار بوده راهبردهای نظام را تدوین کند، سند چشم‏انداز را تدوین کند و قرار بوده دورنماها را نشان بدهد، تمام این‏ها را آقای احمدی‏نژاد به‏دور انداخته است. از این بعد، وضعیتی را مشاهده خواهیم کرد که آقای خامنه‏ای تکلیف‏اش را باید با قانون اساسی روشن کند.»

به نظر محمد رهبر، به جای توازن قوا باید از تراکم قوا حرف زد، زیرا همه چیز تحت تأثیر نهادهای امنیتی است: «همین قوه‏ی قضاییه را ببینید؛ احکامی که صادر می‏شود، ابداً قضایی نیستند. احکام کاملاً امنیتی‏ای هستند که بازجوها بعضاً می‏نویسند و قضات امضا می‏کنند. در قوه‏ی مقننه هم همین وضعیت هست. به این شکل که هیچ رأی‏ مهمی در مجلس نخواهد آمد، مگر این‏که نظر آقا گرفته شده باشد یا دولت بر آن صحه گذاشته باشد. این واقعاً فاجعه است.»

محمد رهبر تاکید می‌کند که در حقیقت «یک قوه‏، به اسم قوه‏ی مجریه که متکی بر نهاد رهبری است، بقیه‏ی قوا را خورده است.»

محمد رهبر می‌گوید آمال و ایده‏آل محمود احمدی‏نژاد این است که از قانون اساسی دو چیز بماند؛ «یکی رهبر و دیگری نه رییس‏جمهور که خود احمدی‏‏نژاد. تا با حکم حکومتی کارشان را راه بیاندازند و اگر آقای رفسنجانی عزل نمی‏شود، اقلاً مجمع کاری برای انجام دادن نداشته باشد.»


«توپ در زمین رهبر»

نامه محمود احمدی‌نژاد به نمایندگان مجلس حمله‌ای سخت به هاشمی رفسنجانی بود. در این نامه آمده است: «شايسته و ضروري است كه نوار كامل جلسه مجمع و كميسيون مربوط آن منتشر شود تا مردم در جريان امور قرار گيرند و ببينند كه چگونه عده اي نمي‌خواهند تن به قانون و راي مردم بدهند و درصددند ديدگاه خود را به نام مصلحت بر مردم تحميل نمايند.»

ولی در روزهای گذشته هاشمی رفسنجانی هم نشان داده که علیرغم تلاش برای نزدیک شدن به رهبر، قصد کوتاه آمدن از مواضع‌خود را ندارد.

شماری از ناظران از نامه احمدی‌نژاد این برداشت را کرده‌اند که او «توپ را به زمین رهبری» انداخته و حالا این رهبری است که باید «بر سر یک دوراهی» تکلیف را روشن کند. دوراهی‌ای که یک سرش دولت و نیروهای امنیتی و نظامی قرار دارند و سر دیگرش طیفی وسیع از اصولگرایان مخالف تا مخالفان اصلاح‌طلب و معترضین از هردسته و دیدگاهی!

به عقیده محمد رهبر«خامنه‏ای تصمیم خود را گرفته است و خیلی صریح و واضح نشان داده که به احمدی‏نژاد نزدیک‏تر است تا آقای هاشمی رفسنجانی. گرچه سیاست آقای هاشمی رفسنجانی هم تاکنون جواب داده و ایشان کاملاً حذف نشده‏ است.»

این روزنامه‌نگار معتقد است که «جمهوری اسلامی الان دارد در حالت هسته‏ای خودش فرو می‏رود و تقریباً تمام نهادهای دمکراتیکی را که در قانون اساسی درج شده بود - حال با همه‏ی تضاد‏هایی که وجود داشت- به‏دور می‏ریزد و رک و پوست‏کنده صورت کامل استبدادی و دیکتاتوری به‏خود می‏گیرد؛ با پشتوانه‏های نظامی، نفتی و تخیلات مذهبی.»

مریم انصاری
تحریریه: فرید وحیدی

۱۳۸۹ بهمن ۱, جمعه

آیا براستی تونس تونست اما ایران نتونست ؟

مردم تونس در یک کارزار چند هفته‌ای توانستند پیروز میدان نبرد با دیکتاور شوند.



خبر را که شنیدم خیلی خوشحال شدم اما آنچه مرا بهت زده کرد واکنش برخی از رسانه‌ها بود که خیلی ساده‌انگارانه به قضیه نگریسته بودند و با مقایسه جنبش آزادی خواهی مردم ایران با خروش مردم تونس دائما یک جمله را بر زبان می‌راندند :

«تونس تونست ،ایران نتونست»

گویی وزن زیبا و شعر گونه‌اش چنان چشم مدعیان دانا را گرفته که راه دیده را بر واقعیت بسته است.


جمعیت ۷۰ میلیونی ایران پهناور با دیکتاتوری مواجه هست که از همان روز های اول درگیری با تمام قوا بر مردم تاختند، زدند و کشتند و به سیاه چال انداختند؛ درست است که در درگیری‌های میان حکومت و معترضان در تونس ۷۵ نفر از آزادی خواهان کشته شدند ولی تمام این کشته‌ها در خیابان‌ها به ضرب گلوله پلیس از پای درآمدند نه در کهریزک و زندان‌های مخفی که در حکومت ایران از آن برای خاموشی مردم استفاده می‌کردند.

جنس دیکتاتوری در ایران و تونس با هم متفاوت بود در ایران با جریانی در حکومتی مواجه‌ایم که با اسلحه ایدیولوژی مقابل مردم ایستاده است حال آنکه در تونس چنین نبود.

در تونس ریشه اعتراضات فقر بود وبیکاری ولی در ایران سال‌هاست نبرد انسانیت در برابر شرارت ایدیولوژیک است.

لازم به یادآوری نیست که قبل از اعلام نتایج انتخابات در ایران بارها در خبرها از زبان دولت‌مردان و حتی نمایندگان مجلس خبر توطئه دشمن بعد از انتخابات شنیده شد؛ این نشان می‌دهد که حکومت کاملا انتظار چنین واکنشی را از مردم داشت و خود را برای مقابله آماده کرده بود، بایکوت رسانه‌ای در ایران از همان روز نخست اعتراضات مردمی آغاز شد، خبر نگاران خارجی فراخوانده شدند، خبر نگاران داخلی دستگیر شدند و یا مجبور به سکوت و هیچ کس قادر نبود بجز اخبار خیابان که آن هم به شکل محدود بوسیله موبایل شهروندان ثبت می‌شد و در فیس‌بوک و بالاترین، یوتیوب وچند شبکه اجتماعی مجازی دیگر درز پیدا می‌کرد خبری دیگر به دنیا مخابره کند.

در ایران مردم تنها با نیروی انتظامی طرف نبودند، نیروهای ضد شورش انتظامی، سپاه، بسیج، لباس شخصی‌ها و چندین نوع نیروهای دیگر که در هیچ کجای دنیا دیده نشدند مقابل مردم ما ایستادند.

در تونس ۱۰ میلیون نفری اما اینچنین نشد، دیکتاتور غافل گیر شد خودسوزی یک جوان جرقه‌ای بود تا آنچنان آتشی را برافروزد که دیکتاتور ناتوان از خاموش کردندش بگریزد.

در تونس بایکوت خبری صورت نگرفت؛ دیکتاتور تونس از نیروهای پلیس در برابر مردم به پا خواسته استفاده کرد و تنها در روزهای آخرارتش وارد کارزار شد و چون مثل دیکتاتور ایران از نیروهای جان‌فشان موازی بهره نمی برد تسلطش را بر اوضاع از دست داد.

در تونس مردم کاملا آگاه بودند که با یونیفرم پوشان پلیس طرفند که در مقابل‌شان ایستادند نه با لباس شخصی‌هایی که هر لحظه ممکن بود در میانشان نعره کشان، باتوم بدست از هر طرف حمله کنند.

نمی‌خواهم از وضعیت مرید و مرادی سربازان خامنه‌ای سخن بگوییم که حاضرند جان دهند و جان بگیرند تا آقا خوشحال باشند و از زندان‌بانانی بگویم که کشتن و تجاوز را عین عبادت می‌دانند و اینکه دیکتاتور تونس ازاین افراد بی بهره بود.

نا آگاهان بیانیه‌ها را به تمسخر می‌گیرند؛ مردم خسته از جنایت و ظلم و فساد و بی‌عدالتی را به خیابان‌هایی فرا می‌خوانند که قتل گاه آنان است تا شاید بتوان با ریخته شدن خون هزاران جوان این مرز و بوم حکومت را از پای درآورند.

مقایسه تونس ۱۰ میلیونی و یک‌دست با کشوری به وسعت ایران با اقوام مختلف و خواست‌های نابرابر و البته دیکتاتوری با راه و روش و تفکر متفاوت تنها از سر نا آگاهی ست.

جنبش سبز جنبش بدون خشونت است و ویژگی منحصر بفردی دارد و آن فراغت از ایدئولوژی‌ها و رهبری شخص یا گروه خاصی است.

تنها سلاح ما آگاهی رسانی است.

 www.mishil3.blogspot.com

منبع : خودنویس 

۱۳۸۹ دی ۳, جمعه

اعتراف خبر گذاری دولتی به قدرت جنبش سبز

اعتراضات مردمی سال 88 کمر ولی فقیه را شکست

ايسنا: محمد كريم عابدى نماينده مجلس شورای اسلامی با ارزيابى از سال 88 گفت: در واقع اين سال كمتر از دوران دفاع مقدس (جنگ ایران و عراق) و دوران سالهای 58 و 59 نبود، اما معضلاتى كه امسال شاهد بوديم بالاتر از معضلات اوايل انقلاب بود. مقام معظم رهبرى فشار زيادى در اين سال تحمل كردند.

۱۳۸۹ آذر ۲۸, یکشنبه

سقوط نظامی سیاسی در جمهوری اسلامی ایران قطعی است .

آنچه که در می آید بخش هایی از مقاله ی مفصّلی است که چند روز پیش در سایت راه توده منتشر شد و می توانید کامل آن را اینجامطالعه کنید . مقاله ای که تحلیل های واقع بینانه و همچنین موضوع آن مرا بر آن داشت تا دست به انتخاب برخی نکات پرنگ تر آن بزنم و از آن خلاصه ای طبق آنچه در ادامه می آید ، آماده کنم .

بحران سیاسی کنونی در ایران بدلیل تبدیل شدن آن به بحران مشروعیت، بدلیل ماهیت قدرت طبقاتی که آماج خود قرار داده و ماهیت طبقاتی نیرویی که در برابر آن شکل گرفته، بدلیل بحران در بالا و مقاومت مردم در پایین و سیاسی شدن وسیع مردم و جلب آنان به مبارزه، همه و همه نشان از یک بحران انقلابی دارد. اینکه نتیجه این بحران انقلابی چه خواهد شد به یک سلسله عوامل عینی و ذهنی و تاثیر تصادفات مثبت و منفی بستگی دارد که مانند هر بحران انقلابی دیگر قابل پیش بینی قطعی نیست ولی پایان عمر قدرت سیاسی کنونی در هر حالت قطعی است.
این تصور که 95 درصد جامعه در یکسو قرار خواهد گرفت و 5 درصد در سوی دیگر از پایه نادرست است. البته بدلیل محدودیت‌های نظام پارلمانی در ایران جنبش سبز یا هر جنبش انقلابی در شرایط کنونی نمی تواند با اکثریت نسبی پیروز شود و به اکثریتی بیش از آن نیاز دارد ولی هرگز نیاز ندارد از همان ابتدا 90 درصد جامعه را در کنار خود داشته باشد.
سخن بر سر این است که گروه حاکم در ایران در “اقلیت” قرار گرفته و “اکثریت” ندارد. اکثریت هم در نظام پارلمانی بر سر صندوق‌های رای تعیین می‌شود نه در اجتماعات حکومتی. مهمترین دلیل شتاب حاکمیت در نفی پایه‌های قانون اساسی از آنروست که می‌داند اکثریت را از دست داده و نمی داند انتخابات پیش رو را چگونه برگزار کند. برعکس پافشاری جنبش سبز بر اجرای قانون اساسی از جمله بخاطر آن است که می‌داند دارای اکثریت است. علاوه بر آنکه شکل جنبش‌های انقلابی در دیکتاتوری‌های فردی با نظام پارلمانی – اعم از محدود یا غیرمحدود- تمایز دارد، شیوه مقابله و تسخیر حکومت نیز در این دو یکی نیست.
حکومت در نظام پارلمانی در پشت یک سلسله سنگرها و لایه‌ها قرار دارد که در واسطه میان حکومت و مردم قرار گرفته‌اند.

ولی جنبش سبز باید بکوشد این روند را مهار کند و همچنان سنگر به سنگر پیش رود و این سنگرها را یکایک فتح کند و بکوشد “هژمونی” خود را بر جامعه نه پس از کسب قدرت بلکه پیش از کسب قدرت برقرار کند. در این شرایط مبارزه فکری و ایدئولوژیک، گسترش و بردن آگاهی‌ها به عمق جامعه، جذب قشرها و طبقات برکنار مانده از مبارزه یا هنوز در تردید، ایجاد شکاف در نهادها و لایه‌های پشتیبان حکومت، سلب مشروعیت آن‌ها، تلاش برای نگه داشتن حکومت در چارچوب‌های قانونی و قانون اساسی و تسخیر سنگرهای آن از درون اهمیت بنیادین کسب می‌کند./////برنامه‌های های دستگاه دولتی که میرحسین موسوی در راس آن قرار داشت و آیت‌الله خمینی از آن پشتیبانی می‌کرد عمدتا بر روی حمایت از منافع قشرهای محروم اجتماعی در شرایط جنگی از یکسو و تلاش برای گسترش بخش خصوصی کوچک و متوسط ملی بنا شده بود.

در نتیجه و بتدریج قشرهای مختلف، دولت و خط امام را مسئول فشارها و سختگیری‌های اجتماعی تصور کرده و به نقش نیروهای ارتجاعی و مرزبندی‌های درونی خط امام توجه نکردند. تجربه درگذشت آیت‌الله خمینی و روی کار آمدن علی خامنه‌ای و گردش به راست ارتجاعی و همه جانبه و تشدید سختگیری‌ها در همه عرصه‌ها و ایجاد انواع و اقسام گشت‌ها و فشارها معلوم ساخت که خمینی و دولت موسوی در یک شرایط پیچیده و زیر حملات همه سویه عمدتا نقش پیشگیرنده از فشارهای اجتماعی و مذهبی را داشته‌اند تا ایجاد کننده آن را.

همراه با فروپاشی اتحاد شوروی و گردش به راست در عرصه جهانی، سیاست سرمایه‌دار سازی از درون نظامیان و بخش دولتی سابق آغاز شد. یک بورژوازی نظامی و دولتی نوین شروع به شکل گیری کرد. این نطفه فاجعه ای بود که امروز به تکامل رسیده است. بخش کوچک و متوسط بورژوازی ملی که در دوران موسوی تقویت شده بود نیز با این روند همراه شد و در مرحله نخست از سیاست موسوم به سازندگی بهره مند گردید و رشد کرد. رشد این بخش بورژوازی که همراه خود نیازهای توسعه اجتماعی و فرهنگی ویژه‌ای را نیز بازتاب می‌داد، در شرایط فشار آرمان‌های انقلاب و توده‌های محروم به رهبر، با نگرانی نظامیان، سرمایه داری تجاری و رهبر جمهوری اسلامی که منافع آنان را نمایندگی می‌کرد روبرو شد. بدینسان رهبر برعلیه این بخش با هدف سه گانه وارد صحنه شد:

1- سخت کردن رقابت این بخش خصوصی با نظامیان و پیش انداختن گروه دوم.

2- جلوگیری از سمتگیری نارضایتی‌ها بسوی سرمایه داری تجاری.

3- سوق دادن نارضایتی اجتماعی در حال گسترش به سمت این بخش خصوصی کوچک و متوسط صنعتی و خدماتی.

کار بتدریج به جایی رسید که عملا هیچ سرمایه داری- هر قدر کوچک – نمی توانست بدون پشتیبانی و باج دادن به وزارت اطلاعات و انواع و اقسام نهادهای نظامی و شریک کردن آنان در سود خود فعالیت کند.

با روی کار آمدن دولت محمد خاتمی و تاکید وی بر قانونگرایی، قدرت نامحدود اطلاعات و نیروهای نظامی و نهادهای وابسته به بیت رهبری را نشانه گرفت و ضربات مهمی نیز به آن وارد آورد.

بحران سیاسی

نطفه‌های بحران سیاسی زمانی آغاز شد که رهبر جمهوری اسلامی برای محدود کردن رئیس جمهور منتخب مردم – محمد خاتمی – بسوی حاکمیت دوگانه رفت و یک تشکیلات نیمه علنی و نیمه مخفی موازی در برابر دولت وی بوجود آورد. حتی دادستان تهران “مرتضوی” را نه رئیس قوه قضائیه و نه دادستان کل کشور، بلکه شخص رهبر منصوب کرد و تا پس از فاجعه کهریزک نیز از بودن او در این مقام دفاع کرد و پس از آن نیز زیر چتر حمایت خود حفظ کرد!

این قوه چهارم با پیروز کردن احمدی نژاد در انتخابات نهم به قدرت حاکمه رسمی تبدیل شد و مراکز صوری و واقعی قدرت در هم ادغام شدند.

با از دست رفتن این استقلال، دولت دیگر نمی توانست کارکرد اصلی خود را در ایجاد پندار فراطبقاتی بودن و بیان منافع کل جامعه بدرستی انجام دهد. بحران سیاسی بدین گونه به بحران مشروعیت ارتقا پیدا کرد و به همه عرصه‌ها گسترش یافت و اکثریت مردم را به صف بندی دربرابر هیات حاکمه کشاند. ریشه مستقیم پیدایش جنبش سبز و سپس تداوم آن در این روند قرار داشت و دارد.
ماهیت و شکل جنبش سبز
بحران سیاسی کنونی در ایران یک بحران انقلابی است؟

بحران سیاسی کنونی در ایران بدلیل تبدیل شدن آن به بحران مشروعیت، بدلیل ماهیت قدرت طبقاتی که آماج خود قرار داده و ماهیت طبقاتی نیرویی که در برابر آن شکل گرفته، بدلیل بحران در بالا و مقاومت مردم در پایین و سیاسی شدن وسیع مردم و جلب آنان به مبارزه، همه و همه نشان از یک بحران انقلابی دارد. اینکه نتیجه این بحران انقلابی چه خواهد شد به یک سلسله عوامل عینی و ذهنی و تاثیر تصادفات مثبت و منفی بستگی دارد که مانند هر بحران انقلابی دیگر قابل پیش بینی قطعی نیست ولی پایان عمر قدرت سیاسی کنونی در هر حالت قطعی است.

برخی که “انقلاب”‌را یک شکل می‌دانند و نه یک محتوا، معتقدند شکلی که بحران کنونی ایران به خود گرفته، یعنی شکل انتخاباتی و قانونگرا به معنای نفی انقلاب است .

بنظر ما کاملا برعکس؛ شکل جنبش سبز نتیجه مستقیم انقلاب 57 و پیامد دستاوردهای مثبت آن انقلاب و در تداوم آن است. در واقع این شکل بحران طبقات حاکم و دولت آن است که تعیین کننده شکل جنبش مردم است. انقلاب 57 با سرنگونی سلطنت و ایجاد یک جمهوری پارلمانی محدود که نافی دیكتاتوری فردی بود شکل خود را نیز نفی کرد و شکل جنبش‌های بعدی انقلابی در ایران را تغییر داد.
هم جنبه پارلمانی و دمکراتیک این نظام و هم محدودیت‌های آن هر دو در شکل جنبش سبز بازتاب یافته و آن را مشروط کرده است.
در نظر بگیریم سطح مشارکت مردم در انتخابات‌های جمهوری اسلامی از سطح متوسط مشارکت جهانی از جمله در کشورهای اروپایی به مراتب بالاتر است. این نشان می‌دهد که مردم سازوکار انتخابات و نظام پارلمانی را علیرغم محدودیت‌های آن جدی می‌گیرند.

مشاركت بالای 75 – 70 درصد یا زیر 30 – 25 درصد به معنای وضع انقلابی یا بحران در این نظام است. قرار نیست در ایران هیچکس و حتی یك اقلیت هوادار علی خامنه‌ای و یا احمدی نژاد نباشد. سخن بر سر این است که گروه حاکم در ایران در “اقلیت” قرار گرفته و “اکثریت” ندارد. اکثریت هم در نظام پارلمانی بر سر صندوق‌های رای تعیین می‌شود نه در اجتماعات حکومتی.

مهمترین دلیل شتاب حاکمیت در نفی پایه‌های قانون اساسی از آنروست که می‌داند اکثریت را از دست داده و نمی داند انتخابات پیش رو را چگونه برگزار کند. در این شرایط اصرار برخی نیروهای اپوزیسیون به اثبات اینکه جمهوری اسلامی نظام پارلمانی نیست در خدمت ایدئولوژی تبلیغی حکومتی قرار گرفته و به آگاهی مردم و قاطعیت آنان برای مطالبه احترام به نظر اکثریت لطمه وارد می‌آورد که باید بر آن غلبه کرد.

شکل پارلمانی جمهوری اسلامی

شکل پارلمانی جمهوری اسلامی و محدودیت‌های آن تعیین کننده شکل جنبش سبز بود که ناگزیر و بطور طبیعی بصورت یک جنبش انتخاباتی ظهور کرد. با گسترش بحران حکومتی و به همان نسبت که جنبش سبز بیشتر در عمق جامعه نفوذ می‌کند و به عنصر تعیین کننده تحولات تبدیل می‌شود، شیوه‌ها و اشکال این جنبش، شیوه‌های مقابله حکومت و شکل دولت را مشروط و محدود می‌کند. به همین دلیل ادامه مقاومت مسالمت آمیز و حفظ جنبه قانونگرای جنبش و تاکید بر اجرای قانون اساسی در این شرایط اهمیت بنیادین دارد و در درازمدت می‌تواند ادامه سرکوب حکومتی را ناممکن کند و آن را به شکست بكشاند. کاربرد خشونت و زور تنها زمانی می‌تواند تداوم داشته باشد که خود را مشروع نشان دهد و پشتیبانی اکثریت مردم را به خود جلب کند. با ادامه مبارزه و مقاومت مسالمت آمیز، خشونت حکومتی بیش از پیش مشروعیت خود را از دست خواهد داد و ادامه آن روزبه روز پرهزینه تر و سرانجام ناممکن خواهد شد.

برخلاف نظام‌های دیکتاتوری فردی که دیکتاتور بطور مستقیم روبروی مردم است، حکومت در نظام پارلمانی در پشت یک سلسله سنگرها و لایه‌ها قرار دارد که در واسطه میان حکومت و مردم قرار گرفته ‌اند. در این شرایط شیوه به اصطلاح “جنگ مستقیم” برای به زیر کشیدن دیکتاتور، جای خود را به جنگ “سنگر به سنگر” برای کسب هژمونی می‌دهد. با وجود آنکه جنبه دیکتاتوری فردی در جمهوری اسلامی – بویژه پس از کودتای 22 خرداد – روزبروز بیشتر تشدید می‌شود و جامعه را به رویارویی مستقیم و کور سوق می‌دهد، ولی جنبش سبز باید بکوشد این روند را مهار کند و همچنان سنگر به سنگر پیش رود و این سنگرها را یکایک فتح کند و بکوشد “هژمونی” خود را بر جامعه نه پس از کسب قدرت بلکه پیش از کسب قدرت برقرار کند. در این شرایط مبارزه فکری و ایدئولوژیک، گسترش و بردن آگاهی‌ها به عمق جامعه، جذب قشرها و طبقات برکنار مانده از مبارزه یا هنوز درتردید، ایجاد شکاف در نهادها و لایه‌های پشتیبان حکومت، سلب مشروعیت آن‌ها، تلاش برای نگه داشتن حکومت در چارچوب‌های قانونی و قانون اساسی و تسخیر سنگرهای آن از درون اهمیت بنیادین کسب می‌کند.

http://esfidvajan.wordpress.com/ 

۱۳۸۹ آذر ۲۷, شنبه

مصاحبه با همسر تاجزاده پس از بازداشت در روز عاشورا

اعضای خانواده محمد نوری‌زاد و فخرالسادات محتشمی‌پور، همسر مصطفی تاج‌زاده، که امروز برای کسب اطلاع از وضعیت همسرانشان و اعتراض به بی‌خبری از آنها به مقابل زندان اوین مراجعه کرده بودند با فحاشی و رفتارهای خشونت آمیز از سوی ماموران امنیتی بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفتند که بعد از چند ساعت آزاد شدند. فاطمه ملکی، همسر محمد نوری‌زاد، که بر اثر فشارهای روحی در بازداشتگاه اوین دچار وخامت حال شده بود، بلافاصله پس از آزادی به بیمارستان منتقل و هم اکنون به دلیل بیماری قلبی در آنجا بستری است.

به نوشته وب‌سایت نوری‌زاد، محمد نوری زاد که در ششمین روز از اعتصاب غذای خشک خود به سر می برد، دچار عوارض اعتصاب و وخامت حال شده، به طوری که در ساعات بامدادی عاشورا مأموران او را به زور به بیمارستان منتقل کرده اند. نوری زاد قبل از اعتصاب غذایش اعلام کرده بود روز عاشورا جنازه اش را بر سر ظالمین خواهد کوبید.


همچنین مصطفی تاجزاده که هنوز در قرنطینه نگهداری می شود، در روزه سیاسی می باشد و بیش از سه هفته است که ملاقاتها و تماس تلفنی وی قطع گردیده است. فخرالسادات محتشمی پور با ابراز نگرانی از وضعیت همسرش می گوید: "ما اجازه نخواهیم داد که آقایان هربلایی که می خواهند بر سرمان بیاورند. و این خطاهایی که دارند انجام می دهند باید هزینه اش را بپردازند. همسرم باید تماس تلفنی و ملاقات داشته باشد و اگر ملاقات ها و تماس تلفنی ایشان برقرار نشود من به همین روند اعتراضی خود ادامه خواهم داد."


به همین مناسبت "جرس" با خانم محتشمی پور در خصوص بازداشت و بر خوردهای نامناسب نیروهای امنیتی با ایشان و خانواده نوری زاد به گفتگو پرداخته که متن آن در پی می آید:


خانم محتشمی پور لطفا بفرمایید امروز به چه منظوری به زندان اوین مراجعه کردید؟


همانطور که اطلاع دارید آقای نوری زاد از روز شنبه و ششمین روزی است که در اعتصاب غذا هستند. خانواده آقای نوری زاد هم در این مدت هیچ اطلاعی از ایشان نداشتند.آقایان تاجزاده و نوری زاد مدتی است که اجازه تماس تلفنی ندارند و ملاقات کابینی بیست دقیقه ای هم که در هفته داشتیم قطع شده است. مدت سه هفته است که ملاقات ها قطع شده و ما هیچ اطلاعی از وضعیت آنها نداریم و این وضعیت نگران کننده ای را بوجود آورده است. بعد از اینکه خبر انتقال آقای نوری زاد به علت شرایط وخیم جسمانی به خانواده ایشان رسید آنها بشدت نگران و آشفته شدند بهمین علت قرار گذاشتند که برای خواندن دعا و اطلاع از وضعیت وی جلوی اوین بروند. من هم مطلع شدم و از آنجاییکه سرنوشت آقای تاجزاده و آقای نوری زاد به هم گره خورده است من هم در جلوی زندان اوین به آنها ملحق شدم.


آقای تاجزاده هنوز در قرنطینه هستند؟


بله، آقای تاجزاده بهمراه آقای نوری زاد در قرطینه هستند و آقای تاجزاده اگرچه در اعتصاب غذا نیست اما روزه سیاسی می گیرند و با توجه به ناراحتی های جسمانی که دارند من بشدت نگران وضعیت ایشان هستم. نگرانی های من هم برای همسرم و هم برای آقای نوری زاد است. به همین علت برای کسب اطلاع از وضعیت آنها و گرفتن ملاقات به زندان اوین مراجعه کردم. زمانیکه رسیدم خانواده آقای نوری زاد در حال خواندن زیارت عاشورا بودند.


چرا چند ماه آنها را در قرنطینه نگه داشته اند؟


من خیلی از آقایان سوال کردم که چرا باید همسرم این همه مدت در قرنطینه نگهداری شود؟ به جای اینکه پاسخ مرا بدهند می گویند شما اقدام غیرقانونی کردید.


والله نمی دانم، من که پیگیر وضعیت همسرم هستم اقدام غیر قانونی است یا اینکه همسرم در قرنطینه؟ آقایان گویا قانون را نمی شناسند.


لطفا در خصوص بازداشتتان بفرمایید؟


زمانیکه مشغول خواندن زیارت عاشورا بودیم ماموران امنیتی حمله کردند و با رفتار بسیارخشن و غیر انسانی ما را داخل ماشین کردند. بحدی رفتار آنها بد و بی ادبانه بود که ما انتظار نداشتیم در بعد از ظهر روز عاشورا تعداد زیادی مامور امنیتی مرد با هتاکی و بی ادبی تمام با زن و بچه زندانیان چنین برخوردی کنند.


ماموران چند نفر بودند؟


زمانیکه من به آنجا رسیدم تعداد زیادی مامور با ماشین در آنجا مستقر شده بودند. ظاهرا به برادر آقای نوری زاد گفته بودند که بیایید صحبت کنیم تا یک راهی پیدا کنیم و شما بروید و ما به شما اطلاع می دهیم. در حال همین گفتگو بودند که یکدفعه یک عده مامور حمله کردند و اجازه ندادند که اینها به یک جمع بندی برسند که بمانند یا بروند. نیروهای امنیتی بسیار خشن و هتاکانه برخورد کردند و رفتارشان به حدی خشن بود که خانم نوری زاد حالشان بد شد.


خانم تاجزاده مورد بازجویی هم قرار گرفتید؟


بله، تک تک اعضای خانواده بازجویی شدند البته من بازجویی نشدم و گفتم: "چون در برگه نوشته شده "متهم دستگیر شده در روز عاشورا" من هیچگونه اتهامی را بر خودم نمی بینم و فقط آمده بودم که از حال همسرم مطلع شوم و جوابی برای شما ندارم و اعتراض من هم به این برخوردهای وحشیانه ای است که از سوی مردان نامحرم در روز عاشورا صورت گرفته است."


وضعیت جسمانی خانم نوری زاد چطور است؟


از آنجا خانم نوری زاد به بیمارستان منتقل شدند و چون سابقه بیماری قلبی دارند که بر اثر این برخوردها شدت گرفت که پزشک معالجشان بشدت نگران بودند. پزشک با توجه به شرایط نامناسب ایشان وضرورت رسیدگی پزشکی وی را بستری کرد.


آقایان انتظارشان این است که هر بلایی که می خواهند بر سر ما و عزیزان ما در زندان بیاورند و ما سکوت کنیم که ما هم سکوت نخواهیم کرد. تا اطلاع از وضعیت همسرانمان این راه را ادامه خواهیم داد حتی خانم نوری زاد با آن حال وخیمشان حاضر نبودند به بیمارستان یا منزل بروند و می گفتند من باید همسرم را ببینم که اگر داروهای آرام بخش نبود امکان نداشت بتوانند ایشان را کنترل کنند.


حال خودتان بعد از این برخوردهای خشن و تهدید آمیز چطور است؟


ما اجازه نخواهیم داد که آقایان هربلایی که می خواهند بر سرمان بیاورند. و این خطاهایی که دارند انجام می دهند باید هزینه اش را بپردازند. همسرم حتما باید تماس تلفنی و ملاقات داشته باشد و اگر ملاقات ها و تماس تلفنی ایشان برقرار نشود من به همین روند اعتراضی خودم ادامه خواهم داد. بعنوان همسر زندانی سیاسی این حق من است که پیگیر وضعیت همسرم باشم و نگران هستم. آقایان وعده می دهند اما عمل نمی کنند ضمن اینکه ملاقات ها و تماس تلفنی حق مسلم ما است. بنابراین از حق مسلم خود نخواهیم گذشت و سکوت نخواهیم کرد.


آیا با مراجع دیدار داشته اید؟


ما طی هفته گذشته با مراجع دیدار داشتیم و بسیاری از آنها رسما عدم رضایتشان از این وضعیت را اعلام می کردند ما هم قصدمان بیشتر اطلاع رسانی بود. من حتی به بعضی از این بزرگان گفتم که اگر شما باخبر شدید که ما را هم دستگیر کرده اند تعجب نکنید به علت اینکه خانواده زندانی سیاسی از نظر آقایان بالقوه مجرم است. یعنی آنها فکر می کنند که وقتی کسی را گرفتند خانواده اش باید سکوت کند در حالیکه در زمان شاه هم چنین چیزی مسبوق به سابقه نبوده است. زمانیکه یک نفر را زندانی می کنند طبیعتا خانواده اش پرسش می کند و وظیفه آنها این است که به پرسش ها پاسخ دهند. البته آقایان می خواهند که در کمال ذلت و حقارت این اتفاق بیافتد که ما زیر بار این مسئله نخواهیم رفت و من از طریق همین مکاتباتم اقدام خواهم کرد که احتمال دارد برنامه های عملی هم داشته باشم...


در پایان چه صحبتی با مسئولین دارید و خواسته هایتان چیست؟


من باز خطاب به آقایان تاکید می کنم که این برخوردها به هیچوجه منجر به سکوت ما نخواهد شد بلکه اقدامات ما را "تشدید" خواهد کرد. یعنی اگر یک بخشی از خانواده الان معترض است کم کم این اعتراض به بقیه اعضاء و بعد از آن به جامعه تسری پیدا خواهد کرد که این قضیه به ضرر آقایان تمام خواهد شد پس بهتر است که هر چه زودتر این مسائل را حل کنند. خواسته ما تماس تلفنی و ملاقات حضوری است به علت اینکه از پشت کابین من نمی توانم بفهمم وضعیت همسرم چطور است. خواسته اصلی امان هم که همان "آزادی بی قید و شرط" عزیزانمان است.

۱۳۸۹ آذر ۲۲, دوشنبه

درخواست سید محمد خاتمی از محمد نوری زاد برای پایان دادن به اعتصاب غذا

کلمه : سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان درپیامی رسمی به محمد نوری زاد جهاد گر دربند از وی خواست تا به اعتصاب غذای خشک خود پایان دهد. نوری زاد سه روز است که در اعتراض به محاکمه توهین آمیز و سه دقیقه ای خود دست به اعتصاب غذا زده است. 

متن پیام حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی که در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است:

نوری زاد برای ما عزیز است و ارزشهای وجودی و خدمات او برای همیشه در خاطره ملت و تاریخ انقلاب ثبت خواهد شد و سلامتی و وجود او همچنان که در گذشته ، امروز و فردا هم ارزشمند و منشأ خیر خواهد بود. هر چند من هم معتقدم به او و بسیاری از سرمایه های انقلاب و کشور و اصل نظام ستم شده و می شود ولی به هر حال برای همه ما آنچه مهم است سرنوشت کشور و انقلاب و اصالت های آن و حفظ حق و حرمت مردم است و در این راه از دادن هزینه نباید پرهیز کرد.

امیدوارم همه بدانند که با همبستگی و پایبندی به قانون اساسی و عدالت است که می توان بر مشکلات غلبه کرد.

من خواهش می کنم آقای نوری زاد از تصمیم خود بر اعتصاب خشک منصرف شود. امیدوارم اصل این تصمیم سبب شود که مسؤلان ذی ربط با تجدید نظر در مورد او و بسیاری از عزیزان دیگر که گرفتارند زمینه را برای اصلاح امور و بازگشت کشور به امنیت و ثبات و قانون فراهم کنند.

سید محمد خاتمی

درخواست سید محمد خاتمی از محمد نوری زاد برای پایان دادن به اعتصاب غذا

کلمه : سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان درپیامی رسمی به محمد نوری زاد جهاد گر دربند از وی خواست تا به اعتصاب غذای خشک خود پایان دهد. نوری زاد سه روز است که در اعتراض به محاکمه توهین آمیز و سه دقیقه ای خود دست به اعتصاب غذا زده است. 

متن پیام حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی که در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است:

نوری زاد برای ما عزیز است و ارزشهای وجودی و خدمات او برای همیشه در خاطره ملت و تاریخ انقلاب ثبت خواهد شد و سلامتی و وجود او همچنان که در گذشته ، امروز و فردا هم ارزشمند و منشأ خیر خواهد بود. هر چند من هم معتقدم به او و بسیاری از سرمایه های انقلاب و کشور و اصل نظام ستم شده و می شود ولی به هر حال برای همه ما آنچه مهم است سرنوشت کشور و انقلاب و اصالت های آن و حفظ حق و حرمت مردم است و در این راه از دادن هزینه نباید پرهیز کرد.

امیدوارم همه بدانند که با همبستگی و پایبندی به قانون اساسی و عدالت است که می توان بر مشکلات غلبه کرد.

من خواهش می کنم آقای نوری زاد از تصمیم خود بر اعتصاب خشک منصرف شود. امیدوارم اصل این تصمیم سبب شود که مسؤلان ذی ربط با تجدید نظر در مورد او و بسیاری از عزیزان دیگر که گرفتارند زمینه را برای اصلاح امور و بازگشت کشور به امنیت و ثبات و قانون فراهم کنند.

سید محمد خاتمی

۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

خبرگزاری فارس با پرچم سپاه ابن زیاد به استقبال محرم ميرود !!!



خبرگزاری فارس با پرچم قرمز سپاه ابن زیاد به استقبال ماه محرم می رود


کافیست که ستمکار، بیدادگری اش را خودش به رسمیت بشناسد.

کافیست که خودش بداند برای حفظ سنگرهایش، باید سنگرهای ریا را رها کند.

کافیست ظلم پنهان در پستوی ریاکاری را عریان کند. بیگناه را به غل و زنجیر بکشد. خون مسلمان بریزد و شاکی را در بند کند.

کافیست که از «الله اکبر» بهراسد. مانند جن خبیثی که از «بسم الله» هراسان است.

همین می شود که ظالم ( عادل دروغین ) ، بی اختیار، خاکریز های ارزش های نمایشی اش را ترک می کند، و صورتک های مظلوم نمایی را که بر چهره زده است، بر زمین می اندازد و سنگر های اخلاق را ترک می کند.

و اینجاست که حق مداران و ستمدیدگان به خاک کربلا می رسند ، و در خاکریز حق و اخلاق ، در کنار حسین (ع) می مانند.

و اینجاست که به قول میرحسین موسوی ، بر ماست که کاری زینبی کنیم .

----

صفحه گروه عکس خبرگزاری فارس
پی نوشت :

نخست . در روایات تاریخی از حادثه کربلا آمده است که نشان و پرچم سپاه ابن زیاد ، به رنگ قرمز بوده است و نشان و پرچم سپاه امام حسین (ع) به رنگ سبز.
دوم. در تعزیه ها و شبیه خوانی ها نیز این رنگ ها به صورت نماد سپاه ظالم و مظلوم در آمده است.
سوم. در سریال تلویزیونی مختارنامه هم می بینیم که سپاهیان ابن زیاد، پرچم و لباس های قرمز به تن دارند ، و یزیدیان با پرچم قرمزی که روی آن لا اله الا الله نوشته، به خیمه های یاران امام برای به اسارت در آوردن زنان و کودکان یورش می برند.


http://shad-news.blogspot.com/search/label

خبرگزاری فارس با پرچم سپاه ابن زیاد به استقبال محرم ميرود !!!



خبرگزاری فارس با پرچم قرمز سپاه ابن زیاد به استقبال ماه محرم می رود


کافیست که ستمکار، بیدادگری اش را خودش به رسمیت بشناسد.

کافیست که خودش بداند برای حفظ سنگرهایش، باید سنگرهای ریا را رها کند.

کافیست ظلم پنهان در پستوی ریاکاری را عریان کند. بیگناه را به غل و زنجیر بکشد. خون مسلمان بریزد و شاکی را در بند کند.

کافیست که از «الله اکبر» بهراسد. مانند جن خبیثی که از «بسم الله» هراسان است.

همین می شود که ظالم ( عادل دروغین ) ، بی اختیار، خاکریز های ارزش های نمایشی اش را ترک می کند، و صورتک های مظلوم نمایی را که بر چهره زده است، بر زمین می اندازد و سنگر های اخلاق را ترک می کند.

و اینجاست که حق مداران و ستمدیدگان به خاک کربلا می رسند ، و در خاکریز حق و اخلاق ، در کنار حسین (ع) می مانند.

و اینجاست که به قول میرحسین موسوی ، بر ماست که کاری زینبی کنیم .

----

صفحه گروه عکس خبرگزاری فارس
پی نوشت :

نخست . در روایات تاریخی از حادثه کربلا آمده است که نشان و پرچم سپاه ابن زیاد ، به رنگ قرمز بوده است و نشان و پرچم سپاه امام حسین (ع) به رنگ سبز.
دوم. در تعزیه ها و شبیه خوانی ها نیز این رنگ ها به صورت نماد سپاه ظالم و مظلوم در آمده است.
سوم. در سریال تلویزیونی مختارنامه هم می بینیم که سپاهیان ابن زیاد، پرچم و لباس های قرمز به تن دارند ، و یزیدیان با پرچم قرمزی که روی آن لا اله الا الله نوشته، به خیمه های یاران امام برای به اسارت در آوردن زنان و کودکان یورش می برند.


http://shad-news.blogspot.com/search/label

درد شهادت شبنم و گريه هاي نگين دخترش مجالم نمي دهد .

درد شهادت شبنم و گريه هاي نگين دخترش مجالم نمي دهد .

مادر ميانسال شبنم ، به خاطر ترس ، تا کنون درباره ماجراي کشته شدن دخترش سکوت کرده و اين درد را ماهها در سينه حبس کرده است.

گريه امانش را بريده است. هنوز لباس سياه بر تن دارد و با گوشه روسري سياه، اشک ها يش را پاک مي کند:" او ظهر عاشورا براي گرفتن نذري از خانه اش خارج شد و نمي دانست چنين سرنوشتي آن هم روز عاشورا در انتظارش باشد. "

روز عاشورا شبنم با چند تن از دوستانش در منزل خود در خيابان شادمان بوده، او براي گرفتن نذري ،ظهر عاشورا از منزل خارج مي شود . تا ساعت پنج بعدازظهر دوست شبنم منتظر مي ماند و وقتي مي بيند خبري از شبنم نيست ،به سر خيابان مي رود و با پرس و جو متوجه مي شود که خوردروي نيروي انتظامي زني چاق و درشت هيکل را که نشانه هاي شبنم بوده ، به زير گرفته است و با مراجعه به کلانتري محل مطمئن مي شود که آن قرباني، شبنم بوده است.

اما دوست شبنم هيچ نشانه و شماره اي از خانواده شبنم نداشت .او با همراهي نگين دختر شش ساله شبنم خانه مادربزگ را پيدا مي کند و خبر کشته شدن شبنم را به مادرش مي دهد.

مادر شبنم مي گويد:" هر روز با خودم مي گويم چطور ممکن است ماشين نيروي انتظامي دختر مرا زير کرده باشد؟ شبنم هيکل درشتي داشت و چاق بود و نمي توانم آن هيکل را تصور کنم که زير چرخ هاي ماشين نيروي انتظامي له شده باشد. "

شاهدان عيني مي گويند ماشين نيروي انتظامي با سرعت به شبنم برخورد مي کند وبعد از چندين بار رد شدن از شکم شبنم ، او را زير چرخ هايش له مي کند.

بعد از چند روز بي خبري از وضعيت شبنم و پس از پي گيري هاي مادر ميانسال، جسد او در يکي از سردخانه هاي کهريزک پيدا مي شود. مادر مي گويد:" به همه جا سر زدم . تمام بيمارستان ها را زير و رو کردم و فهميدم که شبنم را به بيمارستان رسول اکرم منتقل کرده اند اما از او هيچ خبري نبود و هيچ کس هم پاسخگو نبود تا اين که بعد از بيست روز بي خبري از وضعيت دخترم به خانه ما تلفن کردند و گفتند که جسد دخترم در سردخانه کهريزک است."

بيست روز بعد از مرگ شبنم ،جسدش تحويل خانواده داده مي شود و در ميان تدابير شديد امنيتي و تهديد خانواده در قطعه 86 بهشت زهرا دفن مي شود.

مادر مي گويد:" موقع مراسم تدفين نيروهاي پليس دورتادور قطعه 86 را محاصره کرده بودند و بارها هم با من تماس گرفته شد که حق ندارم درباره کشته شدن شبنم چيزي بگويم . به همين خاطر هم من هم سکوت کرده بودم."

در پروانه ي دفن شبنم سهرابي نوشته شده که علت مرگ"صدمات متعدد در اثر اصابت جسم سخت و عوارض ناشي از آن" است و ماههاست که تلاش هاي مادر براي مشخص شدن اين جسم سخت بي نتيجه مانده است. او مي گويد:" دخترم را با ماشين نيروي انتظامي زير گرفته اند اما علت مرگش را نوشته اند برخورد با جسم سخت. مي خواهم بدانم که آيا اين جسم سخت اسمي ندارد؟ "

مادر شبنم مدام مي گويد:" خون دخترم را پايمال کرده اند و من حق او را از کسي جز خدا طلب نمي کنم . پي گيري هاي من براي شناسايي قاتل دخترم بي نتيجه مانده اما خوب مي دانم که خداي شبنم روزي به اين بي عدالتي ها و ظلم ها پايان مي دهد. چگونه است که در روز عاشورا ماهي که خون ريختن حرام است؛ به آساني خون جوانان وطن را بر زمين مي ريزند. يعني آيا خدا نمي خواهد جواب اين ظلم ها را بدهد؟ خوب مي دانم که روزي قاتلان دخترم شناسايي مي شوند و آن روزي است که شايد کمي از دردهاي من کاسته شود."

او به نگين شش ساله که حالا تنها شده نگاهي مي اندازد ": اين روزها مدام مي پرسد چرا مامان بر نمي گرده چه جوابي دارم به او بدهم جز آنکه بگويم مادرت به بهشت رفته است . او با چشمهاي غمگينش به من زل مي زند و مي گويد بهشت چقدر دور است ."
مادربزرگ اين روزها خانه خودش را رها کرده تا ازنگين شش ساله تنها يادگار دخترش در خانه او نگهداري کند اما تحمل خانه برايش بسيار سخت است:" شبنم زندگي را دوست داشت. تازه در کلاس هاي قالي بافي ثبت نام کرده بود. براي زندگي اش برنامه ها داشت اما نگذاشتند دخترم زندگي کند."

پرايد سفيد رنگ شبنم که بعد از عاشورا در پارکينگ خانه پارک شده است مادر را مدام به ياد دخترش مي اندازد:" شبنم عاشق سفر بود و با اين ماشين تا به حال بسياري از شهرهاي ايران رابا اين پرايد گشته بود . هر وقت ماشينش را مي بينم دلم به درد مي آيد.تحمل اين خانه برايم سخت است اما به خاطر نگين کوچولو مجبورم بمانم. خانه خودمان در خيابان کارون است و براي دخترهايم سخت است که نگين آنجا بماند چرا که آنها دانشجو هستند و نگين خيلي شيطنت هاي کودکانه اش زياد است . براي همين از عاشورا به بعد من در اين خانه مانده ام تا از نگين مراقبت کنم."

شبنم سال ها پيش به خاطر اعتياد از شوهرش جدا شده بود و با نگين در آپارتمان کوچک شان در خيابان شادمان زندگي مي کردند.حالا شبنم نيست و نگين با مادربزرگ خود روزها را سپري مي کند اما هر روز چند بار از مادر بزرگ مي پرسد که مامانش کجا رفته است.

مادر مي گويد:" نگين سال بعد به مدرسه مي رود اما مي ترسم آمادگي مدرسه را نداشته باشد. او به لحاظ روحي بسيار آسيب ديده است." و نگين کوچک با چشمان درشت غميگنش به دهان مادربزرگ زل زده و دوباره داستان مرگ مادرش را مي شنود. روزها و ماهها مي گذرند و هر روز خبر جديدي از قربانيان و شهداي روز عاشورا و جنبش سبز روشن مي شود. کسي تا کنون نام شهيد شبنم سهرابي 34 ساله را نشنيده بود و لحظه ي مرگ اين زن جوان و به زير گرفته شدنش توسط نيروي انتظامي شايد در دوربين ها و فيلم ها ثبت نشده باشد اما در ذهن شاهدان خيابان شادمان در ظهر عاشورا ثبت شده و شايد روزي آنها اين جنايات را باز گو کنند.

درد شهادت شبنم و گريه هاي نگين دخترش مجالم نمي دهد .

درد شهادت شبنم و گريه هاي نگين دخترش مجالم نمي دهد .

مادر ميانسال شبنم ، به خاطر ترس ، تا کنون درباره ماجراي کشته شدن دخترش سکوت کرده و اين درد را ماهها در سينه حبس کرده است.

گريه امانش را بريده است. هنوز لباس سياه بر تن دارد و با گوشه روسري سياه، اشک ها يش را پاک مي کند:" او ظهر عاشورا براي گرفتن نذري از خانه اش خارج شد و نمي دانست چنين سرنوشتي آن هم روز عاشورا در انتظارش باشد. "

روز عاشورا شبنم با چند تن از دوستانش در منزل خود در خيابان شادمان بوده، او براي گرفتن نذري ،ظهر عاشورا از منزل خارج مي شود . تا ساعت پنج بعدازظهر دوست شبنم منتظر مي ماند و وقتي مي بيند خبري از شبنم نيست ،به سر خيابان مي رود و با پرس و جو متوجه مي شود که خوردروي نيروي انتظامي زني چاق و درشت هيکل را که نشانه هاي شبنم بوده ، به زير گرفته است و با مراجعه به کلانتري محل مطمئن مي شود که آن قرباني، شبنم بوده است.

اما دوست شبنم هيچ نشانه و شماره اي از خانواده شبنم نداشت .او با همراهي نگين دختر شش ساله شبنم خانه مادربزگ را پيدا مي کند و خبر کشته شدن شبنم را به مادرش مي دهد.

مادر شبنم مي گويد:" هر روز با خودم مي گويم چطور ممکن است ماشين نيروي انتظامي دختر مرا زير کرده باشد؟ شبنم هيکل درشتي داشت و چاق بود و نمي توانم آن هيکل را تصور کنم که زير چرخ هاي ماشين نيروي انتظامي له شده باشد. "

شاهدان عيني مي گويند ماشين نيروي انتظامي با سرعت به شبنم برخورد مي کند وبعد از چندين بار رد شدن از شکم شبنم ، او را زير چرخ هايش له مي کند.

بعد از چند روز بي خبري از وضعيت شبنم و پس از پي گيري هاي مادر ميانسال، جسد او در يکي از سردخانه هاي کهريزک پيدا مي شود. مادر مي گويد:" به همه جا سر زدم . تمام بيمارستان ها را زير و رو کردم و فهميدم که شبنم را به بيمارستان رسول اکرم منتقل کرده اند اما از او هيچ خبري نبود و هيچ کس هم پاسخگو نبود تا اين که بعد از بيست روز بي خبري از وضعيت دخترم به خانه ما تلفن کردند و گفتند که جسد دخترم در سردخانه کهريزک است."

بيست روز بعد از مرگ شبنم ،جسدش تحويل خانواده داده مي شود و در ميان تدابير شديد امنيتي و تهديد خانواده در قطعه 86 بهشت زهرا دفن مي شود.

مادر مي گويد:" موقع مراسم تدفين نيروهاي پليس دورتادور قطعه 86 را محاصره کرده بودند و بارها هم با من تماس گرفته شد که حق ندارم درباره کشته شدن شبنم چيزي بگويم . به همين خاطر هم من هم سکوت کرده بودم."

در پروانه ي دفن شبنم سهرابي نوشته شده که علت مرگ"صدمات متعدد در اثر اصابت جسم سخت و عوارض ناشي از آن" است و ماههاست که تلاش هاي مادر براي مشخص شدن اين جسم سخت بي نتيجه مانده است. او مي گويد:" دخترم را با ماشين نيروي انتظامي زير گرفته اند اما علت مرگش را نوشته اند برخورد با جسم سخت. مي خواهم بدانم که آيا اين جسم سخت اسمي ندارد؟ "

مادر شبنم مدام مي گويد:" خون دخترم را پايمال کرده اند و من حق او را از کسي جز خدا طلب نمي کنم . پي گيري هاي من براي شناسايي قاتل دخترم بي نتيجه مانده اما خوب مي دانم که خداي شبنم روزي به اين بي عدالتي ها و ظلم ها پايان مي دهد. چگونه است که در روز عاشورا ماهي که خون ريختن حرام است؛ به آساني خون جوانان وطن را بر زمين مي ريزند. يعني آيا خدا نمي خواهد جواب اين ظلم ها را بدهد؟ خوب مي دانم که روزي قاتلان دخترم شناسايي مي شوند و آن روزي است که شايد کمي از دردهاي من کاسته شود."

او به نگين شش ساله که حالا تنها شده نگاهي مي اندازد ": اين روزها مدام مي پرسد چرا مامان بر نمي گرده چه جوابي دارم به او بدهم جز آنکه بگويم مادرت به بهشت رفته است . او با چشمهاي غمگينش به من زل مي زند و مي گويد بهشت چقدر دور است ."
مادربزرگ اين روزها خانه خودش را رها کرده تا ازنگين شش ساله تنها يادگار دخترش در خانه او نگهداري کند اما تحمل خانه برايش بسيار سخت است:" شبنم زندگي را دوست داشت. تازه در کلاس هاي قالي بافي ثبت نام کرده بود. براي زندگي اش برنامه ها داشت اما نگذاشتند دخترم زندگي کند."

پرايد سفيد رنگ شبنم که بعد از عاشورا در پارکينگ خانه پارک شده است مادر را مدام به ياد دخترش مي اندازد:" شبنم عاشق سفر بود و با اين ماشين تا به حال بسياري از شهرهاي ايران رابا اين پرايد گشته بود . هر وقت ماشينش را مي بينم دلم به درد مي آيد.تحمل اين خانه برايم سخت است اما به خاطر نگين کوچولو مجبورم بمانم. خانه خودمان در خيابان کارون است و براي دخترهايم سخت است که نگين آنجا بماند چرا که آنها دانشجو هستند و نگين خيلي شيطنت هاي کودکانه اش زياد است . براي همين از عاشورا به بعد من در اين خانه مانده ام تا از نگين مراقبت کنم."

شبنم سال ها پيش به خاطر اعتياد از شوهرش جدا شده بود و با نگين در آپارتمان کوچک شان در خيابان شادمان زندگي مي کردند.حالا شبنم نيست و نگين با مادربزرگ خود روزها را سپري مي کند اما هر روز چند بار از مادر بزرگ مي پرسد که مامانش کجا رفته است.

مادر مي گويد:" نگين سال بعد به مدرسه مي رود اما مي ترسم آمادگي مدرسه را نداشته باشد. او به لحاظ روحي بسيار آسيب ديده است." و نگين کوچک با چشمان درشت غميگنش به دهان مادربزرگ زل زده و دوباره داستان مرگ مادرش را مي شنود. روزها و ماهها مي گذرند و هر روز خبر جديدي از قربانيان و شهداي روز عاشورا و جنبش سبز روشن مي شود. کسي تا کنون نام شهيد شبنم سهرابي 34 ساله را نشنيده بود و لحظه ي مرگ اين زن جوان و به زير گرفته شدنش توسط نيروي انتظامي شايد در دوربين ها و فيلم ها ثبت نشده باشد اما در ذهن شاهدان خيابان شادمان در ظهر عاشورا ثبت شده و شايد روزي آنها اين جنايات را باز گو کنند.

افشاگری های ویکی لیکس ادامه دارد . دولت ایران از مقامات عراقی با زنان روسپی استقبال کرد .

یکی از شیوخ عراقی در شرح سفر اخیر خود به ایران گفت در این سفر مزاکرات طولانی با مقامات ایرانی داشتیم. دولت ایران تلاش میکند که با جلب نظر مساعد شیوخ و رهبران قبایل محلی نفوذ خود را در عراق افزایش دهد.

وی علت اصلی سفر خود به ایران را معالجات پزشکی عنوان کرد. وی گفت سرگرمی های لذت بخشی در طی این سفر برای ایشان فراهم شده بود از جمله چندین ازدواج موقت. او اضافه کرد برخی دیگر از شیوخ هم که اخیرا مهمان دولت ایران بوده اند از این امکانات! بهره برده اند.

http://www.wikileaks.ch/cable/2010/01/10BAGHDAD167.html

افشاگری های ویکی لیکس ادامه دارد . دولت ایران از مقامات عراقی با زنان روسپی استقبال کرد .

یکی از شیوخ عراقی در شرح سفر اخیر خود به ایران گفت در این سفر مزاکرات طولانی با مقامات ایرانی داشتیم. دولت ایران تلاش میکند که با جلب نظر مساعد شیوخ و رهبران قبایل محلی نفوذ خود را در عراق افزایش دهد.

وی علت اصلی سفر خود به ایران را معالجات پزشکی عنوان کرد. وی گفت سرگرمی های لذت بخشی در طی این سفر برای ایشان فراهم شده بود از جمله چندین ازدواج موقت. او اضافه کرد برخی دیگر از شیوخ هم که اخیرا مهمان دولت ایران بوده اند از این امکانات! بهره برده اند.

http://www.wikileaks.ch/cable/2010/01/10BAGHDAD167.html

نماینده مجلس : زندانیان فتنه 88 مجرم سیاسی نیستند، مفسد فی الارضند !!!

نماینده مجلس : زندانیان فتنه 88 مجرم سیاسی نیستند، مفسد فی الارضند !

عضو كمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با تأكید بر اینكه زندانیان فتنه 88، از جرم سیاسی عبور و مفسد فی‌الارض هستند، گفت: اقدامات زندانیان فتنه 88 اصلاً ربطی به جرم سیاسی ندارد. 


به گزارش فارس: غضنفرآبادی، نماینده مردم بم در مجلس شورای اسلامی با اشاره به نامه 16 تن از زندانیان فتنه 88 به هاشمی‌رفسنجانی در تعریف جرم سیاسی، اظهارداشت: حتی اگر جرم سیاسی هم تعریف شود این افراد نمی‌توانند تحت پوشش جرم سیاسی از ارتكا به جنایاتی كه انجام داده‌اند، خارج و تبرئه شوند.

وی با تأكید بر اینكه اقدامات زندانیان فتنه 88 اصلاً ربطی به جرم سیاسی ندارد، تصریح‌كرد: افرادی كه اموال عمومی را آتش زده، ایجاد رعب و وحشت در بین مردم كرده‌ و با شادكردن دشمنان، دوستان نظام و انقلاب را غصه‌دار و موجب قتل تعدادی از هموطنانمان شدند در واقع از جرم سیاسی عبور كرده و از نظام، انقلاب و قانون اساسی عدول كرده‌ و مفسد فی‌الارض هستند.

عضو كمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با تأكید بر اینكه اقدامات فتنه‌گران سال گذشته در قالب یك بحران خود را بروز و نشان داد، یادآورشد: افرادی كه این اقدامات را ایجاد و دشمنان با حمایت مالی آنها را سازماندهی می‌كردند، مجازات قانونی این‌ها روشن بوده و جزو جرائم سیاسی به شمار نمی‌روند.

وی با بیان اینكه اقدامات محاربانه فتنه‌گران بسیار صریح، شفاف و روشن است، خاطر‌نشان‌كرد: این افراد طبق قانون مجازات اسلامی و موازین شرعی مجرم هستند و باید به مجازات قانونی خود برسند و آنهایی هم كه مجازات شده‌اند، برای دیگران عبرت باشند.

ریمیشیل : این نماینده مجلس گویا فراموش کرده که در دورقبلی انتخابات مجلس هم مثل دور قبلی انتخابات ریاست جمهوری تقلب گسترده و لیستی صورت گرفت و در واقع ایشان نماینده مردم نیستند . همانطوری که احمدی نژاد نماینده مردم تهران نیست . 

نماینده مجلس : زندانیان فتنه 88 مجرم سیاسی نیستند، مفسد فی الارضند !!!

نماینده مجلس : زندانیان فتنه 88 مجرم سیاسی نیستند، مفسد فی الارضند !

عضو كمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با تأكید بر اینكه زندانیان فتنه 88، از جرم سیاسی عبور و مفسد فی‌الارض هستند، گفت: اقدامات زندانیان فتنه 88 اصلاً ربطی به جرم سیاسی ندارد. 


به گزارش فارس: غضنفرآبادی، نماینده مردم بم در مجلس شورای اسلامی با اشاره به نامه 16 تن از زندانیان فتنه 88 به هاشمی‌رفسنجانی در تعریف جرم سیاسی، اظهارداشت: حتی اگر جرم سیاسی هم تعریف شود این افراد نمی‌توانند تحت پوشش جرم سیاسی از ارتكا به جنایاتی كه انجام داده‌اند، خارج و تبرئه شوند.

وی با تأكید بر اینكه اقدامات زندانیان فتنه 88 اصلاً ربطی به جرم سیاسی ندارد، تصریح‌كرد: افرادی كه اموال عمومی را آتش زده، ایجاد رعب و وحشت در بین مردم كرده‌ و با شادكردن دشمنان، دوستان نظام و انقلاب را غصه‌دار و موجب قتل تعدادی از هموطنانمان شدند در واقع از جرم سیاسی عبور كرده و از نظام، انقلاب و قانون اساسی عدول كرده‌ و مفسد فی‌الارض هستند.

عضو كمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با تأكید بر اینكه اقدامات فتنه‌گران سال گذشته در قالب یك بحران خود را بروز و نشان داد، یادآورشد: افرادی كه این اقدامات را ایجاد و دشمنان با حمایت مالی آنها را سازماندهی می‌كردند، مجازات قانونی این‌ها روشن بوده و جزو جرائم سیاسی به شمار نمی‌روند.

وی با بیان اینكه اقدامات محاربانه فتنه‌گران بسیار صریح، شفاف و روشن است، خاطر‌نشان‌كرد: این افراد طبق قانون مجازات اسلامی و موازین شرعی مجرم هستند و باید به مجازات قانونی خود برسند و آنهایی هم كه مجازات شده‌اند، برای دیگران عبرت باشند.

ریمیشیل : این نماینده مجلس گویا فراموش کرده که در دورقبلی انتخابات مجلس هم مثل دور قبلی انتخابات ریاست جمهوری تقلب گسترده و لیستی صورت گرفت و در واقع ایشان نماینده مردم نیستند . همانطوری که احمدی نژاد نماینده مردم تهران نیست . 

۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه

احمد جنتی : در افتادن با ولی فقیه در افتادن با علی و حسین (ع) است !!!

به گزارش جهان ، آيت‌الله احمد جنتي امام جمعه موقت امروز تهران در خطبه اول نماز جمعه ضمن دعوت مردم به تقواي الهي، ماه محرم را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: حسين مايه عزت و افتخار مسلمانان و نجات‌بخش انسانيت و اسلام است و آنچه از اسلام باقي مانده، به بركت خون پاك حسين و ياران اوست.

وي‌ با تأكيد بر اينكه اگر حسين (ع) نبود، امروز اثري از اسلام باقي نمانده بود، حادثه كربلا را درس و عبرت بزرگي براي هميشه تاريخ دانست و گفت: در آن زمان عده‌اي مسلمان مدعي اسلام به جنگ با پسر پيامبر آمدند و به بي‌رحمانه‌ترين شكل، پسر پيامبر (ص) را به شهادت رساندند؛ قساوت و بي‌رحمي و بي‌انصافي تا آن حد كه حتي به يك بچه شيرخواره هم رحم نكردند، از عجايب روزگار است.

امام جمعه موقت تهران همچنين گفت: امام حسين و يارانش با مقاومت، ايستادگي و پايداري در بالاترين حد ممكن، حاضر به تسليم نشدند و شهادت و خستگي و اسارت را پذيرفتند؛ آنان همه آنچه كه اتفاق افتاد را قبول كردند و يك كلمه هم كوتاه نيامدند؛ حسين (ع) شهيد امر به معروف و نهي از منكر است.

وي بر همين اساس ادامه داد: حسين (ع) فرمود "براي امر به معروف و نهي از منكر قيام مي‌كنم "، او با بزرگترين منكر، كه حكومت اموي بود برافتاد، يعني حكومتي ضد خدا، ضد پيامبر و ضد قرآن كه با شهادت امام‌حسين (ع) ساقط شد و نبايد عاشورا و درس‌هاي آن را فراموش كنيم.

آيت‌الله جنتي ضمن گرامي‌داشت هفته امر به معروف و نهي از منكر، ‌گفت: بايد اين وظيفه متروكه را فراموش نكنيم؛ بايد از گناهانمان توبه كنيم و به امام حسين (ع)‌ متوسل شويم و بايد بدانيم هر آنچه به سرمان مي‌آيد از گناهاني است كه انجام مي‌دهيم، اكنون گرفتار كم‌آبي و خشكسالي هستيم كه از ديد توحيدي و قرآني، مصيبتي كه بر شما وارد مي‌شود، بر اثر كارهايي است كه انجام مي‌دهيد و يكي از مصيبت‌هاي بزرگ خشكسالي است كه اين‌گونه موجب ايجاد مشكلاتي براي مردم مي‌شود، بنابراين توصيه اكيد مي‌كنم در اين ايام ماه محرم همه ملت، با تضرع و زاري به درگاه پروردگار و توسل به امام‌حسين (ع) از گناهان توبه كنند چرا كه در اين صورت خداوند باران رحمتش را فرو مي‌فرستد.

حادثه عاشورا نتيجه فراموش كردن "غدير" بود
وي همچنين با تأكيد بر اينكه حادثه عاشورا نتيجه فراموش كردن "غدير " بود، گفت: غدير فراموش شد و حسين، علي و امام‌حسن (ع) به شهادت رسيدند. اگر مسئله ولايت برقرار نشود همه چيز بر باد مي‌رود؛ ما شاهديم با اينكه تبليغ رسالت شد و پيامبر (ص)، امام‌علي (ع) را به عنوان ولي و جانشين پس از خود معرفي كرد، اما باز هم بسياري اين پيام را دريافت نكردند و سياسي كاري‌ها و قدرت‌طلبي‌ها حاكم شد و علي (ع) خانه‌نشين شد و به دنبال آن اين مشكلات پيش آمد، پس هر آنچه كه اتفاق افتاد به دليل فراموش شدن حادثه "غدير " است.

به گفته اين عضو فقهاي شوراي نگهبان قانون اساسي، مسئله ولايت را بايد بسيار مهم تلقي كنيم و بايد از حادثه غدير درس بگيريم و بدانيم كه بقاي اسلام به بقاي ولايت است و زوال اسلام به زوال ولايت است.

"اگر امروز شاهديم كه روح اسلام‌خواهي و ايثارگري و شهادت‌طلبي در ميان جامعه ما زنده شده، جامعه عزيزي پيدا شده كه در مواقع مختلف دست به درگاه پروردگار بلند مي‌كنند، جلسات دعا برقرار مي‌شود، اشك‌ها جاري مي‌شود و دل‌ها شكسته مي‌شود، به بركت "ولايت‌فقيه " است، امروز ولايت امر تشكيل و زنده شد."

خطيب نماز جمعه امروز تهران در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينكه عزت و سربلندي كه پروردگار به اين ملت، جامعه، انقلاب و اسلام عطا فرموده به بركت "ولايت‌فقيه " است، يادآور شد: "ولايت‌فقيه " بايد حاكم باشد و همان قدرتي را كه خداوند به او داده در دست داشته باشد چرا كه در اين صورت احياي "اسلام و قرآن " تضمين مي‌شود؛ نبايد از اين موضوع غفلت شود و كساني كه گاهي در برابر اين موضوع حركات نامعقول انجام مي‌دهند، بايد بدانند كه مرتكب گناه بسيار بزرگي مي‌شوند.

آيت‌الله جنتي همچنين با بيان اينكه با "ولايت‌فقيه " درافتادن، با علي و حسين درافتادن است چرا كه اين ادامه همان رشته است، عنوان كرد: بايد از عاشورا درس‌هاي زيادي بگيريم و بدانيم اگر مي‌خواهيم اسلام و قرآن زنده باشند، ‌بايد جايگاه "ولايت‌فقيه " را حفظ كنيم چرا كه اين ولي‌فقيه است كه در هر زماني كه نظام و كشور و مردم به مخاطره مي‌افتند، احساس مسئوليت مي‌كند و كشور را به وحدت مي‌رساند.

ما حادثه تلخ عاشوراي 88 را نمي‌توانيم فراموش كنيم
خطيب نماز جمعه امروز تهران در ادامه سخنانش با يادآوري اينكه ما حادثه تلخ عاشوراي 88 را نمي‌توانيم فراموش كنيم، گفت: عده‌اي كه از نظام، اسلام، انقلاب، ولي‌فقيه، امام‌خميني (ره) و رهبر فرزانه انقلاب عقده داشتند، اين افراد زماني كه ديدند زمينه براي آنها فراهم شده، در اثر آن حركت لعنتي كه انجام دادند و اغتشاشي كه به وجود آوردند، زمينه‌ها را براي اين افراد فراهم كردند و آن‌ها باورشان شد كه نظام در سراشيبي سقوط قرار گرفته و اين را باور كردند در خارج و در داخل و مسئله براندازي نظام مطرح شد، عده‌اي باور نمي‌كردند كه مقام معظم رهبري مي‌فرمودند "مسئله "انتخابات " نيست، مسئله جزئي نيست و حتي مسئله "ولايت‌فقيه " هم نيست، بلكه مسئله "نظام " و "اسلام " است " آن مسئله‌اي كه در آن هدف مشترك بهائيون و منافقين و احزاب منحرف گوناگون و هر ضد اسلام و ضد انقلابي در آن وجود دارد، مسئله براندازي نظام يعني مخالفت با اسلام است اما خداوند آبروي آنها را به دست خودشان برد.

"غبار فتنه همه جا را فراگرفته بود و بسياري از چشم‌ها جايي را نمي‌ديدند و متوجه نبودند كه چه اتفاقي رخ داده، زماني كه فتنه‌گران با حسين (ع) درافتادند، وقتي با پرچم حسيني شروع به هتاكي كردند و به عزاداران حسيني رگبار سنگ بستند، وقتي كه رسماً آمدند و به مظاهر ديني اهانت كردند، آن وقت بود كه اين غبار فرو نشست و بسياري سخناني را كه متوجه نمي‌شدند را متوجه شدند كه مسئله خداوند و پيغمبر است و مسئله امام‌حسين (ع) است و ماوراي موضوع "ولايت‌فقيه " است ".

آيت‌الله جنتي در خاتمه خطبه اول خود گفت: اين درس بزرگي بود كه ملت ايران از تاريخ گرفت و به لطف خداوند آنچه پيش مي‌آيد تلخي و سختي و ناگواري دارد ولي بركاتي هم داشت و غيرت حسيني در ميان مردم به جوش آمد و كساني كه تا آن زمان تصور مي‌كردند اين افراد راه درستي را طي مي‌كنند و حاضر بودند به آنها را كمك كنند، اما از عاشوراي 88 به بعد متوجه شدند كه اشتباه مي‌كردند و به لطف الهي شرايط درست شد

احمد جنتی : در افتادن با ولی فقیه در افتادن با علی و حسین (ع) است !!!

به گزارش جهان ، آيت‌الله احمد جنتي امام جمعه موقت امروز تهران در خطبه اول نماز جمعه ضمن دعوت مردم به تقواي الهي، ماه محرم را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: حسين مايه عزت و افتخار مسلمانان و نجات‌بخش انسانيت و اسلام است و آنچه از اسلام باقي مانده، به بركت خون پاك حسين و ياران اوست.

وي‌ با تأكيد بر اينكه اگر حسين (ع) نبود، امروز اثري از اسلام باقي نمانده بود، حادثه كربلا را درس و عبرت بزرگي براي هميشه تاريخ دانست و گفت: در آن زمان عده‌اي مسلمان مدعي اسلام به جنگ با پسر پيامبر آمدند و به بي‌رحمانه‌ترين شكل، پسر پيامبر (ص) را به شهادت رساندند؛ قساوت و بي‌رحمي و بي‌انصافي تا آن حد كه حتي به يك بچه شيرخواره هم رحم نكردند، از عجايب روزگار است.

امام جمعه موقت تهران همچنين گفت: امام حسين و يارانش با مقاومت، ايستادگي و پايداري در بالاترين حد ممكن، حاضر به تسليم نشدند و شهادت و خستگي و اسارت را پذيرفتند؛ آنان همه آنچه كه اتفاق افتاد را قبول كردند و يك كلمه هم كوتاه نيامدند؛ حسين (ع) شهيد امر به معروف و نهي از منكر است.

وي بر همين اساس ادامه داد: حسين (ع) فرمود "براي امر به معروف و نهي از منكر قيام مي‌كنم "، او با بزرگترين منكر، كه حكومت اموي بود برافتاد، يعني حكومتي ضد خدا، ضد پيامبر و ضد قرآن كه با شهادت امام‌حسين (ع) ساقط شد و نبايد عاشورا و درس‌هاي آن را فراموش كنيم.

آيت‌الله جنتي ضمن گرامي‌داشت هفته امر به معروف و نهي از منكر، ‌گفت: بايد اين وظيفه متروكه را فراموش نكنيم؛ بايد از گناهانمان توبه كنيم و به امام حسين (ع)‌ متوسل شويم و بايد بدانيم هر آنچه به سرمان مي‌آيد از گناهاني است كه انجام مي‌دهيم، اكنون گرفتار كم‌آبي و خشكسالي هستيم كه از ديد توحيدي و قرآني، مصيبتي كه بر شما وارد مي‌شود، بر اثر كارهايي است كه انجام مي‌دهيد و يكي از مصيبت‌هاي بزرگ خشكسالي است كه اين‌گونه موجب ايجاد مشكلاتي براي مردم مي‌شود، بنابراين توصيه اكيد مي‌كنم در اين ايام ماه محرم همه ملت، با تضرع و زاري به درگاه پروردگار و توسل به امام‌حسين (ع) از گناهان توبه كنند چرا كه در اين صورت خداوند باران رحمتش را فرو مي‌فرستد.

حادثه عاشورا نتيجه فراموش كردن "غدير" بود
وي همچنين با تأكيد بر اينكه حادثه عاشورا نتيجه فراموش كردن "غدير " بود، گفت: غدير فراموش شد و حسين، علي و امام‌حسن (ع) به شهادت رسيدند. اگر مسئله ولايت برقرار نشود همه چيز بر باد مي‌رود؛ ما شاهديم با اينكه تبليغ رسالت شد و پيامبر (ص)، امام‌علي (ع) را به عنوان ولي و جانشين پس از خود معرفي كرد، اما باز هم بسياري اين پيام را دريافت نكردند و سياسي كاري‌ها و قدرت‌طلبي‌ها حاكم شد و علي (ع) خانه‌نشين شد و به دنبال آن اين مشكلات پيش آمد، پس هر آنچه كه اتفاق افتاد به دليل فراموش شدن حادثه "غدير " است.

به گفته اين عضو فقهاي شوراي نگهبان قانون اساسي، مسئله ولايت را بايد بسيار مهم تلقي كنيم و بايد از حادثه غدير درس بگيريم و بدانيم كه بقاي اسلام به بقاي ولايت است و زوال اسلام به زوال ولايت است.

"اگر امروز شاهديم كه روح اسلام‌خواهي و ايثارگري و شهادت‌طلبي در ميان جامعه ما زنده شده، جامعه عزيزي پيدا شده كه در مواقع مختلف دست به درگاه پروردگار بلند مي‌كنند، جلسات دعا برقرار مي‌شود، اشك‌ها جاري مي‌شود و دل‌ها شكسته مي‌شود، به بركت "ولايت‌فقيه " است، امروز ولايت امر تشكيل و زنده شد."

خطيب نماز جمعه امروز تهران در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينكه عزت و سربلندي كه پروردگار به اين ملت، جامعه، انقلاب و اسلام عطا فرموده به بركت "ولايت‌فقيه " است، يادآور شد: "ولايت‌فقيه " بايد حاكم باشد و همان قدرتي را كه خداوند به او داده در دست داشته باشد چرا كه در اين صورت احياي "اسلام و قرآن " تضمين مي‌شود؛ نبايد از اين موضوع غفلت شود و كساني كه گاهي در برابر اين موضوع حركات نامعقول انجام مي‌دهند، بايد بدانند كه مرتكب گناه بسيار بزرگي مي‌شوند.

آيت‌الله جنتي همچنين با بيان اينكه با "ولايت‌فقيه " درافتادن، با علي و حسين درافتادن است چرا كه اين ادامه همان رشته است، عنوان كرد: بايد از عاشورا درس‌هاي زيادي بگيريم و بدانيم اگر مي‌خواهيم اسلام و قرآن زنده باشند، ‌بايد جايگاه "ولايت‌فقيه " را حفظ كنيم چرا كه اين ولي‌فقيه است كه در هر زماني كه نظام و كشور و مردم به مخاطره مي‌افتند، احساس مسئوليت مي‌كند و كشور را به وحدت مي‌رساند.

ما حادثه تلخ عاشوراي 88 را نمي‌توانيم فراموش كنيم
خطيب نماز جمعه امروز تهران در ادامه سخنانش با يادآوري اينكه ما حادثه تلخ عاشوراي 88 را نمي‌توانيم فراموش كنيم، گفت: عده‌اي كه از نظام، اسلام، انقلاب، ولي‌فقيه، امام‌خميني (ره) و رهبر فرزانه انقلاب عقده داشتند، اين افراد زماني كه ديدند زمينه براي آنها فراهم شده، در اثر آن حركت لعنتي كه انجام دادند و اغتشاشي كه به وجود آوردند، زمينه‌ها را براي اين افراد فراهم كردند و آن‌ها باورشان شد كه نظام در سراشيبي سقوط قرار گرفته و اين را باور كردند در خارج و در داخل و مسئله براندازي نظام مطرح شد، عده‌اي باور نمي‌كردند كه مقام معظم رهبري مي‌فرمودند "مسئله "انتخابات " نيست، مسئله جزئي نيست و حتي مسئله "ولايت‌فقيه " هم نيست، بلكه مسئله "نظام " و "اسلام " است " آن مسئله‌اي كه در آن هدف مشترك بهائيون و منافقين و احزاب منحرف گوناگون و هر ضد اسلام و ضد انقلابي در آن وجود دارد، مسئله براندازي نظام يعني مخالفت با اسلام است اما خداوند آبروي آنها را به دست خودشان برد.

"غبار فتنه همه جا را فراگرفته بود و بسياري از چشم‌ها جايي را نمي‌ديدند و متوجه نبودند كه چه اتفاقي رخ داده، زماني كه فتنه‌گران با حسين (ع) درافتادند، وقتي با پرچم حسيني شروع به هتاكي كردند و به عزاداران حسيني رگبار سنگ بستند، وقتي كه رسماً آمدند و به مظاهر ديني اهانت كردند، آن وقت بود كه اين غبار فرو نشست و بسياري سخناني را كه متوجه نمي‌شدند را متوجه شدند كه مسئله خداوند و پيغمبر است و مسئله امام‌حسين (ع) است و ماوراي موضوع "ولايت‌فقيه " است ".

آيت‌الله جنتي در خاتمه خطبه اول خود گفت: اين درس بزرگي بود كه ملت ايران از تاريخ گرفت و به لطف خداوند آنچه پيش مي‌آيد تلخي و سختي و ناگواري دارد ولي بركاتي هم داشت و غيرت حسيني در ميان مردم به جوش آمد و كساني كه تا آن زمان تصور مي‌كردند اين افراد راه درستي را طي مي‌كنند و حاضر بودند به آنها را كمك كنند، اما از عاشوراي 88 به بعد متوجه شدند كه اشتباه مي‌كردند و به لطف الهي شرايط درست شد

۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه

صادق لاریجانی و محسن رضایی پیروزی موسوی را تبريک گفته بودند .

علی شکوری راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت که از بازداشت کودتاچی ها رهائی یافته و از زندان بیرون آمده، به لرستان سفر کرده و در دانشگاه لرستان با عبدالرضا داوری از حامیان دولت احمدی نژاد مناظره کرد. عنوان این مناظره «بصیرت دانشجویی» بود. دراین مناظره علاوه بر طرح دیدگاه های دو طرف، نکات خبری مهمی نیز فاش شد که تاکنون انتشار نیافته و به قول شکوری راد، صلاح نبوده است. از جمله تبریک صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه به میرحسین موسوی بعنوان برنده انتخابات 22 خرداد، در پایان رای گیری. تاکنون خبر تبریک علی لاریجانی رئیس مجلس به میرحسین موسوی بعنوان برنده انتخابات 22 خرداد، در شب رای گیری منتشر شده بود. همچنین از تماس محسن رضائی با موسوی و گفتن تبریک پیروزی در انتخابات. در همین مناظره فاش شد که علی خامنه ای سخنرانی هائی دارد که منتشر نشده و ظاهرا همه سخنرانی های او منتشر نمی شود. نکته دیگر، اعلام حمایت 7 عضو شورای نگهبان از احمدی نژاد در آستانه انتخابات 22 خرداد است. همچنان که خبر دیگر، از تلاش کودتاچی ها برای از بین بردن اسناد کودتای 22 خرداد و یا این خبر که بازجوها در زندان رسما و با وقاحت به قربانیانی که در اتاق های بازجوئی و شکنجه از رعایت قانون سخن می گویند، رسما گفته می شود: از قانون حرف نزنید!


لازم به ذکر است صادق لاريجاني در ان زمان عضو شوراي نگهبان بوده است

صادق لاریجانی و محسن رضایی پیروزی موسوی را تبريک گفته بودند .

علی شکوری راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت که از بازداشت کودتاچی ها رهائی یافته و از زندان بیرون آمده، به لرستان سفر کرده و در دانشگاه لرستان با عبدالرضا داوری از حامیان دولت احمدی نژاد مناظره کرد. عنوان این مناظره «بصیرت دانشجویی» بود. دراین مناظره علاوه بر طرح دیدگاه های دو طرف، نکات خبری مهمی نیز فاش شد که تاکنون انتشار نیافته و به قول شکوری راد، صلاح نبوده است. از جمله تبریک صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه به میرحسین موسوی بعنوان برنده انتخابات 22 خرداد، در پایان رای گیری. تاکنون خبر تبریک علی لاریجانی رئیس مجلس به میرحسین موسوی بعنوان برنده انتخابات 22 خرداد، در شب رای گیری منتشر شده بود. همچنین از تماس محسن رضائی با موسوی و گفتن تبریک پیروزی در انتخابات. در همین مناظره فاش شد که علی خامنه ای سخنرانی هائی دارد که منتشر نشده و ظاهرا همه سخنرانی های او منتشر نمی شود. نکته دیگر، اعلام حمایت 7 عضو شورای نگهبان از احمدی نژاد در آستانه انتخابات 22 خرداد است. همچنان که خبر دیگر، از تلاش کودتاچی ها برای از بین بردن اسناد کودتای 22 خرداد و یا این خبر که بازجوها در زندان رسما و با وقاحت به قربانیانی که در اتاق های بازجوئی و شکنجه از رعایت قانون سخن می گویند، رسما گفته می شود: از قانون حرف نزنید!


لازم به ذکر است صادق لاريجاني در ان زمان عضو شوراي نگهبان بوده است

ایران به زودی تمام مشکلات آب و برق و .. لبنانی ها را حل میکند !!!!

سفیر ایران در لبنان گفت: ایران با یك موضع برابر با تمامی لبنانی‌ها برخورد می‌كند و از مردم، موسسات و سرزمین لبنان حمایت می‌كند. ایران با پایبندی به تعهدات و پیمان‌های انجام شده در تهران و لبنان، گام‌های موثری در این زمینه برداشته كه به زودی مشكلات لبنان از جمله برق، آب و غیره حل خواهد شد.

به گزارش ایسنا؛ سفیر كشورمان در بیروت نیز با تقدیر از تلاش‌ها و اقدامات جبهه عمل اسلامی در صحنه لبنان بر ضرورت بهره‌گیری از فضای مثبت پیش آمده از سفر محمود احمدی‌نژاد به لبنان و هم‌چنین سفر اخیر سعد حریری ـ نخست‌وزیر لبنان ـ به ایران تاكید كرد.

غضنفر ركن‌آبادی در دیدار با شیخ عبد الناصر جبری ـ هماهنگ‌كننده جبهه عمل اسلامی با تقدیر از تلاش‌ها و اقدامات جبهه عمل اسلامی در صحنه لبنان بر ضرورت بهره‌گیری از فضای مثبت پیش آمده از سفر محمود احمدی‌نژاد به لبنان و هم‌چنین سفر اخیر سعد حریری ـ نخست‌وزیر لبنان ـ به ایران تاكید كرد.

بنابراین گزارش شیخ عبد الناصر جبری ـ هماهنگ‌كننده جبهه عمل اسلامی ـ در دیدار با سفیر كشورمان در لبنان ضمن تمجید از نقش حكیمانه ایران در مدیریت مساله هسته‌ای‌اش، توانمندی هسته‌یی كشورمان را موجب قوت و قدرت جهان اسلام دانست و حمایت خود را از آن اعلام كرد.

اعضای جبهه عمل اسلامی با حضور در سفارت كشورمان در بیروت ضمن محكوم كردن ترور استاد شهریاری و تسلیت شهادت این دانشمند هسته‌یی، مراتب همبستگی خود با جمهوری اسلامی ایران و محبت و وفاداری خود به مقام معظم رهبری را اعلام كردند.

اعضای جبهه عمل اسلامی در این دیدار برعهد راسخ جبهه عمل اسلامی با مقاومت اسلامی لبنان و سید حسن نصرالله ـ دبیركل حزب الله لبنان ـ تاكید كردند و مقاومت را عامل وحدت در دنیای اسلامی دانستند.