‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی . اعتراضات . دانشجویان . اصناف. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی . اعتراضات . دانشجویان . اصناف. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ بهمن ۱, جمعه

اعلام موجودیت تشکل سبز دانشجویان دانشگاه اشرفی اصفهانی

دانشجویان سبز دانشگاه اشرفی اصفهانی در شهر اصفهان به طور رسمی اعلام موجودیت کردند . آنها با تشگکیل یک تشکل دانشجویی از همه دانشجویان خواهان تغییر خواستند تا به این تشکل سبز و بدون خشونت بپیوندند . این دانشجویان ضمن اعلام این خبر گفته اند که سالها از استبداد گذشته و اکنون وقت مبارزه باز و آزادانه و بدون ترس با استبداد فرا رسیده است .

این تشکل ضمنا خواهان پیوند خود با دیگر تشکل های دانشجویی و فعالان دانشجویی شده است تا با همکاری و ابتکار عمل ضد استبداد وارد عمل شوند .

۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

هک کردن و تغییر دادن تصویر پس زمینه کامپیوتر های دانشگاه بوعلی سینای همدان در ارتباط با 16 آذر

به گزارش کلمه : جمعی از دانشجویان سبز دانشگاه بوعلی سینا همدان در اقدامی جالب عکس پس زمینه تمام کامپیوترهای سایت دانشکده مهندسی این دانشگاه را بطور همزمان و مکرر به عکس هایی در ارتباط با ۱۶ آذر و آزادی سیاوش حاتم (دانشجوی زندانی این دانشگاه ) تغییر دادند.

این هم لینک فیلم در یوتوب :

http://www.youtube.com/watch?v=PZCsVqaicKg

هک کردن و تغییر دادن تصویر پس زمینه کامپیوتر های دانشگاه بوعلی سینای همدان در ارتباط با 16 آذر

به گزارش کلمه : جمعی از دانشجویان سبز دانشگاه بوعلی سینا همدان در اقدامی جالب عکس پس زمینه تمام کامپیوترهای سایت دانشکده مهندسی این دانشگاه را بطور همزمان و مکرر به عکس هایی در ارتباط با ۱۶ آذر و آزادی سیاوش حاتم (دانشجوی زندانی این دانشگاه ) تغییر دادند.

این هم لینک فیلم در یوتوب :

http://www.youtube.com/watch?v=PZCsVqaicKg

۱۳۸۹ آذر ۱۴, یکشنبه

حامیان رهبر نمي توانند اعتراضهاي دانشجويي را منحرف كنند

حامیان رهبر نمي توانند اعتراضهاي دانشجويي را منحرف كنند

بچه هاي دانشگاه علوم پزشكي ايران در اعتراض به تغييرِ نام دانشگاهشان تابلوي جديد اين دانشگاه را پايين كشيدند. نظام ولايت فقيه بعد از انحلالِ دانشگاه علوم پزشكي ايران نام اين دانشگاه را به دانشگاه علوم پزشكي تهران تغيير داده بود و ميخواست دانشجويان را در برابر عمل انجام شده قرار بدهد.


اما بچه هاي دانشگاه علوم پزشكيِ ايران با استمرارِ حركتهاي اعتراضيِ خودشان و با پايين كشيدنِ اين تابلو جديد نشان دادند كه كوتاه بيا نيستند و تا پس گرفتنِ دانشگاه به تحصن و اعتراضِ خود ادامه ميدهند.



حتما ميدانيد كه اوباشِ بسيجيِ خامنه اي در دانشگاهها وقتي ديدن كه با زور و عربده كشي حريفِ دانشجوهاي بپاخاسته نمي شوند به فكرِ توطئه هاي جديد افتادند.

خبرگزاريِ حكومتي مهر نوشته بود : « بسيج جامعه پزشكي, دانشجويان دانشگاهِ ايران را به آرامش فرا خواند» مزدورانِ بسيجيِ نظام از ترس بالا گرفتن و راديكال شدنِ اعتراضاتِ دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي, در بيانيه شان نوشتند : «از همه اعضاي هيئت علمي مي خواهيم ضمن پرهيز از شركت در تجمعات اين زمينه را فراهم سازند تا مسائل در برنامه هاي از پيش اعلام شده و در فضايي از قبل تدارك شده با حضور مسئولان امر پيگيري شود.»

اوباشِ بسيجي يا به قولِ دانشجويانِ قيام آفرين, توله سگاي رهبر نمي توانند با اينگونه توطئه ها اعتراضاتِ دانشجويي را منحرف كنند. دانشجوي آزاديخواه ايراني علاوه بر اينكه به شركت در تجمعاتِ اعتراضي ادامه ميدهد. و با صداي هر چه رساتر، مرزش را با مزدوران بسيجي مي كشد ونمي گذارد نظام و مزدورانِ رنگارنگش توطئه هاي ولي فقيه را در دانشگاه پيش ببرند

حامیان رهبر نمي توانند اعتراضهاي دانشجويي را منحرف كنند

حامیان رهبر نمي توانند اعتراضهاي دانشجويي را منحرف كنند

بچه هاي دانشگاه علوم پزشكي ايران در اعتراض به تغييرِ نام دانشگاهشان تابلوي جديد اين دانشگاه را پايين كشيدند. نظام ولايت فقيه بعد از انحلالِ دانشگاه علوم پزشكي ايران نام اين دانشگاه را به دانشگاه علوم پزشكي تهران تغيير داده بود و ميخواست دانشجويان را در برابر عمل انجام شده قرار بدهد.


اما بچه هاي دانشگاه علوم پزشكيِ ايران با استمرارِ حركتهاي اعتراضيِ خودشان و با پايين كشيدنِ اين تابلو جديد نشان دادند كه كوتاه بيا نيستند و تا پس گرفتنِ دانشگاه به تحصن و اعتراضِ خود ادامه ميدهند.



حتما ميدانيد كه اوباشِ بسيجيِ خامنه اي در دانشگاهها وقتي ديدن كه با زور و عربده كشي حريفِ دانشجوهاي بپاخاسته نمي شوند به فكرِ توطئه هاي جديد افتادند.

خبرگزاريِ حكومتي مهر نوشته بود : « بسيج جامعه پزشكي, دانشجويان دانشگاهِ ايران را به آرامش فرا خواند» مزدورانِ بسيجيِ نظام از ترس بالا گرفتن و راديكال شدنِ اعتراضاتِ دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي, در بيانيه شان نوشتند : «از همه اعضاي هيئت علمي مي خواهيم ضمن پرهيز از شركت در تجمعات اين زمينه را فراهم سازند تا مسائل در برنامه هاي از پيش اعلام شده و در فضايي از قبل تدارك شده با حضور مسئولان امر پيگيري شود.»

اوباشِ بسيجي يا به قولِ دانشجويانِ قيام آفرين, توله سگاي رهبر نمي توانند با اينگونه توطئه ها اعتراضاتِ دانشجويي را منحرف كنند. دانشجوي آزاديخواه ايراني علاوه بر اينكه به شركت در تجمعاتِ اعتراضي ادامه ميدهد. و با صداي هر چه رساتر، مرزش را با مزدوران بسيجي مي كشد ونمي گذارد نظام و مزدورانِ رنگارنگش توطئه هاي ولي فقيه را در دانشگاه پيش ببرند

تحرکات دانشجویان سبز دانشگاه آزاد نجف آباد در آستانه 16 آذر 1389

در آستانه 16 آذر 1389 دانشجویان سبز دانشگاه آزاد نجف آباد شروع به شعار نویسی در کلاسها و محلهای پر رفت و آمد کرده اند ولی امروز اتفاق جالبی نظر دانشجویان را به خود جلب کرد و آن هم نصب عکس مهندس موسوی بر روی یکی از بلیبوردهای تبلیغاتی پر بازدید که در محل پر رفت و آمدی هست . این عکس حدود 4 ساعت بر روی برد نصب باقی مانده است .

دانشگاه آزاد نجف آباد با حدود 43000 دانشجوی در حال تحصیل در تمام مقاطع به عنوان بزرگترین واحد دانشگاهی ایران و خاورمیانه محسوب می شود . 

مهندس موسوی : 3 میلیون دانشجو پشتوانه عظیم ملت سبز ایران در راه آزادی هستند . 

تحرکات دانشجویان سبز دانشگاه آزاد نجف آباد در آستانه 16 آذر 1389

در آستانه 16 آذر 1389 دانشجویان سبز دانشگاه آزاد نجف آباد شروع به شعار نویسی در کلاسها و محلهای پر رفت و آمد کرده اند ولی امروز اتفاق جالبی نظر دانشجویان را به خود جلب کرد و آن هم نصب عکس مهندس موسوی بر روی یکی از بلیبوردهای تبلیغاتی پر بازدید که در محل پر رفت و آمدی هست . این عکس حدود 4 ساعت بر روی برد نصب باقی مانده است .

دانشگاه آزاد نجف آباد با حدود 43000 دانشجوی در حال تحصیل در تمام مقاطع به عنوان بزرگترین واحد دانشگاهی ایران و خاورمیانه محسوب می شود . 

مهندس موسوی : 3 میلیون دانشجو پشتوانه عظیم ملت سبز ایران در راه آزادی هستند . 

۱۳۸۹ آذر ۶, شنبه

تجمع کامیونداران مقابل مجلس در اعتراض به کیفیت پایین نیسان D , T 300

جمعی از کامیونداران در اعتراض به بی‌کیفیت بودن کامیون‌های D , T 300 مقابل مجلس تجمع کردند. 

به گزارش جام‌جم آنلاین، تجمع کنندگان معتقدند کامیون های نیسان T-300 عرضه شده توسط سایپا دیزل فاقد کیفیت بوده و با تجمع مقابل مجلس خواستار حل مشکل خود هستند. 

تجمع کنندگان بیلبوردهایی که عبارت‌های «نابودی زندگی = نیسان D , T 300» ، «خائن به بخش حمل‌ونقل جاده‌ای = سایپا دیزل»، «ما خریداران کامیون‌های نیسان D , T 300 از شرکت سایپا دیزل شاکی بوده و خواستار رسیدگی عاجل از نمایندگان محترم هستیم» بر آن نوشته شده در مقابل در شمال مجلس حضور دارند. 

منبع : آفتاب 

تجمع کامیونداران مقابل مجلس در اعتراض به کیفیت پایین نیسان D , T 300

جمعی از کامیونداران در اعتراض به بی‌کیفیت بودن کامیون‌های D , T 300 مقابل مجلس تجمع کردند. 

به گزارش جام‌جم آنلاین، تجمع کنندگان معتقدند کامیون های نیسان T-300 عرضه شده توسط سایپا دیزل فاقد کیفیت بوده و با تجمع مقابل مجلس خواستار حل مشکل خود هستند. 

تجمع کنندگان بیلبوردهایی که عبارت‌های «نابودی زندگی = نیسان D , T 300» ، «خائن به بخش حمل‌ونقل جاده‌ای = سایپا دیزل»، «ما خریداران کامیون‌های نیسان D , T 300 از شرکت سایپا دیزل شاکی بوده و خواستار رسیدگی عاجل از نمایندگان محترم هستیم» بر آن نوشته شده در مقابل در شمال مجلس حضور دارند. 

منبع : آفتاب 

۱۳۸۹ آذر ۴, پنجشنبه

ماموران وزارت اطلاعات در اعمال شکنجه دست ساواک را از پشت بسته اند .

محمد نوری زاد : خدایا، این چه غوغایی است که در غروب و قحطی عقل، روان و ذهن مرا به تکاپوی رنجکامگی گمگشتگانی می پراکنی که حکومتیان، مستعمدانه آنان را به مدار فراموشی در انداخته اند؟ و مرا بر آن داشته ای تا به برآوردن یک یک این زندگان فرو مرده، دست ببرم؟ چرا شراره های درون مرا در این زوالستان اقلیم، به گلوگاه آتشفشان تباهی می رانی؟ و از من گدازه های فولاد سوز مطالبه می کنی؟ چرا مرا به نوشتن فرمان می فرمایی؟ و جمعه مرا چرا به تبارشناسی عاملان شعبده از یک سوی، و از دیگر سوی، به غبار روبی از شکل و شمایل شاکله ای که نامش را«عشق» گذارده ای، بر می کشانی؟ خدایا، خوبان تو از توصیف قلم من مستغنی اند. آنان را به پروردگاری چون تو، وصف کننده است: « والصبح اذا تنفس» تنها توان و توش من به این است که در اکبریت و بزرگی تو، با تو هم عقیده باشم. و نیز بر این باور باشم که فهم بزرگی تو، با کند و کاو و توقف در اسماء و صفات تو، ممکن نیست. ما با تماشای یک گل، یک حشره، یک لبخند، یک شهاب، بهتر به بزرگی تو راه می بریم. 




خدایا، قدم رنجه کن و به تماشای یک قطره اشک بیا. قطره اشکی که در خود، غریوستانی پنهان دارد. و طوفانی به قامت نوح. و اکسیری به حیات بخشی خضر. و مجتبایی به غلظت محمد. و عدالتی به قلم علی. و جام زهری به زیبایی حسن. و مظلومیتی از جنس حسین. و عفافی از تار موی فاطمه. خدایا با من به تماشای یک مظلوم بیا که ” آه ” اش، ظاهراً، باطن ارکان آفرینش تو را می لرزاند. با من به تماشای ” عبدالله مؤمنی” بیا که این روزها، در بند ۳۵۰ زندان اوین زندانی است. اطمینان دارم با من هم عقیده ای که جمال بعضی از بهشتیان تو را می شود در همین دنیا تماشا کرد. مردمانی که فزونی جمعیتشان بسیار قلیل است، اما همین قلّت شان، ابر رحمتی است بر سر کثیری دیگر. خدایا بیا به تماشای بهشت تو در همین دنیا برویم. با مردم، و پشت در خانه استیجاری عبدالله مؤمنی به صف بایستیم. به همسر و فرزندان عبدالله سری بزنیم. در همان خانه ای که بوی عبدالله را به حافظه اش سپرده. خدایا به من بگو چرا امروز مرا با یاد عبدالله آمیختی؟ خود بگویم؟ شاید به این دلیل که جراحت غربت این مرد بی نشان، آسمان عاطفه تو را نیز مجروح ساخته است. تو، در عین حال که خدای فهم، و خدای درک، و خدای عقلی، خدای عاطفه نیز هستی. خدایی که از سوز بندگان غریب و دور افتاده اش می گدازد.

خرداد ماه ۸۹ بود که عبدالله را در بهداری عتیقه‌ی بند هفت زندان اوین دیدم. مکانی که برای درک تمیزی و بهداشت، باید از هر کجای کره زمین به سمت او شتاب کرد. همان جا بود که قریب به بیست دقیقه از لبخند او، از فهم او، از نجابت او، از درستی او، و از مردانگی او ارتزاق کردم. خدایا تو شاهدی که من به توصیف ذره ای از بزرگی عبدالله دست برده ام. شأن و بزرگواری او، در پیشگاه تو، قطعاً آشکارتر و بلند مرتبه تر است. عبدالله را مردی دیدم که از آسمان تو ای خدا، هیچ نمی خواهد الا باران. آن هم نه برای خود، که برای مردمان تشنه کامی که زبان درخواستشان به لکنت افتاده و شهامت واخواهی حق خود را ندارند، و عبدالله به نمایندگی از آنان، به دامگاه زندان رفته، و در آنجا به سلاخی ناسزاگویان درافتاده است. خدایا، عبدالله، این جوان بی نشان لرستانی را تو برکشیدی و بر چهار ستون فهم امثال من استوارساختی. وگرنه من از کجا می دانستم که نوجوان چهارده ساله ما، آنگاه که در شهامت برادر جوانش اشک می ریخت، در هجده سالگی با همسر همو، که ده سال از او بزرگتر بود، ازدواج می کند و فرزند برادر را در آغوش می کشد و بی پدری را از ذهن او می زداید؟

خدایا، من از بزرگان امنیتی و قضایی خودمان می پرسم: چه شد که از ادامه ضرب و شتم عبدالله خسته شدید؟ او را بزنید. همچنان که زدید. با مشت و لگد. با کابل. یک نفره. و چند نقره. بله، او را بزنید و ناموسش را با تلخ ترین واژه هایی که بلدید، و با ناسزاهایی که مهارتش را دارید، دهان به دهان کنید. همچنان که ناگفته ای از چنته‌ی فحش های خود باقی نگذاردید. مجدداً سرش را در سطل مستراح سلول بازجویی فرو برید. او را به فروبردن چوبی که نجاران از به ‌در آوردنش عاجز بمانند، تهدید و تحقیر کنید. شما را به خدا اجازه ندهید نعره‌ی بازجوها، آنگاه که عبدالله را وحشیانه می زنند و فحشش می دهند، یکدم به خاموشی گراید. مردم ما به این موسیقی محتاج اند. موسیقی قدرت نوازی که با نعره و فحش و ضجّه آمیخته است. خدایا، می خواهم به بزرگان امنیتی وقضایی خودمان پیشنهاد کنم: همچنانکه عبدالله مومنی را می زنید و مادر و همسرش را به لجن ترین واژه ها می آلایید، از او بپرسید: عبدالله ، فلان کارخانه بی صاحب راچگونه با نصف پول اجناسی که در انبار داشت به صورت صوری خریدی و بالا کشیدی؟

و بپرسید: ای عبدالله مومنی، ثروت تریلیاردی تو، ارتباطی به برادری و نسبت تو با بزرگان بازار که ندارد؟ و بپرسید: ای عبدالله فلک زده، چرا از بستگان نزدیک رییس جمهور ما نشدی تا با واردات کامیون های مرگ، وبا کشتن صدها نفر از مردم بی نوا، هیچ قانونی، و هیچ مجری قانونی به ابروی بالای چشم تواشاره نکند؟

خدایا، می خواهم به بزرگان امنیتی و قضایی خودمان بگویم: تا میتوانید عبدالله را لجن مال کنید و خوب مشت ومالش بدهید. آنگاه که از نفس افتاد، از زیر زبانش این نکته ها را به‌در آورید که در واردات شکر و اتومبیل و دارو و موز وفروش مخفیانه نفت، چه بساطی به راه انداخته و چه اندوخته هایی از واردات ال.جی و سامسونگ برای خود پرداخته است؟

با لگد ومشت و کله به شکم و صورت او بکوبید که: چرا در جایی که بزرگان، همگان مردم را به ضرب جهل و خرافه خواب می کنند، تو باید مردمان را به بیداری و احقاق حق خود فرا بخوانی؟

خدایا مردان امنیتی ما، در زدن عبدالله مومنی روی ساواک را سفید کرده اند. مادر او را که مادر شهید، و همسر او راکه همسر شهید است، با کثیف ترین الفاظی که شایسته هیچ تنابنده ای مباد، ناسزا گفتند. تا او، به کاری که نکرده بود،اعتراف کند. خدایا تو کجا بودی آنگاه که عبدالله زیر ضربات مشت و لگد و کابل بازجو ها بیهوش می شد؟ و ناموسش به تاراج الفاظ لجنی شعبان بی مخ های امنیتی می رفت؟ مگر نه این که تو غیوری؟ و نسبت به بندگان خویش غیرتمندی؟ تو ای خدا، آن روز که بازجوها، همسر سعید امامی را با آن الفاظ سخیف، به تنگنای پاکدامنی در می انداختند، کجا بودی؟ می دانم که همانجا بودی و های‌های می گریستی. هم بخاطر مظلومیتی که پناهی جز تو نداشته وندارند، و هم به خاطر تاراج مظلومی به اسم ” انقلاب اسلامی ” که در یغمای جماعتی که ستو نهای قدرت را بغل زده اند، خنجرآجین می شده است .

خدایا چرا به ” تنفس صبح ” قسم خورده ای؟ که صبح، و دمیدن صبح ، نفس می کشد؟ که تاریکی و جهل، رفتنی است؟ و رو شنایی و فهم در راه است؟

خدایا عبدالله مومنی یک تحصیل کرده مسلمان است. شیدای سرافرازی سرزمین خویش است. از نکبت دزدی وظلم بیزار است. او، زندانی کسانی است که به او می گویند: چرا تو به خلاف کاری های ما معترضی؟ چرا گند ما را بر ملا می کنی؟ چرا می خواهی بساط ویژه خواری های مارا بر چینی؟ تو را به رییس جمهور و مشاورانش چه‌کار؟ به وزرا، به سپاه که نباید در اقتصاد و سیاست و عرصه های فرهنگی و اطلاعاتی و امنیتی ورود کند؟ به امامان جمعه، که باید با سواد و مردمی و مسئولیت پذیر باشند؟ به روحانیانی که در همه کارها دخالت می کنند و مسئولیتی نیز نمی پذیرند؟ به این که چرا به اسم اسلام، مردم را از مسلمانی متنفر می کنیم؟ و اسلام اختراعی خود را به سفره ناگزیر مردمان پهن می کنیم؟ و به روح و روان حق و آزادی و قانون و مردم صلوات می فرستیم؟ و به صورت همه شان پوز خند می زنیم؟

خدایا ، چرا گفته ای: ” والصبح اذا تنفس ” ؟ تنفس صبح یعنی: شب رفتنی است؟ یعنی صبح آمدنی است؟ یعنی صبح، درخش، سربرآوردن نمرده است و نفس می کشد؟ یعنی عبدالله مومنی ها در اختفای زندان نیز سر به سامان آینده ی سرزمین ما دارند؟ یعنی عبدالله مومنی ها بر حق اند؟ و یک زمانی، که همچون صبح، بسیار نزدیک است، از گرد راه خواهند رسید و خبر از روشنایی خواهند آورد؟

پس بیا ای خدا، به تماشای آنانی برویم که جمعیتشان فراوان نیست. اما بهشتی اند، و تو، به خاطر روح بلندشان، و شرافت فهمشان، و ارزشی که برای انسان و انسانیت قائلند، درهمین دنیا، بهشتی بودن آنها را به تماشا گذارده ای. سلام ای صبح. سلام ای عبدالله مومنی.

و شما ای فرزندان بی نشان و راستین ایران زمین، بدانید و آگاه باشید که: صبح زنده است و نفس می کشد. درست مثل شما. و مثل آزادی.

محمد نوری زاد - 2 آذر 1389 - زندان اوین

ماموران وزارت اطلاعات در اعمال شکنجه دست ساواک را از پشت بسته اند .

محمد نوری زاد : خدایا، این چه غوغایی است که در غروب و قحطی عقل، روان و ذهن مرا به تکاپوی رنجکامگی گمگشتگانی می پراکنی که حکومتیان، مستعمدانه آنان را به مدار فراموشی در انداخته اند؟ و مرا بر آن داشته ای تا به برآوردن یک یک این زندگان فرو مرده، دست ببرم؟ چرا شراره های درون مرا در این زوالستان اقلیم، به گلوگاه آتشفشان تباهی می رانی؟ و از من گدازه های فولاد سوز مطالبه می کنی؟ چرا مرا به نوشتن فرمان می فرمایی؟ و جمعه مرا چرا به تبارشناسی عاملان شعبده از یک سوی، و از دیگر سوی، به غبار روبی از شکل و شمایل شاکله ای که نامش را«عشق» گذارده ای، بر می کشانی؟ خدایا، خوبان تو از توصیف قلم من مستغنی اند. آنان را به پروردگاری چون تو، وصف کننده است: « والصبح اذا تنفس» تنها توان و توش من به این است که در اکبریت و بزرگی تو، با تو هم عقیده باشم. و نیز بر این باور باشم که فهم بزرگی تو، با کند و کاو و توقف در اسماء و صفات تو، ممکن نیست. ما با تماشای یک گل، یک حشره، یک لبخند، یک شهاب، بهتر به بزرگی تو راه می بریم. 




خدایا، قدم رنجه کن و به تماشای یک قطره اشک بیا. قطره اشکی که در خود، غریوستانی پنهان دارد. و طوفانی به قامت نوح. و اکسیری به حیات بخشی خضر. و مجتبایی به غلظت محمد. و عدالتی به قلم علی. و جام زهری به زیبایی حسن. و مظلومیتی از جنس حسین. و عفافی از تار موی فاطمه. خدایا با من به تماشای یک مظلوم بیا که ” آه ” اش، ظاهراً، باطن ارکان آفرینش تو را می لرزاند. با من به تماشای ” عبدالله مؤمنی” بیا که این روزها، در بند ۳۵۰ زندان اوین زندانی است. اطمینان دارم با من هم عقیده ای که جمال بعضی از بهشتیان تو را می شود در همین دنیا تماشا کرد. مردمانی که فزونی جمعیتشان بسیار قلیل است، اما همین قلّت شان، ابر رحمتی است بر سر کثیری دیگر. خدایا بیا به تماشای بهشت تو در همین دنیا برویم. با مردم، و پشت در خانه استیجاری عبدالله مؤمنی به صف بایستیم. به همسر و فرزندان عبدالله سری بزنیم. در همان خانه ای که بوی عبدالله را به حافظه اش سپرده. خدایا به من بگو چرا امروز مرا با یاد عبدالله آمیختی؟ خود بگویم؟ شاید به این دلیل که جراحت غربت این مرد بی نشان، آسمان عاطفه تو را نیز مجروح ساخته است. تو، در عین حال که خدای فهم، و خدای درک، و خدای عقلی، خدای عاطفه نیز هستی. خدایی که از سوز بندگان غریب و دور افتاده اش می گدازد.

خرداد ماه ۸۹ بود که عبدالله را در بهداری عتیقه‌ی بند هفت زندان اوین دیدم. مکانی که برای درک تمیزی و بهداشت، باید از هر کجای کره زمین به سمت او شتاب کرد. همان جا بود که قریب به بیست دقیقه از لبخند او، از فهم او، از نجابت او، از درستی او، و از مردانگی او ارتزاق کردم. خدایا تو شاهدی که من به توصیف ذره ای از بزرگی عبدالله دست برده ام. شأن و بزرگواری او، در پیشگاه تو، قطعاً آشکارتر و بلند مرتبه تر است. عبدالله را مردی دیدم که از آسمان تو ای خدا، هیچ نمی خواهد الا باران. آن هم نه برای خود، که برای مردمان تشنه کامی که زبان درخواستشان به لکنت افتاده و شهامت واخواهی حق خود را ندارند، و عبدالله به نمایندگی از آنان، به دامگاه زندان رفته، و در آنجا به سلاخی ناسزاگویان درافتاده است. خدایا، عبدالله، این جوان بی نشان لرستانی را تو برکشیدی و بر چهار ستون فهم امثال من استوارساختی. وگرنه من از کجا می دانستم که نوجوان چهارده ساله ما، آنگاه که در شهامت برادر جوانش اشک می ریخت، در هجده سالگی با همسر همو، که ده سال از او بزرگتر بود، ازدواج می کند و فرزند برادر را در آغوش می کشد و بی پدری را از ذهن او می زداید؟

خدایا، من از بزرگان امنیتی و قضایی خودمان می پرسم: چه شد که از ادامه ضرب و شتم عبدالله خسته شدید؟ او را بزنید. همچنان که زدید. با مشت و لگد. با کابل. یک نفره. و چند نقره. بله، او را بزنید و ناموسش را با تلخ ترین واژه هایی که بلدید، و با ناسزاهایی که مهارتش را دارید، دهان به دهان کنید. همچنان که ناگفته ای از چنته‌ی فحش های خود باقی نگذاردید. مجدداً سرش را در سطل مستراح سلول بازجویی فرو برید. او را به فروبردن چوبی که نجاران از به ‌در آوردنش عاجز بمانند، تهدید و تحقیر کنید. شما را به خدا اجازه ندهید نعره‌ی بازجوها، آنگاه که عبدالله را وحشیانه می زنند و فحشش می دهند، یکدم به خاموشی گراید. مردم ما به این موسیقی محتاج اند. موسیقی قدرت نوازی که با نعره و فحش و ضجّه آمیخته است. خدایا، می خواهم به بزرگان امنیتی وقضایی خودمان پیشنهاد کنم: همچنانکه عبدالله مومنی را می زنید و مادر و همسرش را به لجن ترین واژه ها می آلایید، از او بپرسید: عبدالله ، فلان کارخانه بی صاحب راچگونه با نصف پول اجناسی که در انبار داشت به صورت صوری خریدی و بالا کشیدی؟

و بپرسید: ای عبدالله مومنی، ثروت تریلیاردی تو، ارتباطی به برادری و نسبت تو با بزرگان بازار که ندارد؟ و بپرسید: ای عبدالله فلک زده، چرا از بستگان نزدیک رییس جمهور ما نشدی تا با واردات کامیون های مرگ، وبا کشتن صدها نفر از مردم بی نوا، هیچ قانونی، و هیچ مجری قانونی به ابروی بالای چشم تواشاره نکند؟

خدایا، می خواهم به بزرگان امنیتی و قضایی خودمان بگویم: تا میتوانید عبدالله را لجن مال کنید و خوب مشت ومالش بدهید. آنگاه که از نفس افتاد، از زیر زبانش این نکته ها را به‌در آورید که در واردات شکر و اتومبیل و دارو و موز وفروش مخفیانه نفت، چه بساطی به راه انداخته و چه اندوخته هایی از واردات ال.جی و سامسونگ برای خود پرداخته است؟

با لگد ومشت و کله به شکم و صورت او بکوبید که: چرا در جایی که بزرگان، همگان مردم را به ضرب جهل و خرافه خواب می کنند، تو باید مردمان را به بیداری و احقاق حق خود فرا بخوانی؟

خدایا مردان امنیتی ما، در زدن عبدالله مومنی روی ساواک را سفید کرده اند. مادر او را که مادر شهید، و همسر او راکه همسر شهید است، با کثیف ترین الفاظی که شایسته هیچ تنابنده ای مباد، ناسزا گفتند. تا او، به کاری که نکرده بود،اعتراف کند. خدایا تو کجا بودی آنگاه که عبدالله زیر ضربات مشت و لگد و کابل بازجو ها بیهوش می شد؟ و ناموسش به تاراج الفاظ لجنی شعبان بی مخ های امنیتی می رفت؟ مگر نه این که تو غیوری؟ و نسبت به بندگان خویش غیرتمندی؟ تو ای خدا، آن روز که بازجوها، همسر سعید امامی را با آن الفاظ سخیف، به تنگنای پاکدامنی در می انداختند، کجا بودی؟ می دانم که همانجا بودی و های‌های می گریستی. هم بخاطر مظلومیتی که پناهی جز تو نداشته وندارند، و هم به خاطر تاراج مظلومی به اسم ” انقلاب اسلامی ” که در یغمای جماعتی که ستو نهای قدرت را بغل زده اند، خنجرآجین می شده است .

خدایا چرا به ” تنفس صبح ” قسم خورده ای؟ که صبح، و دمیدن صبح ، نفس می کشد؟ که تاریکی و جهل، رفتنی است؟ و رو شنایی و فهم در راه است؟

خدایا عبدالله مومنی یک تحصیل کرده مسلمان است. شیدای سرافرازی سرزمین خویش است. از نکبت دزدی وظلم بیزار است. او، زندانی کسانی است که به او می گویند: چرا تو به خلاف کاری های ما معترضی؟ چرا گند ما را بر ملا می کنی؟ چرا می خواهی بساط ویژه خواری های مارا بر چینی؟ تو را به رییس جمهور و مشاورانش چه‌کار؟ به وزرا، به سپاه که نباید در اقتصاد و سیاست و عرصه های فرهنگی و اطلاعاتی و امنیتی ورود کند؟ به امامان جمعه، که باید با سواد و مردمی و مسئولیت پذیر باشند؟ به روحانیانی که در همه کارها دخالت می کنند و مسئولیتی نیز نمی پذیرند؟ به این که چرا به اسم اسلام، مردم را از مسلمانی متنفر می کنیم؟ و اسلام اختراعی خود را به سفره ناگزیر مردمان پهن می کنیم؟ و به روح و روان حق و آزادی و قانون و مردم صلوات می فرستیم؟ و به صورت همه شان پوز خند می زنیم؟

خدایا ، چرا گفته ای: ” والصبح اذا تنفس ” ؟ تنفس صبح یعنی: شب رفتنی است؟ یعنی صبح آمدنی است؟ یعنی صبح، درخش، سربرآوردن نمرده است و نفس می کشد؟ یعنی عبدالله مومنی ها در اختفای زندان نیز سر به سامان آینده ی سرزمین ما دارند؟ یعنی عبدالله مومنی ها بر حق اند؟ و یک زمانی، که همچون صبح، بسیار نزدیک است، از گرد راه خواهند رسید و خبر از روشنایی خواهند آورد؟

پس بیا ای خدا، به تماشای آنانی برویم که جمعیتشان فراوان نیست. اما بهشتی اند، و تو، به خاطر روح بلندشان، و شرافت فهمشان، و ارزشی که برای انسان و انسانیت قائلند، درهمین دنیا، بهشتی بودن آنها را به تماشا گذارده ای. سلام ای صبح. سلام ای عبدالله مومنی.

و شما ای فرزندان بی نشان و راستین ایران زمین، بدانید و آگاه باشید که: صبح زنده است و نفس می کشد. درست مثل شما. و مثل آزادی.

محمد نوری زاد - 2 آذر 1389 - زندان اوین

۱۳۸۹ آبان ۱۶, یکشنبه

خبر کاملتر در مورد محمد رضا جلائی پور رتبه اول کنکور سراسری 1381 در علوم انسانی . نخبه ایرانی



محمدرضا جلایی‌پور رتبه اول کنکور سراسری سال ۱۳۸۱ در رشته علوم انسانی و طلای المپیاد ادبیات در سال ۱۳۸۰ . از فعالین موج سوم (دعوت از خاتمی) بود. وی هنگام مراجعت به فرودگاه امام خمینی برای برگشت به انگلستان و به خاطر پیامدهای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) دستگیر شد.
وی فارغ‌التحصیل ممتاز دبیرستان نیکان است. دوره لیسانس را با بالاترین معدل در رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران و دوره فوق‌لیسانس را در رشته جامعه شناسی در دانشگاه LSE لندن با رتبه ممتاز طی نمود. وی هم‌اکنون دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی دانشگاه آکسفورد است. وی مترجم و مولف چندین کتاب در حوزه جامعه شناسی دین و دین پژوهی است .

خبر کاملتر در مورد محمد رضا جلائی پور رتبه اول کنکور سراسری 1381 در علوم انسانی . نخبه ایرانی



محمدرضا جلایی‌پور رتبه اول کنکور سراسری سال ۱۳۸۱ در رشته علوم انسانی و طلای المپیاد ادبیات در سال ۱۳۸۰ . از فعالین موج سوم (دعوت از خاتمی) بود. وی هنگام مراجعت به فرودگاه امام خمینی برای برگشت به انگلستان و به خاطر پیامدهای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) دستگیر شد.
وی فارغ‌التحصیل ممتاز دبیرستان نیکان است. دوره لیسانس را با بالاترین معدل در رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران و دوره فوق‌لیسانس را در رشته جامعه شناسی در دانشگاه LSE لندن با رتبه ممتاز طی نمود. وی هم‌اکنون دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی دانشگاه آکسفورد است. وی مترجم و مولف چندین کتاب در حوزه جامعه شناسی دین و دین پژوهی است .

۱۳۸۹ آبان ۱۴, جمعه

اعتراض گسترده دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی در پی اعلام انحلال این دانشگاه

تعداد کثیری از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران با اعتراض نسبت به انحلال این دانشگاه در محوطه مرکزی این دانشگاه و در کنار بزرگراه همت دست به تجمع اعتراضی گسترده  زدند . این دانشجویان با حمل شعاری مبنی بر اینکه نه مایل به دانشگاه علوم پزشکی تهران هستند و نه دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی، خواستار بازگشت وضعیت دانشگاه به شکل قبلی خود شدند .

به گزارش ریمیشیل بر اساس این تجمع اعتراضی گسترده که با سخنرانی چندی از دانشجویان معترض و پیشگام نیز همراه بود بر نا رضایتی دانشجویان مبنی بر انحلال دانشگاه تاکیید شد . فیلمهایی از این تجمع اعتراضی نیز از سوی شبکه ماهواره ای رسا (رسانه سبز ایران) که بر روی ماهواره تل استار 12 قابل دریافت است پخش شد که حکایت از برگزاری بسیار گسترده تجمع اعتراضی دانشجویان را داشت .

دانشگاه علوم پزشکی ایران بیش از 6 هزار دانشجو و 731 هیئت علمی داشت که از روز شنبه 8 آبان منحل شد. بر اساس ابلاغ مصوبه شماره 677/110 معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور کلیه فعالیتهای بهداشتی، درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران واقع در استان البرز به دانشکده علوم پزشکی کرج، کلیه واحدهای بهداشتی، درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و کلیه واحدهای آموزشی و پژوهشی و دانشجویی به دانشگاه علوم پزشکی تهران منتقل شد.

به گزارش ریمیشیل دانشجویان در این تجمع اعتراضی شعار : نه پردیس نه مهمان . فقط دانشگاه ایران  و ده ها شعار اعتراض آمیز دیگر سر دادند . همچنین گفته میشود بسیاری از اساتید این دانشگاه نیز با انتقال اینچنینی دانشگاه مخالف اند . گفته میشود این طرح در راستای طرح کم کردن تراکم جمعیتی در تهران که مورد توجه دولت غیر قانونی محمود احمدی نژاد قرار گرفته بود اجرا میشود .

همچنین به گزارش ریمیشیل به نقل از آینده رئیس سابق دانشگاه علوم پزشكی ایران : انحلال دانشگاه ایران به دستور مستقیم ریاست‌ جمهوری بوده است .

گفته میشود برخی وزرای سابف وزارت بهداشت نیز در واکنش به این اقدام رئیس جمهور به آن واکنش نشان داده اند و خواستار لغو این دستور شده اند .

 

وبلاگ خبری REMISHIL
منابع : خبرگزاری مهر . خبر گزاری عصر ایران . آینده و تابناک . تلویزیون ماهواره ای رسانه سبز ایران رسا 

اعتراض گسترده دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی در پی اعلام انحلال این دانشگاه

تعداد کثیری از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران با اعتراض نسبت به انحلال این دانشگاه در محوطه مرکزی این دانشگاه و در کنار بزرگراه همت دست به تجمع اعتراضی گسترده  زدند . این دانشجویان با حمل شعاری مبنی بر اینکه نه مایل به دانشگاه علوم پزشکی تهران هستند و نه دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی، خواستار بازگشت وضعیت دانشگاه به شکل قبلی خود شدند .

به گزارش ریمیشیل بر اساس این تجمع اعتراضی گسترده که با سخنرانی چندی از دانشجویان معترض و پیشگام نیز همراه بود بر نا رضایتی دانشجویان مبنی بر انحلال دانشگاه تاکیید شد . فیلمهایی از این تجمع اعتراضی نیز از سوی شبکه ماهواره ای رسا (رسانه سبز ایران) که بر روی ماهواره تل استار 12 قابل دریافت است پخش شد که حکایت از برگزاری بسیار گسترده تجمع اعتراضی دانشجویان را داشت .

دانشگاه علوم پزشکی ایران بیش از 6 هزار دانشجو و 731 هیئت علمی داشت که از روز شنبه 8 آبان منحل شد. بر اساس ابلاغ مصوبه شماره 677/110 معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور کلیه فعالیتهای بهداشتی، درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران واقع در استان البرز به دانشکده علوم پزشکی کرج، کلیه واحدهای بهداشتی، درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و کلیه واحدهای آموزشی و پژوهشی و دانشجویی به دانشگاه علوم پزشکی تهران منتقل شد.

به گزارش ریمیشیل دانشجویان در این تجمع اعتراضی شعار : نه پردیس نه مهمان . فقط دانشگاه ایران  و ده ها شعار اعتراض آمیز دیگر سر دادند . همچنین گفته میشود بسیاری از اساتید این دانشگاه نیز با انتقال اینچنینی دانشگاه مخالف اند . گفته میشود این طرح در راستای طرح کم کردن تراکم جمعیتی در تهران که مورد توجه دولت غیر قانونی محمود احمدی نژاد قرار گرفته بود اجرا میشود .

همچنین به گزارش ریمیشیل به نقل از آینده رئیس سابق دانشگاه علوم پزشكی ایران : انحلال دانشگاه ایران به دستور مستقیم ریاست‌ جمهوری بوده است .

گفته میشود برخی وزرای سابف وزارت بهداشت نیز در واکنش به این اقدام رئیس جمهور به آن واکنش نشان داده اند و خواستار لغو این دستور شده اند .

 

وبلاگ خبری REMISHIL
منابع : خبرگزاری مهر . خبر گزاری عصر ایران . آینده و تابناک . تلویزیون ماهواره ای رسانه سبز ایران رسا 

۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

فراخوان حضور کارگران و عموم مردم و همچنین دانشجویان برای حضور در روز کارگر 11 اردیبهشت

فراخوان کارگران جنبش سبز برای برگزاری مراسم روز کارگر


جرس: در پیِ ردِ درخواستِ رسمیِ خانۀ کارگر برای برگزاریِ مراسمِ تجمع و راهپیمائی به مناسبتِ یازدهم اردیبهشت ماه (اول ماه مه) روز جهانیِ کارگر، گروهی از حامیانِ جنبش سبز در آن نهادِ مستقل، ضمن دعوت از عموم مردمِ سراسر کشور برای شرکت در تجمعی به مناسبت این روز، خواستار حضور و شرکتِ سبز همگان و حمایت ازکارگران جامعه شدند.

به گزارش اخبار واصله به جــــرس، برنامه های روز کارگر جنبش سبزدر تهران، راس ساعت ۱۶ از مقابل وزارت کار (خیابان آزادی) شروع خواهد شد و تاکید می گردد: "در صورت ممانعت و درگیریِ ماموران و عدم امکان ادامه تجمع، به سمت وزارت کشور (خیابان فاطمی) حرکت خواهیم کرد ."

این منبع خبری همچنین خاطرنشان کرد این گروه از حامیان جنبش، از تمام شهروندان دعوت کرده اند تا در تمامی نقاطِ کشور، راس ساعت ۴ بعد از ظهر حضور یافته و با حضورِ سبز خود، از کارگران جامعه خود دفاع کنند.

این فراخوان شعارهای پیشنهادیِ روز کارگر را چنین اعلام کرده: آزادی عدالت این است شعار ملت؛ استقلال آزادی عدالت اجتماعی؛ هیهات من الذله ویا حسین میر حسین و خاطرنشان نموده است: در شهرستانها مقابلِ خانه کارگر تجمع خواهیم کرد و در صورت درگیری نیروی انتظامی و عدم امکان برگزاری مراسم، به سمت استانداریها در مراکز استان حرکت خواهیم نمود.


آدرس خانه کارگر در شهرستانها چنین اعلام شده است:


خانه کارگر کردستان : سنندج میدان مهر(مادر)اول بلوار بعثت

خانه کارگر تبریز :خ آذربايجان ـ اول خ آخوني ـ روبروي مسجد طالقان

خانه کارگر شیراز :بلوار سرد خانه فلکه فرصت شیرازی جنب اتحادیه اماکن

خانه کارگر اصفهان: خ بلوار دانشگاه رو بروی دژبانی ارتش

خانه کارگر مشهد :بلوار شهید قرنی بالاتر از تقاطع ابوطالب خ انقلاب

خانه کارگر اهواز: اتوبان قدس(بلوار لشگر) جنب بیمارستان آپادانا

خانه کارگر بروجرد : خ مدرس خصبا کوی شهید روح الله گودرزی پلاک 20

خانه کارگر رشت :بلوار شهید بهشتی فلکه گاز جنب خبرگزاری

خانه کارگر اراک : دروازه تهران خ شیخ فضل الله نوری دروازه شهر بروجرد روبروی پارک شهر

خانه کارگر بند عباس : بلوار شهید حقانی خ شهید حمایتی روبروی مسجد اصغریه

خانه کارگر زاهدان : خ امام خمینی خ کامبوزیا پشت شهرداری مرکزی پلاک 10

خانه کارگر زنجان : دانشسرا اول بی سیم خ جمهوری روبروی بیمارستان حکیم هیدجی

خانه کارگر سمنان : میدان ابوذر خ ابوذر نرسیده به سه راه ابوذر روبروی شومینه آتش افروز

خانه کارگر شهر کرد : خ 17 شهریور نبش کوی 12

خانه کارگ قم : خ انقلاب نبش کوچه عشق علی ساختمان شیوا طبقه دوم .

خانه کارگر کرمانشاه : شهرک تعاون ایستگاه 6-18 متری جهاد

خانه کارگر گلستان: میدان 15 خرداد سر خواجه یکم

خانه کارگر لارستان : روبروی دارالرحمه

خانه کارگر یزد: تقاطع بلوار جمهوری خ انقلاب جنب مسجد ابوالفضل

خانه کارگر مهاباد :خ جام جم فلکه صدا و سیما مدرسه سابق صلاح الدین ایوبی

خانه کارگر یاسوج :ابتدای خ ارتش روبروی گلستان یک

خانه کارگر بیرجند :خ مدرس مدرس 57 پلاک 9

خانه کارگر همدان :خ طالقانی چهار راه امیر کبیر اول خ 20 متری، سنگ شیر

خانه کارگر قزوین : شهر صنعتی البرز خ جابر ابن حیان جنب گاراژ کازوییان

خانه کارگر قائم شهر : خ ساری روبروی بیمه آسیا

خانه کارگر خرم آباد : میدان امام حسین سه راه گلدشت خ ایران زمین جنب ایستگاه 115

خانه کارگر بوشهر : خ گمرک روبروی عباس علی جنب مدرسه گلستان کوچه جنب دبستان

خانه کارگر ارومیه :پایین تر از سه راه دخانیات محله قاسمیه بعد از مسجد

خانه کارگر آبادان : اول ایستگاه هشت میدان گاز صندوق پستی .

فراخوان حضور کارگران و عموم مردم و همچنین دانشجویان برای حضور در روز کارگر 11 اردیبهشت

فراخوان کارگران جنبش سبز برای برگزاری مراسم روز کارگر


جرس: در پیِ ردِ درخواستِ رسمیِ خانۀ کارگر برای برگزاریِ مراسمِ تجمع و راهپیمائی به مناسبتِ یازدهم اردیبهشت ماه (اول ماه مه) روز جهانیِ کارگر، گروهی از حامیانِ جنبش سبز در آن نهادِ مستقل، ضمن دعوت از عموم مردمِ سراسر کشور برای شرکت در تجمعی به مناسبت این روز، خواستار حضور و شرکتِ سبز همگان و حمایت ازکارگران جامعه شدند.

به گزارش اخبار واصله به جــــرس، برنامه های روز کارگر جنبش سبزدر تهران، راس ساعت ۱۶ از مقابل وزارت کار (خیابان آزادی) شروع خواهد شد و تاکید می گردد: "در صورت ممانعت و درگیریِ ماموران و عدم امکان ادامه تجمع، به سمت وزارت کشور (خیابان فاطمی) حرکت خواهیم کرد ."

این منبع خبری همچنین خاطرنشان کرد این گروه از حامیان جنبش، از تمام شهروندان دعوت کرده اند تا در تمامی نقاطِ کشور، راس ساعت ۴ بعد از ظهر حضور یافته و با حضورِ سبز خود، از کارگران جامعه خود دفاع کنند.

این فراخوان شعارهای پیشنهادیِ روز کارگر را چنین اعلام کرده: آزادی عدالت این است شعار ملت؛ استقلال آزادی عدالت اجتماعی؛ هیهات من الذله ویا حسین میر حسین و خاطرنشان نموده است: در شهرستانها مقابلِ خانه کارگر تجمع خواهیم کرد و در صورت درگیری نیروی انتظامی و عدم امکان برگزاری مراسم، به سمت استانداریها در مراکز استان حرکت خواهیم نمود.


آدرس خانه کارگر در شهرستانها چنین اعلام شده است:


خانه کارگر کردستان : سنندج میدان مهر(مادر)اول بلوار بعثت

خانه کارگر تبریز :خ آذربايجان ـ اول خ آخوني ـ روبروي مسجد طالقان

خانه کارگر شیراز :بلوار سرد خانه فلکه فرصت شیرازی جنب اتحادیه اماکن

خانه کارگر اصفهان: خ بلوار دانشگاه رو بروی دژبانی ارتش

خانه کارگر مشهد :بلوار شهید قرنی بالاتر از تقاطع ابوطالب خ انقلاب

خانه کارگر اهواز: اتوبان قدس(بلوار لشگر) جنب بیمارستان آپادانا

خانه کارگر بروجرد : خ مدرس خصبا کوی شهید روح الله گودرزی پلاک 20

خانه کارگر رشت :بلوار شهید بهشتی فلکه گاز جنب خبرگزاری

خانه کارگر اراک : دروازه تهران خ شیخ فضل الله نوری دروازه شهر بروجرد روبروی پارک شهر

خانه کارگر بند عباس : بلوار شهید حقانی خ شهید حمایتی روبروی مسجد اصغریه

خانه کارگر زاهدان : خ امام خمینی خ کامبوزیا پشت شهرداری مرکزی پلاک 10

خانه کارگر زنجان : دانشسرا اول بی سیم خ جمهوری روبروی بیمارستان حکیم هیدجی

خانه کارگر سمنان : میدان ابوذر خ ابوذر نرسیده به سه راه ابوذر روبروی شومینه آتش افروز

خانه کارگر شهر کرد : خ 17 شهریور نبش کوی 12

خانه کارگ قم : خ انقلاب نبش کوچه عشق علی ساختمان شیوا طبقه دوم .

خانه کارگر کرمانشاه : شهرک تعاون ایستگاه 6-18 متری جهاد

خانه کارگر گلستان: میدان 15 خرداد سر خواجه یکم

خانه کارگر لارستان : روبروی دارالرحمه

خانه کارگر یزد: تقاطع بلوار جمهوری خ انقلاب جنب مسجد ابوالفضل

خانه کارگر مهاباد :خ جام جم فلکه صدا و سیما مدرسه سابق صلاح الدین ایوبی

خانه کارگر یاسوج :ابتدای خ ارتش روبروی گلستان یک

خانه کارگر بیرجند :خ مدرس مدرس 57 پلاک 9

خانه کارگر همدان :خ طالقانی چهار راه امیر کبیر اول خ 20 متری، سنگ شیر

خانه کارگر قزوین : شهر صنعتی البرز خ جابر ابن حیان جنب گاراژ کازوییان

خانه کارگر قائم شهر : خ ساری روبروی بیمه آسیا

خانه کارگر خرم آباد : میدان امام حسین سه راه گلدشت خ ایران زمین جنب ایستگاه 115

خانه کارگر بوشهر : خ گمرک روبروی عباس علی جنب مدرسه گلستان کوچه جنب دبستان

خانه کارگر ارومیه :پایین تر از سه راه دخانیات محله قاسمیه بعد از مسجد

خانه کارگر آبادان : اول ایستگاه هشت میدان گاز صندوق پستی .