‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی . حقوق بشری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی . حقوق بشری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ بهمن ۷, پنجشنبه

یورش ماموران اطلاعاتی به زندانیان سیاسی ارومیه و ضرب و شتم شدید آنها

ماموران بلند پایه وزارت اطلاعات با یورش به بخش زندانیهای سیاسی زندان ارومیه با شدت تمام زندانیان سیاسی را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند . اکثر این زندانیان از چندی پیش در اعتصاب غذا بوده و همچنان نیز هستند . آنها به دلیل اعتراض به اتهامات واهی و بی اساس خود و عدم اعتنا قضات به قانون اساسی و قوانین مدنی دست به این اعتصاب غذای گسترده زدند . یورش برندگان اطلاعاتی لباس زندانیان را در آورده و آنها را در حالی که لباسی بر تن نداشتند در محوطه حیاط زندان به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند . به نظر میرسد این فشار ها برای صرف نظر کردن زندانیان از اعتصاب غذای گسترده صورت گرفته است .

رسانه سبز ایران . تلویزیون رسا

۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

محمد نوری زاد : روز عاشورا ، جنازه ام را بر سرشان می کوبم !

علت این که از روز بیستم (شنبه)رابرای شروع اعتصاب انتخاب کرده ام این است که می خواهم درست روزعاشورا ، جنازه ام رابر سر اینها بکوبم …

درباره نویسنده این مطلب : 

نویسنده این مطلب به قول خودش توفیق این را داشته است که سی دقیقه در راهروی طبقه سوم دادگاه انقلاب در کنار محمد نوری زاد بنشیند.به دلیل ممنوعیت – ملاقات هفتگی ، خانواده وی هیچگونه اطلاعی از او و از هم سلولی اش آقای سید مصطفی تاج زاده ندارند . خدای قادر متعال نویسنده این مطلب را در کنار محمد نوری زاد می نشاند تا او آخرین خبرها را به ما برساند . نویسنده ناشناس ، هرکه هست ، خدایارش . که به همین اندازه ما را از عزیزمان با خبرکرد :

اول که دیدمش ، نشناختمش . موهای سرش بلند شده بود . جوری که گویی سه ماهی او رابه آرایشگاه نبرده باشند . پای چپش می لنگید . از شعبه ۲۸بیرون آمده بود . در راهرو جای نشستن نبود . به اتاق منشی رفت تا بریکی از صندلی های اتاق منشی بنشیند . منشی شعبه ۲۸ اجازه نداد . به راهرو برگشت . من به احترامش از جا برخاستم تا به جای من بنشیند . قبول نکرد . اصرار کردم . قبول نکرد . التماسش کردم . قبول نکرد . ایستاد . چهره آرام اما پیروز داشت . گویی از یک جنگ تمام عیار بازآمده بود . جنگی که در آن ، پشت حریفش را به خاک برده بود ، جوان سربازی که او را از زندان اوین به دادگاه آورده بود ، تقلا کرد تا شاید جایی برای نشستن نوری زاد پیدا کند . راهرو ، از همیشه شلوغ تر بود . عده ای از متهمین را با دستبند و پابند آورده بودند . صندلی ها اشغال بود ، سینه کش دیوار نیز جای برای نشستن نداشت . تا این که بخت یار شد و نفر پهلوی دستی مرا صدا زدند . مثل فنر از جا جست و رفت . اینجا بود که کنار کشیدم و به نوری زاد اشاره کردم در کنار من بنشیند . نشست . پرسیدم :

- مرا می شناسید ؟

گفت :

- چهره نورانی شما برایم آشناست . اگر اسم شریف شما بخاطرم نیست مرا ببخشایید . درست همینطور کتابی صحبت کرد . “ببخشایید” . انگار یک متن ادبی ویراستاری شده را با صدای گرمش می خواند . همان صدای گرمی که در سایت شخصی اش هست و با خدا مناجات کرده است . ” نجواهای محمد نوری زاد در زندان ” . همان صدایی که گاه با بغض و هق هق کلماتی که در گلو می مانند و شکسته و ترک خورده به گوش می رسند ، همراه است :

- خدایا ، درکنار سلول انفرادی من ، جوانی سخت ناله می کند و از تو طلب مرگ می کند . کف دستم را بر دیوار مشترکمان می گذارم و آیه ای از قرآن تو را برای او می خوانم . ” الحمدالله الذی اذهب عنی الحزن ان ربنا لغفور شکور . عجبا که جوان آرام می گیرد .”

من نجواها را با صدای حزن آلود نوری زاد بارها شنیده و بارها با او گریسته ام . با او به بالای ابرها سفر کرده ام . و با او در سلول تنگ انفرادی زانو به زانو نشسته ام . خدا خواست در بیداری نیز در کنار او بنشینم و چند کلمه ای از او بشنوم . صحبت کردن من و او جایز
نبود . یعنی ما اجازه نداشتیم با هم صحبت کنیم . حتی سربازی که او را آورده بود ، دوبار به
نوری زاد تذکر داد که صحبت نکند . اما شلوغی راهرو و رفت و آمد متهمین وسربازها و خانواده هایی که به احتمال ملاقات بستگان خویش آمده بودند ، این امکان را فراهم آورد که نوری زاد نجوا گونه با من صحبت کند . شاید من که در کنار او بودم ، به زور می شنیدم او چه می گوید . هیچوقت یادم نمی رود . وقتی دانست من دانشجو هستم ، روز شانزدهم آذر را به من تبریک گفت . آن روز ، شانزدهم آذر بود . من سراپا گوش بودم و او مسلسل گون ، هرچه را برخودش گذشته بود برای من گفت . از من خواست تا شنیده هایم را به اطلاع دیگران برسانم . و تأکید کرد : “یک مطلبی از گفته های من تنظیم کن و به سایت شخصی من بده . منصف باش و چیزی از خودت بر آن اضافه نکن و روح سخنان مرا تغییر نده . ” گفتم : چشم.

و نوری زاد ادامه داد :

چند هفته پیش ، در یک دادگاه سه دقیقه ای مرا بخاطر توهین به مأموران وزارت اطلاعات مجرم دانستند . بازپرس عجول ، طی دو سوال سرو ته قضیه را به هم آورد و پرونده ای برای من تشکیل داد . ظاهراً در نامه ای به رهبری ، من نوشته بودم که مأموران وزارت اطلاعات ، با متهمین بازداشت شده برخوردهای تند همراه با ضرب و شتم دارند و به آنها ناسزا می گویند . من در پاسخ به سوأل اول این بازپرس عجول نوشتم : وقتی مأموران وزارت اطلاعات ، کله حمزه کرمی و عبداله مؤمنی را در کاسه مستراح فرو می کنند و خود مرا – محمد نوری زاد را – می زنند و غلیظ ترین فحش های رکیک را بر زبان می آورند ، چرا نباید به این رویه زشت و هیولاگون اعتراض کنم ؟ خلاصه در آن سه دقیقه ، بازپرس عجول مرا مجرم دانست و پرونده ای را که مأمور تشکیل آن بود ، تشکیل داد . مگر او ، و گنده تر از او ، می توانند به شکایت وزارت اطلاعات توجهی نکنند و بگویند این شما هستید که مقصرید؟بازپرس بی نوا باید زندگی کند . او که قرار نیست به زحمت بیفتد . گور پدر عدالت و انصاف و کسی که از دستگاه قضایی طالب حق و حقیقت است . من بعد از این بازپرسی خنده دار، نامه ای نوشتم به رئیس قوه قضاییه و از مأموران خاطی وزارت اطلاعات شکایت کردم . نامه ام صریح بود . طوری که دو نفر ، یکی از اطلاعات ، و یکی هم از دادستانی مرا خواستند . مرد اطلاعاتی که خودش را ” نوروزی ” می نامید ، مودب بود اما مرا فریب خورده می دانست . جوابش را دادم . دومی می خواست بداند که من کی و کجا از مأموران اطلاعات کتک خورده ام و ناسزا شنیده ام و شکایت کرده ام . می گفت با یک واسطه از طرف خود آقای لاریجانی آمده . اسمش را پرسیدم . نگفت . شاید آقای لاریجانی می خواسته بداند این ” کله در مستراح فرو کردن ها ” در دوره او بوده . همین که فهمید به دوره پیش از او مربوط است ، فتیله عدالتش پایین کشیده شده و خیالش راحت شده است . تا این که دیروز پانزده آذر ، مرا به همین شعبه ۲۸ آوردند پیش قاضی مقیسه . در همان یکی دو جمله اول دانستم قاضی بی ادبی است . زانوی پای من درد
می کند . مثل شعبان بی مخ ها داد زد : لنگت را جمع کن . به او گفتم : قاضی باید با ادب باشد . من پایم درد می کند . گفت : پس دراز بکش . در اتاق سه نفر بودیم . من و مقیسه و منشی که گفته های مقیسه را می نوشت . مقیسه یک روحانی فربه است . شروع کرد به خواندن پرونده من در همان جلسه . به او گفتم : یک قاضی باید متن پرونده را قبلاً خوانده باشد . گفت :سرمان شلوغ است . نمی رسیم . گفت : تو باید ثابت کنی این حرف هایی را که درباره مأموران وزارت زده ای!

راستش من ته این دادگاه نمایشی را می دانستم چیست . مگر این فردی که اسمش را قاضی گذارده دستگاه اطلاعات را رها می کرد و برحق من انگشت می نهاد ؟ هرگز . و چون دادگاه را به شدت نمایشی یافتم ، به مقیسه گفتم : من ، نه شما را و نه این دادگاه را قبول ندارم . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس من نه تو را نه این دادگاه را قبول ندارم . و منشی نوشت . داشتند سندهای لازم را علیه من کامل می کردند . مقیسه روکرد به من و گفت : اگر ثابت نکنی می دهم شلاقت بزنند . حکم زندان برایت می برم . گفتم : من تو را و نه دادگاهت را به رسمیت نمی شناسم . گفت : حسابت را می رسم . گفتم : تو مرعوب وزارت اطلاعاتی . من تو را قبول ندارم . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس تو مأمور وزارت اطلاعاتی من تو را قبول ندارم . و منشی نوشت .

مقیسه گفت : بدبخت می دانی با خودت چه می کنی ؟ گفتم : هرچه در توان داری بکار بگیر . یک سال . ده سال . بیست سال . حبس ابد . تو با هر رأیی که می دهی آتش جهنمت را شعله ورتر می کنی . مقیسه به تنگ آمد و گفت : حالی ات می کنم مزدور اجنبی . گم شو بیرون . به او گفتم : من مزدی اگر گرفته ام از جمهوری اسلامی بوده . کارمند جهادسازندگی بوده ام . کارم مشخص بوده . تو چه ؟ که بر مسند علی نشسته ای و با عدالت شوخی می کنی ! منشی به مقیسه گفت : بنویسم ؟ مقیسه به او گفت : نه ، ولش کن . مریض است . نمی بینی ؟ به مقیسه گفتم : مریض خودتی . کدام مریض ، مریض تر از کسی که بر سر حق و عدالت کلاه
می گذارد ؟ از اتاق بیرون آمدم . مرا به اوین بازگرداندند و امروز باز به شعبه ۲۸ آوردند . وارد اتاق مقیسه که شدم ، علاوه برخود او و منشی اش ، یک خانم ( نماینده دادستان ) و مردی که بعداً فهمیدم محض احتیاط آورده اند تا من با مقیسه دست به یقه نشوم هم بودند . مقیسه سر ضرب شروع کرد و بدون بسم الله و رسمیت جلسه از من پرسید : به چند سال محکوم شده ای؟ خواستم چیزی نگویم ، اما گفتم : در پرونده من هست . گفت : در این پرونده نیست . گفتم : از دستگاه کامپیوتر دادگاه سوأل می کردید مشخص می کرد . گفت : حالا تو بگو . گفتم : سه سال و نیم . گفت : تو نوشته ای که مأموران اطلاعات کله متهمین را در کاسه توالت فرو
می کنند . باید این را ثابت کنی . می دانستم بازی شروع شده است وصحنه با حضور نماینده دادستان کامل است . گفتم : من نه شما را و نه این دادگاه را به رسمیت نمی شناسم . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس می گوید من نه تو را و نه این دادگاه را به رسمیت نمی شناسم . مقیسه گفت : تو نوشته ای با حمزه کرمی و عبدالله مومنی این کار را کرده اند . من این دونفر را
می آورم اینجا اگر گفتند با ما این کار را نکرده اند چه ؟ گفتم : اگر معلوم شد مأموران وزارت اطلاعات مقصرند چه ؟ شما آدمی هستی که برعلیه آنها رأی بدهی ! نیستی . به همین دلیل من کوچکترین ارزشی برای این دادگاه قائل نیستم .مقیسه به نماینده دادستان گفت : تا کیفرخواست مرا بخواند . آن خانم ، در دو جمله مرا مستحق مجازات دانست . درست همان نقشه ای که از پیش مشخص بود . گفتم : خانم محترم ، ضمن احترام به شما و چادر شما ، من این دادگاه و این قاضی را قبول ندارم . مقیسه گفت : چرا؟ گفتم : بخاطر این که شما فرسنگ ها از عدالت فاصله داری . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس تو فرسنگ ها از عدالت فاصله داری . مقیسه به من گفت : من بزرگترهای تو را به طناب اعدام سپرده ام . از سال ۶۰ تا الآن دارم قضاوت می کنم . گفتم : جهنمت را در همین دنیا خواهی دید . گفت :بدبخت ،من خودم رادرمرکز بهشت می بینم . گفتم : اگر این را هم نگویی شب ها چطور از عذاب وفشاروجدان بخوابی . تازه اگر وجدانی برایت مانده باشد . گفت : اگر ثابت نکنی این حرفها را ، می دانم با تو چه کنم . گفتم : قبولت ندارم . بویی از عدالت نبرده ای . گفت : باشد . پس من بر اساس همین پرونده ( پرونده دو سوالی وسه دقیقه ای که در آن حمزه کرمی و عبدالله مومنی اشاره کرده بودم . وسرهای فرو شده آنها در مستراح و فحش ها و ناسزاها)رأی صادر می کنم . گفتم : بروم ؟ گفت : باش تا حکم به تو ابلاغ شود .

صحبت های نوری زاد به اینجا که رسید ، او را به داخل صدا زدند . رفت و ده ثانیه بعد برگشت . از کنار من عبور کرد ، به احترامش از جا بلند شدم . توقفی کرد و گفت : “دوسال حبس برید . به مقیسه گفتم بنویس سی سال !” نوری زاد با سرباز همراهش و مأمور دیگری که درجه بالاتری داشت ، درطول راهرو رفت و به طرفی پیچید . من بلافاصله کاغذ و قلم در آوردم و هرچه را که از او شنیده بودم ، نوشتم تا فراموشم نشود . نوری زاد در آن نجوای نیم ساعته ، به اندازه یک ساعت مطلب فشرده به من گفت . چیزهای دیگری هم از او شنیدم که بد نیست آنها راهم متذکر بشوم . پیش از آن که از صندلی ای خالی شود و او درکنار من بنشیند ، یکی از وکلای سرشناس آمد و با دیدن نوری زاد که ایستاده بود ، با او خوش و بش کرد . شنیدم که نوری زاد به گفت : آقای وکیل ، میدانم که کار شما نیست اما برای زندان انفرادی بازداشت شدگان یک فکری بکنید . من اطمینان دارم اگر همین آقای مقیسه را یک روز ، حتی تفریحی به سلول انفرادی بیندازند ، می آید و یک روز را بیست روز محاسبه می کند . چرا باید یک روز در سلول انفرادی ، که با هزار جور هول و هراس همراه است ، معادل یک روز بند عمومی محاسب شود ؟ دربند عمومی، جمعیت زیادی هست . در سلول انفرادی هیچیک از اینها که نیست ، نگرانی و اضطراب و هول و هراس هم هست . وکیل با شنیدن این سخنان ، پا به پا شد و گفت : آقای نوری زاد ، اینها به ما مربوط نیست . باید مجلس روی این موضوع کارکند . نوری زاد انگار که بخواهد تیری درتاریکی انداخته باشد . به او گفت : برای همین موضوع ، بسترسازی کنید . در محافل ، درهرکجا که بحثی قضایی هست ، این مهم را مطرح کنید . اگر یک روز انفرادی معادل ده روز محاسبه شود ، بسیاری از زندانیان امروز ، آزاد می شوند .

یک نکته دیگر هم از نوری زاد شنیدم که بسیار به دلم نشست . نوری زاد ایستاده بود که یکی از زندانیان سیاسی جلو رفت و اورا درآغوش گرفت و بوسید و حال آقای تاج زاده را از نوری زاد پرسید . نوری زاد دست به شانه اوگذاشت و گفت : ” همینقدر بگویم که من تاج زاده را ندیده بودم . علیه اومطالب انتقادی زیادی نوشته بودم . رفتارو گفتار تند او را نمی پسندیدم .اما اکنون که چندماهی است با اوهمنشین شده ام ، اورامردی منطقی ، مسلمان ، خیراندیش میدانم . تاج زاده بسیارپاک است . در مسایل سیاسی آگاه وکارشناس است . همه اینها به کنار، پیشنماز من است درنمازجماعت.

نوری زاد رابه اوین برگرداندند . اماآخرین سخنان اودرگوشم مانده است . قاطع و تردیدناپذیر :

” من از روز بیست آذربه اعتصاب غذای خشک دست خواهم زد. دراعتراض به قانونی که نیست .عدالتی که نیست وظلمی که هست .علت این که از روز بیستم (شنبه)رابرای شروع اعتصاب انتخاب کرده ام این است که می خواهم درست روزعاشورا ، جنازه ام رابر سر اینها بکوبم .”

این تابلو راشما مجسم کنید : یک راهر ، ویک مرد در میان دومأمور می لنگد و پیش
می رود . آیا او به سوی مرگ می رود ؟ خدایا درعاشورای توچه نهفته است ؟

نوری زاد یک تقاضا نیز داشت :

” بهمه بگو حلالم کنند . مخصوصاً به خانواده ام . به همسر و فرزندانم . که بسیار آزردمشان . .

محمد نوری زاد : روز عاشورا ، جنازه ام را بر سرشان می کوبم !

علت این که از روز بیستم (شنبه)رابرای شروع اعتصاب انتخاب کرده ام این است که می خواهم درست روزعاشورا ، جنازه ام رابر سر اینها بکوبم …

درباره نویسنده این مطلب : 

نویسنده این مطلب به قول خودش توفیق این را داشته است که سی دقیقه در راهروی طبقه سوم دادگاه انقلاب در کنار محمد نوری زاد بنشیند.به دلیل ممنوعیت – ملاقات هفتگی ، خانواده وی هیچگونه اطلاعی از او و از هم سلولی اش آقای سید مصطفی تاج زاده ندارند . خدای قادر متعال نویسنده این مطلب را در کنار محمد نوری زاد می نشاند تا او آخرین خبرها را به ما برساند . نویسنده ناشناس ، هرکه هست ، خدایارش . که به همین اندازه ما را از عزیزمان با خبرکرد :

اول که دیدمش ، نشناختمش . موهای سرش بلند شده بود . جوری که گویی سه ماهی او رابه آرایشگاه نبرده باشند . پای چپش می لنگید . از شعبه ۲۸بیرون آمده بود . در راهرو جای نشستن نبود . به اتاق منشی رفت تا بریکی از صندلی های اتاق منشی بنشیند . منشی شعبه ۲۸ اجازه نداد . به راهرو برگشت . من به احترامش از جا برخاستم تا به جای من بنشیند . قبول نکرد . اصرار کردم . قبول نکرد . التماسش کردم . قبول نکرد . ایستاد . چهره آرام اما پیروز داشت . گویی از یک جنگ تمام عیار بازآمده بود . جنگی که در آن ، پشت حریفش را به خاک برده بود ، جوان سربازی که او را از زندان اوین به دادگاه آورده بود ، تقلا کرد تا شاید جایی برای نشستن نوری زاد پیدا کند . راهرو ، از همیشه شلوغ تر بود . عده ای از متهمین را با دستبند و پابند آورده بودند . صندلی ها اشغال بود ، سینه کش دیوار نیز جای برای نشستن نداشت . تا این که بخت یار شد و نفر پهلوی دستی مرا صدا زدند . مثل فنر از جا جست و رفت . اینجا بود که کنار کشیدم و به نوری زاد اشاره کردم در کنار من بنشیند . نشست . پرسیدم :

- مرا می شناسید ؟

گفت :

- چهره نورانی شما برایم آشناست . اگر اسم شریف شما بخاطرم نیست مرا ببخشایید . درست همینطور کتابی صحبت کرد . “ببخشایید” . انگار یک متن ادبی ویراستاری شده را با صدای گرمش می خواند . همان صدای گرمی که در سایت شخصی اش هست و با خدا مناجات کرده است . ” نجواهای محمد نوری زاد در زندان ” . همان صدایی که گاه با بغض و هق هق کلماتی که در گلو می مانند و شکسته و ترک خورده به گوش می رسند ، همراه است :

- خدایا ، درکنار سلول انفرادی من ، جوانی سخت ناله می کند و از تو طلب مرگ می کند . کف دستم را بر دیوار مشترکمان می گذارم و آیه ای از قرآن تو را برای او می خوانم . ” الحمدالله الذی اذهب عنی الحزن ان ربنا لغفور شکور . عجبا که جوان آرام می گیرد .”

من نجواها را با صدای حزن آلود نوری زاد بارها شنیده و بارها با او گریسته ام . با او به بالای ابرها سفر کرده ام . و با او در سلول تنگ انفرادی زانو به زانو نشسته ام . خدا خواست در بیداری نیز در کنار او بنشینم و چند کلمه ای از او بشنوم . صحبت کردن من و او جایز
نبود . یعنی ما اجازه نداشتیم با هم صحبت کنیم . حتی سربازی که او را آورده بود ، دوبار به
نوری زاد تذکر داد که صحبت نکند . اما شلوغی راهرو و رفت و آمد متهمین وسربازها و خانواده هایی که به احتمال ملاقات بستگان خویش آمده بودند ، این امکان را فراهم آورد که نوری زاد نجوا گونه با من صحبت کند . شاید من که در کنار او بودم ، به زور می شنیدم او چه می گوید . هیچوقت یادم نمی رود . وقتی دانست من دانشجو هستم ، روز شانزدهم آذر را به من تبریک گفت . آن روز ، شانزدهم آذر بود . من سراپا گوش بودم و او مسلسل گون ، هرچه را برخودش گذشته بود برای من گفت . از من خواست تا شنیده هایم را به اطلاع دیگران برسانم . و تأکید کرد : “یک مطلبی از گفته های من تنظیم کن و به سایت شخصی من بده . منصف باش و چیزی از خودت بر آن اضافه نکن و روح سخنان مرا تغییر نده . ” گفتم : چشم.

و نوری زاد ادامه داد :

چند هفته پیش ، در یک دادگاه سه دقیقه ای مرا بخاطر توهین به مأموران وزارت اطلاعات مجرم دانستند . بازپرس عجول ، طی دو سوال سرو ته قضیه را به هم آورد و پرونده ای برای من تشکیل داد . ظاهراً در نامه ای به رهبری ، من نوشته بودم که مأموران وزارت اطلاعات ، با متهمین بازداشت شده برخوردهای تند همراه با ضرب و شتم دارند و به آنها ناسزا می گویند . من در پاسخ به سوأل اول این بازپرس عجول نوشتم : وقتی مأموران وزارت اطلاعات ، کله حمزه کرمی و عبداله مؤمنی را در کاسه مستراح فرو می کنند و خود مرا – محمد نوری زاد را – می زنند و غلیظ ترین فحش های رکیک را بر زبان می آورند ، چرا نباید به این رویه زشت و هیولاگون اعتراض کنم ؟ خلاصه در آن سه دقیقه ، بازپرس عجول مرا مجرم دانست و پرونده ای را که مأمور تشکیل آن بود ، تشکیل داد . مگر او ، و گنده تر از او ، می توانند به شکایت وزارت اطلاعات توجهی نکنند و بگویند این شما هستید که مقصرید؟بازپرس بی نوا باید زندگی کند . او که قرار نیست به زحمت بیفتد . گور پدر عدالت و انصاف و کسی که از دستگاه قضایی طالب حق و حقیقت است . من بعد از این بازپرسی خنده دار، نامه ای نوشتم به رئیس قوه قضاییه و از مأموران خاطی وزارت اطلاعات شکایت کردم . نامه ام صریح بود . طوری که دو نفر ، یکی از اطلاعات ، و یکی هم از دادستانی مرا خواستند . مرد اطلاعاتی که خودش را ” نوروزی ” می نامید ، مودب بود اما مرا فریب خورده می دانست . جوابش را دادم . دومی می خواست بداند که من کی و کجا از مأموران اطلاعات کتک خورده ام و ناسزا شنیده ام و شکایت کرده ام . می گفت با یک واسطه از طرف خود آقای لاریجانی آمده . اسمش را پرسیدم . نگفت . شاید آقای لاریجانی می خواسته بداند این ” کله در مستراح فرو کردن ها ” در دوره او بوده . همین که فهمید به دوره پیش از او مربوط است ، فتیله عدالتش پایین کشیده شده و خیالش راحت شده است . تا این که دیروز پانزده آذر ، مرا به همین شعبه ۲۸ آوردند پیش قاضی مقیسه . در همان یکی دو جمله اول دانستم قاضی بی ادبی است . زانوی پای من درد
می کند . مثل شعبان بی مخ ها داد زد : لنگت را جمع کن . به او گفتم : قاضی باید با ادب باشد . من پایم درد می کند . گفت : پس دراز بکش . در اتاق سه نفر بودیم . من و مقیسه و منشی که گفته های مقیسه را می نوشت . مقیسه یک روحانی فربه است . شروع کرد به خواندن پرونده من در همان جلسه . به او گفتم : یک قاضی باید متن پرونده را قبلاً خوانده باشد . گفت :سرمان شلوغ است . نمی رسیم . گفت : تو باید ثابت کنی این حرف هایی را که درباره مأموران وزارت زده ای!

راستش من ته این دادگاه نمایشی را می دانستم چیست . مگر این فردی که اسمش را قاضی گذارده دستگاه اطلاعات را رها می کرد و برحق من انگشت می نهاد ؟ هرگز . و چون دادگاه را به شدت نمایشی یافتم ، به مقیسه گفتم : من ، نه شما را و نه این دادگاه را قبول ندارم . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس من نه تو را نه این دادگاه را قبول ندارم . و منشی نوشت . داشتند سندهای لازم را علیه من کامل می کردند . مقیسه روکرد به من و گفت : اگر ثابت نکنی می دهم شلاقت بزنند . حکم زندان برایت می برم . گفتم : من تو را و نه دادگاهت را به رسمیت نمی شناسم . گفت : حسابت را می رسم . گفتم : تو مرعوب وزارت اطلاعاتی . من تو را قبول ندارم . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس تو مأمور وزارت اطلاعاتی من تو را قبول ندارم . و منشی نوشت .

مقیسه گفت : بدبخت می دانی با خودت چه می کنی ؟ گفتم : هرچه در توان داری بکار بگیر . یک سال . ده سال . بیست سال . حبس ابد . تو با هر رأیی که می دهی آتش جهنمت را شعله ورتر می کنی . مقیسه به تنگ آمد و گفت : حالی ات می کنم مزدور اجنبی . گم شو بیرون . به او گفتم : من مزدی اگر گرفته ام از جمهوری اسلامی بوده . کارمند جهادسازندگی بوده ام . کارم مشخص بوده . تو چه ؟ که بر مسند علی نشسته ای و با عدالت شوخی می کنی ! منشی به مقیسه گفت : بنویسم ؟ مقیسه به او گفت : نه ، ولش کن . مریض است . نمی بینی ؟ به مقیسه گفتم : مریض خودتی . کدام مریض ، مریض تر از کسی که بر سر حق و عدالت کلاه
می گذارد ؟ از اتاق بیرون آمدم . مرا به اوین بازگرداندند و امروز باز به شعبه ۲۸ آوردند . وارد اتاق مقیسه که شدم ، علاوه برخود او و منشی اش ، یک خانم ( نماینده دادستان ) و مردی که بعداً فهمیدم محض احتیاط آورده اند تا من با مقیسه دست به یقه نشوم هم بودند . مقیسه سر ضرب شروع کرد و بدون بسم الله و رسمیت جلسه از من پرسید : به چند سال محکوم شده ای؟ خواستم چیزی نگویم ، اما گفتم : در پرونده من هست . گفت : در این پرونده نیست . گفتم : از دستگاه کامپیوتر دادگاه سوأل می کردید مشخص می کرد . گفت : حالا تو بگو . گفتم : سه سال و نیم . گفت : تو نوشته ای که مأموران اطلاعات کله متهمین را در کاسه توالت فرو
می کنند . باید این را ثابت کنی . می دانستم بازی شروع شده است وصحنه با حضور نماینده دادستان کامل است . گفتم : من نه شما را و نه این دادگاه را به رسمیت نمی شناسم . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس می گوید من نه تو را و نه این دادگاه را به رسمیت نمی شناسم . مقیسه گفت : تو نوشته ای با حمزه کرمی و عبدالله مومنی این کار را کرده اند . من این دونفر را
می آورم اینجا اگر گفتند با ما این کار را نکرده اند چه ؟ گفتم : اگر معلوم شد مأموران وزارت اطلاعات مقصرند چه ؟ شما آدمی هستی که برعلیه آنها رأی بدهی ! نیستی . به همین دلیل من کوچکترین ارزشی برای این دادگاه قائل نیستم .مقیسه به نماینده دادستان گفت : تا کیفرخواست مرا بخواند . آن خانم ، در دو جمله مرا مستحق مجازات دانست . درست همان نقشه ای که از پیش مشخص بود . گفتم : خانم محترم ، ضمن احترام به شما و چادر شما ، من این دادگاه و این قاضی را قبول ندارم . مقیسه گفت : چرا؟ گفتم : بخاطر این که شما فرسنگ ها از عدالت فاصله داری . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس تو فرسنگ ها از عدالت فاصله داری . مقیسه به من گفت : من بزرگترهای تو را به طناب اعدام سپرده ام . از سال ۶۰ تا الآن دارم قضاوت می کنم . گفتم : جهنمت را در همین دنیا خواهی دید . گفت :بدبخت ،من خودم رادرمرکز بهشت می بینم . گفتم : اگر این را هم نگویی شب ها چطور از عذاب وفشاروجدان بخوابی . تازه اگر وجدانی برایت مانده باشد . گفت : اگر ثابت نکنی این حرفها را ، می دانم با تو چه کنم . گفتم : قبولت ندارم . بویی از عدالت نبرده ای . گفت : باشد . پس من بر اساس همین پرونده ( پرونده دو سوالی وسه دقیقه ای که در آن حمزه کرمی و عبدالله مومنی اشاره کرده بودم . وسرهای فرو شده آنها در مستراح و فحش ها و ناسزاها)رأی صادر می کنم . گفتم : بروم ؟ گفت : باش تا حکم به تو ابلاغ شود .

صحبت های نوری زاد به اینجا که رسید ، او را به داخل صدا زدند . رفت و ده ثانیه بعد برگشت . از کنار من عبور کرد ، به احترامش از جا بلند شدم . توقفی کرد و گفت : “دوسال حبس برید . به مقیسه گفتم بنویس سی سال !” نوری زاد با سرباز همراهش و مأمور دیگری که درجه بالاتری داشت ، درطول راهرو رفت و به طرفی پیچید . من بلافاصله کاغذ و قلم در آوردم و هرچه را که از او شنیده بودم ، نوشتم تا فراموشم نشود . نوری زاد در آن نجوای نیم ساعته ، به اندازه یک ساعت مطلب فشرده به من گفت . چیزهای دیگری هم از او شنیدم که بد نیست آنها راهم متذکر بشوم . پیش از آن که از صندلی ای خالی شود و او درکنار من بنشیند ، یکی از وکلای سرشناس آمد و با دیدن نوری زاد که ایستاده بود ، با او خوش و بش کرد . شنیدم که نوری زاد به گفت : آقای وکیل ، میدانم که کار شما نیست اما برای زندان انفرادی بازداشت شدگان یک فکری بکنید . من اطمینان دارم اگر همین آقای مقیسه را یک روز ، حتی تفریحی به سلول انفرادی بیندازند ، می آید و یک روز را بیست روز محاسبه می کند . چرا باید یک روز در سلول انفرادی ، که با هزار جور هول و هراس همراه است ، معادل یک روز بند عمومی محاسب شود ؟ دربند عمومی، جمعیت زیادی هست . در سلول انفرادی هیچیک از اینها که نیست ، نگرانی و اضطراب و هول و هراس هم هست . وکیل با شنیدن این سخنان ، پا به پا شد و گفت : آقای نوری زاد ، اینها به ما مربوط نیست . باید مجلس روی این موضوع کارکند . نوری زاد انگار که بخواهد تیری درتاریکی انداخته باشد . به او گفت : برای همین موضوع ، بسترسازی کنید . در محافل ، درهرکجا که بحثی قضایی هست ، این مهم را مطرح کنید . اگر یک روز انفرادی معادل ده روز محاسبه شود ، بسیاری از زندانیان امروز ، آزاد می شوند .

یک نکته دیگر هم از نوری زاد شنیدم که بسیار به دلم نشست . نوری زاد ایستاده بود که یکی از زندانیان سیاسی جلو رفت و اورا درآغوش گرفت و بوسید و حال آقای تاج زاده را از نوری زاد پرسید . نوری زاد دست به شانه اوگذاشت و گفت : ” همینقدر بگویم که من تاج زاده را ندیده بودم . علیه اومطالب انتقادی زیادی نوشته بودم . رفتارو گفتار تند او را نمی پسندیدم .اما اکنون که چندماهی است با اوهمنشین شده ام ، اورامردی منطقی ، مسلمان ، خیراندیش میدانم . تاج زاده بسیارپاک است . در مسایل سیاسی آگاه وکارشناس است . همه اینها به کنار، پیشنماز من است درنمازجماعت.

نوری زاد رابه اوین برگرداندند . اماآخرین سخنان اودرگوشم مانده است . قاطع و تردیدناپذیر :

” من از روز بیست آذربه اعتصاب غذای خشک دست خواهم زد. دراعتراض به قانونی که نیست .عدالتی که نیست وظلمی که هست .علت این که از روز بیستم (شنبه)رابرای شروع اعتصاب انتخاب کرده ام این است که می خواهم درست روزعاشورا ، جنازه ام رابر سر اینها بکوبم .”

این تابلو راشما مجسم کنید : یک راهر ، ویک مرد در میان دومأمور می لنگد و پیش
می رود . آیا او به سوی مرگ می رود ؟ خدایا درعاشورای توچه نهفته است ؟

نوری زاد یک تقاضا نیز داشت :

” بهمه بگو حلالم کنند . مخصوصاً به خانواده ام . به همسر و فرزندانم . که بسیار آزردمشان . .

۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه

توحینهای بیشرمانه قاضی مقیسه در دادگاه به محمد نوری زاد روزنامه نگار و فعال سیاسی

محمد نوری‌زاد، جهادگر سابق و روزنامه‌نگاری که به خاطر انتقاد از رهبری و چند تن از مسئولان فعلی نظام در زندان است، اعلام کرد که از روز شنبه بیستم آذرماه دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد.

به گزارش کلمه، آقای نوری‌زاد علت اعتصاب خود را “اعتراض به دادگاه نمایشی سه‌دقیقه‌ای مبنی بر شکایت وزارت اطلاعات و نیز بی‌اهمیتی مسئولان نسبت به بیماری وی” اعلام کرده و همچنین از فحاشی و توهین و تهدیدهای قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب در همین دادگاه سه دقیقه‌ای خبر داده است.

بر اساس این گزارش، در متنی که یکی از متهمان سیاسی در اختیار سایت محمد نوری‌زاد قرار داده، فاش شده که قاضی مقیسه در همین دادگاه سه‌دقیقه‌ای، بر سر نوری‌زاد داد و فریاد می‌زده و صدای توهین‌هایی همچون “گم شو بیرون، اجنبی مزدور” و “می‌دهم شلاق بزنندت” در بیرون از دادگاه هم شنیده می‌شده است.

این متهم سیاسی که حضورش در دادگاه انقلاب با زمان محاکمه‌ی محمد نوری‌زاد همزمان شده، همچنین روایت کرده است: “در اتاق باز شد و دیدم دکتر محمد نوری زاد با رنگی پریده از در بیرون آمد. او را در آغوش کشیدم. او گفت: فلانی، من را ممنوع الملاقات کرده‌اند و در همین فرصت بدون هیچ تفهیم اتهامی و حق وکیلی من را به دو سال حبس به خاطر اعتراض به شکنجه های ماموران وزارت اطلاعات محکوم کردند. به قاضی گفتم من هیچ برگه ای را امضا نمی کنم و او عصبانی شد شروع کرد به فریاد که تو بیماری و بعد از سه دقیقه ! فقط سه دقیقه دادگاه با “گم شو برو بیرون مزدور اجنبی” اعلام حکم کرد.”

فاطمه ملکی، همسر محمد نوری‌زاد، نیز ضمن تایید این خبر، از چند هفته بی‌خبری از حال این زندانی سباسی خبر داده و همچنین در خبری که در وب‌سایت نوری‌زاد منتشر شده، اعلام شده که او پس از گذراندن ۱۱۰ روز حبس در قرنطینه، که هفتاد روز از آن را روزه بوده است، از روز شنبه بیستم آذر، در اعتراض به دادگاه نمایشی سه‌دقیقه‌ای و نیز بی‌اهمیتی مسئولان نسبت به بیماری وی، دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد. 

به گزارش کلمه

توحینهای بیشرمانه قاضی مقیسه در دادگاه به محمد نوری زاد روزنامه نگار و فعال سیاسی

محمد نوری‌زاد، جهادگر سابق و روزنامه‌نگاری که به خاطر انتقاد از رهبری و چند تن از مسئولان فعلی نظام در زندان است، اعلام کرد که از روز شنبه بیستم آذرماه دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد.

به گزارش کلمه، آقای نوری‌زاد علت اعتصاب خود را “اعتراض به دادگاه نمایشی سه‌دقیقه‌ای مبنی بر شکایت وزارت اطلاعات و نیز بی‌اهمیتی مسئولان نسبت به بیماری وی” اعلام کرده و همچنین از فحاشی و توهین و تهدیدهای قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب در همین دادگاه سه دقیقه‌ای خبر داده است.

بر اساس این گزارش، در متنی که یکی از متهمان سیاسی در اختیار سایت محمد نوری‌زاد قرار داده، فاش شده که قاضی مقیسه در همین دادگاه سه‌دقیقه‌ای، بر سر نوری‌زاد داد و فریاد می‌زده و صدای توهین‌هایی همچون “گم شو بیرون، اجنبی مزدور” و “می‌دهم شلاق بزنندت” در بیرون از دادگاه هم شنیده می‌شده است.

این متهم سیاسی که حضورش در دادگاه انقلاب با زمان محاکمه‌ی محمد نوری‌زاد همزمان شده، همچنین روایت کرده است: “در اتاق باز شد و دیدم دکتر محمد نوری زاد با رنگی پریده از در بیرون آمد. او را در آغوش کشیدم. او گفت: فلانی، من را ممنوع الملاقات کرده‌اند و در همین فرصت بدون هیچ تفهیم اتهامی و حق وکیلی من را به دو سال حبس به خاطر اعتراض به شکنجه های ماموران وزارت اطلاعات محکوم کردند. به قاضی گفتم من هیچ برگه ای را امضا نمی کنم و او عصبانی شد شروع کرد به فریاد که تو بیماری و بعد از سه دقیقه ! فقط سه دقیقه دادگاه با “گم شو برو بیرون مزدور اجنبی” اعلام حکم کرد.”

فاطمه ملکی، همسر محمد نوری‌زاد، نیز ضمن تایید این خبر، از چند هفته بی‌خبری از حال این زندانی سباسی خبر داده و همچنین در خبری که در وب‌سایت نوری‌زاد منتشر شده، اعلام شده که او پس از گذراندن ۱۱۰ روز حبس در قرنطینه، که هفتاد روز از آن را روزه بوده است، از روز شنبه بیستم آذر، در اعتراض به دادگاه نمایشی سه‌دقیقه‌ای و نیز بی‌اهمیتی مسئولان نسبت به بیماری وی، دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد. 

به گزارش کلمه

خبر آزادی سکینه محمد آشتیانی مدت کوتاهی پس از انتشار تکذیب شد . وی که متهم به سنگسار بود به شدت خشم جامعه جهانی را علیه ایران برانگیخته است .

 به گفته پرس تی وی خانم آشتیانی و پسرش "صحنه جنایت" را تشریح کرده اند .



یک شبکه تلویزیونی انگلیسی زبان متعلق به دولت ایران گزارش های منتشر شده در مورد آزادی سکینه محمدی آشتیانی، زن ایرانی محکوم به سنگسار را تکذیب کرده است.
سایت شبکه تلویزیونی "پرس تی وی" در خبری نوشته است که یک تیم تلویزیونی همراه با خانم آشتیانی به منزل این زن رفته تا وی "جزئیات قتل شوهرش را در صحنه جنایت" بازگو کند.
پرس تی وی تصاویری از خانم آشتیانی و فرزند او سجاد قادرزاده را ظاهرا در منزل آنان در شهر اسکو منتشر کرده است.
در خبر اولیه پرس تی وی، به آزادی خانم آشتیانی اشاره ای نشده و فقط گفته شده بود که قرار است نیمه شب جمعه به وقت محلی (۸ و ۳۰ دقیقه شب به وقت گرینویچ) برنامه ای درباره خانم آشتیانی از این شبکه تلویزیونی پخش شود.
همزمان، کمیته بین المللی ضد سنگسار مستقر در آلمان به نقل از "منابعی در ایران" به خبرگزاری ها گفت که خانم آشتیانی و پسرش از زندان آزاد شده اند.
به دنبال انتشار این گزارش ها، بسیاری از رسانه های خارجی اعلام کردند که خانم آشتیانی آزاد شده و برخی رسانه های خبری انگلیسی زبان از آزادی هوتن کیان، وکیل مدافع خانم آشتیانی، و دو روزنامه نگار آلمانی که در ارتباط با این پرونده بازداشت شده بودند هم خبر دادند.
پرس تی وی در خبری که در ساعات بامداد روز جمعه در سایت این شبکه تلویزیونی منتشر شد ضمن اعلام اینکه پسر و وکیل سکینه محمدی آشتیانی از جمله کسانی هستند که "با تیم تولید (این برنامه ویژه تلویزیونی) صحبت کرده اند" تلویحا خبر آزادی خانم آشتیانی را تکذیب کرد.
 

شبکه های تلویزیونی داخل ایران تصاویر مبهمی از سکینه آشتیانی را پخش کردند


این شبکه تلویزیونی رسانه های غربی را متهم کرد که با جنجال تبلیغاتی و انتشار اخباری مبنی بر آزادی خانم آشتیانی، به دنبال بهره برداری های سیاسی و تضعیف جمهوری اسلامی بوده اند.
انتشار خبر آزادی خانم آشتیانی با استقبال و ابراز خرسندی شماری از گروه های مدافع حقوق بشر و مقام های ارشد کشورهای مختلف جهان از تصمیم مقامات جمهوری اسلامی در این مورد مواجه شده بود.
فرانکو فراتینی، وزیر خارجه ایتالیا، از این گزارش ابراز خشنودی کرد و مارین هارپر، همسر نخست وزیر کانادا نیز گفت از شنیدن گزارش های مربوط به رهایی احتمالی خانم آشتیانی از "حبس ناعادلانه" بسیار خوشحال شده است.
بانوی اول کانادا با صدور بیانیه ای در روز پنجشنبه گفت: "اگرچه خبر امروز دلگرم کننده است، اما هنوز باید اقدامات بیشتری برای بهبود زندگی زنان ایران انجام شود" و ابراز امیدواری کرد که زنان ایران هم یک روز از "همان امتیازات، حقوق و آزادی های زنان در کانادا" بهره مند شوند.

منبع : بی بی سی

خبر آزادی سکینه محمد آشتیانی مدت کوتاهی پس از انتشار تکذیب شد . وی که متهم به سنگسار بود به شدت خشم جامعه جهانی را علیه ایران برانگیخته است .

 به گفته پرس تی وی خانم آشتیانی و پسرش "صحنه جنایت" را تشریح کرده اند .



یک شبکه تلویزیونی انگلیسی زبان متعلق به دولت ایران گزارش های منتشر شده در مورد آزادی سکینه محمدی آشتیانی، زن ایرانی محکوم به سنگسار را تکذیب کرده است.
سایت شبکه تلویزیونی "پرس تی وی" در خبری نوشته است که یک تیم تلویزیونی همراه با خانم آشتیانی به منزل این زن رفته تا وی "جزئیات قتل شوهرش را در صحنه جنایت" بازگو کند.
پرس تی وی تصاویری از خانم آشتیانی و فرزند او سجاد قادرزاده را ظاهرا در منزل آنان در شهر اسکو منتشر کرده است.
در خبر اولیه پرس تی وی، به آزادی خانم آشتیانی اشاره ای نشده و فقط گفته شده بود که قرار است نیمه شب جمعه به وقت محلی (۸ و ۳۰ دقیقه شب به وقت گرینویچ) برنامه ای درباره خانم آشتیانی از این شبکه تلویزیونی پخش شود.
همزمان، کمیته بین المللی ضد سنگسار مستقر در آلمان به نقل از "منابعی در ایران" به خبرگزاری ها گفت که خانم آشتیانی و پسرش از زندان آزاد شده اند.
به دنبال انتشار این گزارش ها، بسیاری از رسانه های خارجی اعلام کردند که خانم آشتیانی آزاد شده و برخی رسانه های خبری انگلیسی زبان از آزادی هوتن کیان، وکیل مدافع خانم آشتیانی، و دو روزنامه نگار آلمانی که در ارتباط با این پرونده بازداشت شده بودند هم خبر دادند.
پرس تی وی در خبری که در ساعات بامداد روز جمعه در سایت این شبکه تلویزیونی منتشر شد ضمن اعلام اینکه پسر و وکیل سکینه محمدی آشتیانی از جمله کسانی هستند که "با تیم تولید (این برنامه ویژه تلویزیونی) صحبت کرده اند" تلویحا خبر آزادی خانم آشتیانی را تکذیب کرد.
 

شبکه های تلویزیونی داخل ایران تصاویر مبهمی از سکینه آشتیانی را پخش کردند


این شبکه تلویزیونی رسانه های غربی را متهم کرد که با جنجال تبلیغاتی و انتشار اخباری مبنی بر آزادی خانم آشتیانی، به دنبال بهره برداری های سیاسی و تضعیف جمهوری اسلامی بوده اند.
انتشار خبر آزادی خانم آشتیانی با استقبال و ابراز خرسندی شماری از گروه های مدافع حقوق بشر و مقام های ارشد کشورهای مختلف جهان از تصمیم مقامات جمهوری اسلامی در این مورد مواجه شده بود.
فرانکو فراتینی، وزیر خارجه ایتالیا، از این گزارش ابراز خشنودی کرد و مارین هارپر، همسر نخست وزیر کانادا نیز گفت از شنیدن گزارش های مربوط به رهایی احتمالی خانم آشتیانی از "حبس ناعادلانه" بسیار خوشحال شده است.
بانوی اول کانادا با صدور بیانیه ای در روز پنجشنبه گفت: "اگرچه خبر امروز دلگرم کننده است، اما هنوز باید اقدامات بیشتری برای بهبود زندگی زنان ایران انجام شود" و ابراز امیدواری کرد که زنان ایران هم یک روز از "همان امتیازات، حقوق و آزادی های زنان در کانادا" بهره مند شوند.

منبع : بی بی سی

احکام سنگین برای اعضای نهضت آزادی (ملی گرایان خط بازرگان)

امیرخرم و عماد بهاور، از اعضای نهضت آزادی ایران، در روزهای اخیر به ترتیب به۷ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق، و ۱۰ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از فعالیت هایسیاسی و رسانه ای محکوم شده اند.

 
 
امیر خرمبنا بر حکم قاضی پیرعباسی، قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به اتهامهای "اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در نهضت آزادی ایران"، "نوشتنمقالات و انجام مصاحبه با رادیوهای بیگانه" و نیز حضور در "تجمعاتغیرقانونی"، به هفت سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است.
 
آقایخرم که ۴۸ سال دارد، اواسط دی ماه ۱۳۸۸ و در موج بازداشت های بعد ازعاشورای آن سال بازداشت شد و بعد از حدود ۵۰ روز با سپردن وثیقه به مرخصیآمد.
 
امیر خرم در بازداشت دسته جمعی اعضایگروه های ملی – مذهبی در سال ۸۰ هم بازداشت شده بود که ۱۳۵ روز را در سلولانفرادی گذراند و در دادگاه انقلاب به چهار سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد.
 
عمادبهاور، مسئول شاخه جوانان و عضو دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران است که دردوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، عضو هسته مرکزی «پویش حمایتاز خاتمی و موسوی» (موج سوم) بود.
 
فریدهغیرت، وکیل آقای بهاور، به خبرگزاری کار ایران، ایلنا، گفته است که قاضیصلواتی، رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، موکلش را به "۱۰ سال حبس و ۱۰سال محرومیت از هر گونه فعالیت حزبی و رسانه ای و حتی فعالیت در فضایمجازی" محکوم کرده است.
 
به گفته خانم غیرتاتهام های عماد بهاور، "اجتماع وتبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی"، "تبلیغعلیه نظام" و "عضویت در نهضت آزادی" بوده است.
 
عمادبهاور ابتدا چند روز قبل از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ بازداشت شد. او در یکسال و نیم بعد از انتخابات هم چند بار بازداشت و آزاد شده و از اسفند ماهسال ۸۸ بدون وقفه در زندان اوین بوده است.
 
مسئولانجمهوری اسلامی ایران بارها نهضت آزادی ایران و فعالیت در آن را غیرقانونیاعلام کرده اند، اما اعضای این تشکل سیاسی ادعا می کنند که تنها دادگاهصالح حق غیرقانونی اعلام کردن یک حزب سیاسی را دارد و تا بحال این حزب درهیچ دادگاهی محکوم نشده است.
 
در حال حاضرچند نفر از اعضای این تشکل سیاسی، که ۴۹ سال از تاسیس آن می گذرد، درزندان هستند که از جمله آنها می توان از ابراهیم یزدی، دبیرکل ۷۹ سالهنهضت آزادی و اولین وزیر خارجه ایران بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ و فرید طاهریرا نام برد. .

احکام سنگین برای اعضای نهضت آزادی (ملی گرایان خط بازرگان)

امیرخرم و عماد بهاور، از اعضای نهضت آزادی ایران، در روزهای اخیر به ترتیب به۷ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق، و ۱۰ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از فعالیت هایسیاسی و رسانه ای محکوم شده اند.

 
 
امیر خرمبنا بر حکم قاضی پیرعباسی، قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به اتهامهای "اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در نهضت آزادی ایران"، "نوشتنمقالات و انجام مصاحبه با رادیوهای بیگانه" و نیز حضور در "تجمعاتغیرقانونی"، به هفت سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است.
 
آقایخرم که ۴۸ سال دارد، اواسط دی ماه ۱۳۸۸ و در موج بازداشت های بعد ازعاشورای آن سال بازداشت شد و بعد از حدود ۵۰ روز با سپردن وثیقه به مرخصیآمد.
 
امیر خرم در بازداشت دسته جمعی اعضایگروه های ملی – مذهبی در سال ۸۰ هم بازداشت شده بود که ۱۳۵ روز را در سلولانفرادی گذراند و در دادگاه انقلاب به چهار سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد.
 
عمادبهاور، مسئول شاخه جوانان و عضو دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران است که دردوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، عضو هسته مرکزی «پویش حمایتاز خاتمی و موسوی» (موج سوم) بود.
 
فریدهغیرت، وکیل آقای بهاور، به خبرگزاری کار ایران، ایلنا، گفته است که قاضیصلواتی، رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، موکلش را به "۱۰ سال حبس و ۱۰سال محرومیت از هر گونه فعالیت حزبی و رسانه ای و حتی فعالیت در فضایمجازی" محکوم کرده است.
 
به گفته خانم غیرتاتهام های عماد بهاور، "اجتماع وتبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی"، "تبلیغعلیه نظام" و "عضویت در نهضت آزادی" بوده است.
 
عمادبهاور ابتدا چند روز قبل از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ بازداشت شد. او در یکسال و نیم بعد از انتخابات هم چند بار بازداشت و آزاد شده و از اسفند ماهسال ۸۸ بدون وقفه در زندان اوین بوده است.
 
مسئولانجمهوری اسلامی ایران بارها نهضت آزادی ایران و فعالیت در آن را غیرقانونیاعلام کرده اند، اما اعضای این تشکل سیاسی ادعا می کنند که تنها دادگاهصالح حق غیرقانونی اعلام کردن یک حزب سیاسی را دارد و تا بحال این حزب درهیچ دادگاهی محکوم نشده است.
 
در حال حاضرچند نفر از اعضای این تشکل سیاسی، که ۴۹ سال از تاسیس آن می گذرد، درزندان هستند که از جمله آنها می توان از ابراهیم یزدی، دبیرکل ۷۹ سالهنهضت آزادی و اولین وزیر خارجه ایران بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ و فرید طاهریرا نام برد. .

۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

پیام مشترک بهاره هدایت و مجید توکلی به مناسبت روز دانشجو

دوستان عزيز و ياران شفيق؛
فعالين عرصه دانشجويي در خارج از کشور


ما، دو تن از فعالين دانشجويي داخل ايران، تنها به جرم فرياد کردن در برابر استبداد و خودکامگي، به علت آزاديخواهي و تلاش براي نيل به دموکراسي و به خاطر پاسداشت حقوق ملت مظلوم در مقابل حاکميت اقتدارگرا چندي است که توسط سربازان همين حاکميت که نام پاسداران امنيت کشور بر خود نهاده اند، به عنوان عاملين ناامني در کنج نمور زندان ها محبوس گشته ايم. ما از درون زندان هاي سرد ظلم و جور سلام هاي پرمهر و گرم از آتش آزاديخواهي خود را صميمانه به شما تقديم مي داريم. اگر چه تن مان زخمي زخمه استبداد است، اما دلمان لبريز از مهر و شعله فروزان اميد و سرمان سرخوش از تداوم راه پرافتخار آزادي خواهي است که بارش بر دوش ملت ايران در جاي جاي اين گيتي است.

با خبر شديم، ياران دبستاني مان در خارج از مرزهاي جغرافيايي ايران، همراهان و همرزمان خود را در داخل و همچنين تداوم روند مبارزات آزاديخواهانه را فراموش نکرده اند و در آستانه روز دانشجو قرار است مراسمي به پاسداشت اين روز برگزار کنند. از اين رو بر آن شديم تا چند کلمه اي با شما سخن گوييم.

دانشگاه، به عنوان نهادي مستقل از قدرت که همواره در تمام دنيا محل پرسشگري و نقادي است، پيوندي فراتر از مرزهاي جغرافيايي دارد و فضاي باز و آزاد موجود در دانشگاه هاي خارج از ايران اين امکان را به فعالين دانشجويي حاضر در اين دانشگاه ها مي دهد تا با استفاده از امکان و فضاي اين دانشگاه ها پيوندهاي دانشجويي و دانشگاهي را با دانشجويان و دانشگاهيان ايران مستحکم تر کنند. جنبش دانشجويي ايران در داخل کشور وظايفي دارد و متناسب با آن امکاناتي در اختيار دارد که مي تواند در جهت فعاليت هاي مدني خود از آن استفاده نمايد. فعالين دانشجويي ايراني خارج از کشور نيز امکانات و فضايي ديگر براي کمک و ياري به فعاليت هاي داخل در اختيار دارند و اين تلاش ها مي تواند مکمل يکديگر در اين روند باشد.

همان گونه که تجربه مبارزات و تلاش هاي در خور توجه و تاثيرگذار دانشجويان پيش از انقلاب در خارج از کشور نشان داد، تلاش براي رسيدن به دموکراسي و آزادي در سرزمين مان، ايران، حد و مرز جغرافيايي نمي شناسد و مي تواند در هر گوشه اي از جهان، متناسب با امکانات و فضاي موجود، پيگيري شود. از همين رو تلاش هاي صورت گرفته در اين زمينه و در ساليان اخير قابل تقدير است و لازم است که دانشجويان و فعالين دانشجويي حاضر در خارج از کشور که از فراغ بال و آزادي بيشتري برخوردار هستند قدر نيرو و امکانات خود را بدانند و بيش از اين تلاش نمايند تا به مبارزات آزادي خواهانه ملت، که امروز با سرکوب هاي شديدي در داخل مواجه است، حداکثر کمک و ياري را برسانند.

در حالي که فضاي پليسي شديدي، خصوصا در ارتباط با دانشجويان و دانشگاهيان، بر فضاي ايران حاکم شده است، بر فعالين دانشجويي حاضر در خارج از ايران است که زبان گويا و بيانگر مطالبات دانشجويان در داخل باشند و صداها و ديدگاه هاي دانشجويان را در رسانه هاي جمعي و در سطح افکار عمومي بين المللي بازتاب دهند. در حالي که اقتدارگرايان از هيچ تلاشي براي خاموش کردن صداي منتقدين و مخالفين فروگذار نمي کنند و فعالين سياسي و مدني را به شدت تحت فشار قرار داده اند، آنان که دلشان با ايران و مردم ايران است و دستشان مي رسد بايد تلاش نمايند تا حساسيت جامعه جهاني را نسبت به نقض مداوم حقوق بشر و به خصوص نقض آزادي هاي آکادميک در دانشگاه هاي ايران و در مضيقه قرار دادن اساتيد و دانشجويان مستقل برانگيزند. تا با حساسيت بين المللي و فشار افکار عمومي قدري از شدت سرکوب در داخل کاسته شود. در اين ميان هدف قرار دادن سردمداران سرکوب دانشجويان و جنبش دانشجويي و حاميان تک صدايي در دانشگاه ها از اهيمت مصاعفي برخوردار است.

يکي از بزرگترين دستاوردها و مزيت هاي جنبش دانشجويي در دو دهه اخير رونق بخشي به فضاي تضارب آرا و نقادي ديدگاه هاي گوناگون در عرصه عمومي ايران با حضور صاحبنظران از ديدگاه هاي مختلف بوده است. اينک که تداوم اين امر فرخنده توسط دولت پادگاني غيرممکن شده است، جنبش دانشجويي برون مرزي به ممد استفاده از فناوري هاي جديد ارتباطي و قابليت هاي دنياي مجازي مي تواند اين خلاء را پر کند و کرسي هاي حقيقي گفتگو، آزاد انديشي و برخورد آراء متنوع را بر پا دارد. قطعا فضاي آزاد خارج از کشور فرصت مناسبي است تا با گفتگو و تبادل نظر بتوان به بحث و نقادي طرح هايي پرداخت که در زمينه حفظ و اعتلاي جنبش دانشجويي مطرح شده اند. بدين ترتيب تمهيدات ساختار سلطه براي توقف پويايي فکر و انديشه و تلاش هاي موازي جهت ايجاد آگاهي کاذب با شکست مواجه مي گردد.

بار ديگر درودهاي خود را بر تلاش هاي خالصانه اي که توسط دانشجويان فعال در خارج از کشور صورت مي گيرد مي فرستيم. ما عميقا باور داريم که روزي دست در دست يکديگر کبوترهاي صلح و آزادي را در ميهن مان پرواز خواهيم داد و اوج گيري شان را در آسمان آبي ايران به نظاره خواهيم نشست. به اميد آن روز که چندان هم دور نيست….

بهاره هدايت ،مجيد توکلي

پیام مشترک بهاره هدایت و مجید توکلی به مناسبت روز دانشجو

دوستان عزيز و ياران شفيق؛
فعالين عرصه دانشجويي در خارج از کشور


ما، دو تن از فعالين دانشجويي داخل ايران، تنها به جرم فرياد کردن در برابر استبداد و خودکامگي، به علت آزاديخواهي و تلاش براي نيل به دموکراسي و به خاطر پاسداشت حقوق ملت مظلوم در مقابل حاکميت اقتدارگرا چندي است که توسط سربازان همين حاکميت که نام پاسداران امنيت کشور بر خود نهاده اند، به عنوان عاملين ناامني در کنج نمور زندان ها محبوس گشته ايم. ما از درون زندان هاي سرد ظلم و جور سلام هاي پرمهر و گرم از آتش آزاديخواهي خود را صميمانه به شما تقديم مي داريم. اگر چه تن مان زخمي زخمه استبداد است، اما دلمان لبريز از مهر و شعله فروزان اميد و سرمان سرخوش از تداوم راه پرافتخار آزادي خواهي است که بارش بر دوش ملت ايران در جاي جاي اين گيتي است.

با خبر شديم، ياران دبستاني مان در خارج از مرزهاي جغرافيايي ايران، همراهان و همرزمان خود را در داخل و همچنين تداوم روند مبارزات آزاديخواهانه را فراموش نکرده اند و در آستانه روز دانشجو قرار است مراسمي به پاسداشت اين روز برگزار کنند. از اين رو بر آن شديم تا چند کلمه اي با شما سخن گوييم.

دانشگاه، به عنوان نهادي مستقل از قدرت که همواره در تمام دنيا محل پرسشگري و نقادي است، پيوندي فراتر از مرزهاي جغرافيايي دارد و فضاي باز و آزاد موجود در دانشگاه هاي خارج از ايران اين امکان را به فعالين دانشجويي حاضر در اين دانشگاه ها مي دهد تا با استفاده از امکان و فضاي اين دانشگاه ها پيوندهاي دانشجويي و دانشگاهي را با دانشجويان و دانشگاهيان ايران مستحکم تر کنند. جنبش دانشجويي ايران در داخل کشور وظايفي دارد و متناسب با آن امکاناتي در اختيار دارد که مي تواند در جهت فعاليت هاي مدني خود از آن استفاده نمايد. فعالين دانشجويي ايراني خارج از کشور نيز امکانات و فضايي ديگر براي کمک و ياري به فعاليت هاي داخل در اختيار دارند و اين تلاش ها مي تواند مکمل يکديگر در اين روند باشد.

همان گونه که تجربه مبارزات و تلاش هاي در خور توجه و تاثيرگذار دانشجويان پيش از انقلاب در خارج از کشور نشان داد، تلاش براي رسيدن به دموکراسي و آزادي در سرزمين مان، ايران، حد و مرز جغرافيايي نمي شناسد و مي تواند در هر گوشه اي از جهان، متناسب با امکانات و فضاي موجود، پيگيري شود. از همين رو تلاش هاي صورت گرفته در اين زمينه و در ساليان اخير قابل تقدير است و لازم است که دانشجويان و فعالين دانشجويي حاضر در خارج از کشور که از فراغ بال و آزادي بيشتري برخوردار هستند قدر نيرو و امکانات خود را بدانند و بيش از اين تلاش نمايند تا به مبارزات آزادي خواهانه ملت، که امروز با سرکوب هاي شديدي در داخل مواجه است، حداکثر کمک و ياري را برسانند.

در حالي که فضاي پليسي شديدي، خصوصا در ارتباط با دانشجويان و دانشگاهيان، بر فضاي ايران حاکم شده است، بر فعالين دانشجويي حاضر در خارج از ايران است که زبان گويا و بيانگر مطالبات دانشجويان در داخل باشند و صداها و ديدگاه هاي دانشجويان را در رسانه هاي جمعي و در سطح افکار عمومي بين المللي بازتاب دهند. در حالي که اقتدارگرايان از هيچ تلاشي براي خاموش کردن صداي منتقدين و مخالفين فروگذار نمي کنند و فعالين سياسي و مدني را به شدت تحت فشار قرار داده اند، آنان که دلشان با ايران و مردم ايران است و دستشان مي رسد بايد تلاش نمايند تا حساسيت جامعه جهاني را نسبت به نقض مداوم حقوق بشر و به خصوص نقض آزادي هاي آکادميک در دانشگاه هاي ايران و در مضيقه قرار دادن اساتيد و دانشجويان مستقل برانگيزند. تا با حساسيت بين المللي و فشار افکار عمومي قدري از شدت سرکوب در داخل کاسته شود. در اين ميان هدف قرار دادن سردمداران سرکوب دانشجويان و جنبش دانشجويي و حاميان تک صدايي در دانشگاه ها از اهيمت مصاعفي برخوردار است.

يکي از بزرگترين دستاوردها و مزيت هاي جنبش دانشجويي در دو دهه اخير رونق بخشي به فضاي تضارب آرا و نقادي ديدگاه هاي گوناگون در عرصه عمومي ايران با حضور صاحبنظران از ديدگاه هاي مختلف بوده است. اينک که تداوم اين امر فرخنده توسط دولت پادگاني غيرممکن شده است، جنبش دانشجويي برون مرزي به ممد استفاده از فناوري هاي جديد ارتباطي و قابليت هاي دنياي مجازي مي تواند اين خلاء را پر کند و کرسي هاي حقيقي گفتگو، آزاد انديشي و برخورد آراء متنوع را بر پا دارد. قطعا فضاي آزاد خارج از کشور فرصت مناسبي است تا با گفتگو و تبادل نظر بتوان به بحث و نقادي طرح هايي پرداخت که در زمينه حفظ و اعتلاي جنبش دانشجويي مطرح شده اند. بدين ترتيب تمهيدات ساختار سلطه براي توقف پويايي فکر و انديشه و تلاش هاي موازي جهت ايجاد آگاهي کاذب با شکست مواجه مي گردد.

بار ديگر درودهاي خود را بر تلاش هاي خالصانه اي که توسط دانشجويان فعال در خارج از کشور صورت مي گيرد مي فرستيم. ما عميقا باور داريم که روزي دست در دست يکديگر کبوترهاي صلح و آزادي را در ميهن مان پرواز خواهيم داد و اوج گيري شان را در آسمان آبي ايران به نظاره خواهيم نشست. به اميد آن روز که چندان هم دور نيست….

بهاره هدايت ،مجيد توکلي

اعتراف جنتی : سرکوب کردیم . نابود نشدند !

روزآنلاین/ محمدرضا یزدان پناه: دبیر شورای نگهبان با متهم کردن منتقدان و مخالفان حکومت اسلامی به "براندازی" و تلاش برای "از بین بردن اسلام و قرآن" گفت که "دشمن اگرچه سرکوب شده اما هنوز نابود نشده است."به گفته احمد جنتی، "نابودی ولایت فقیه، انقلاب اسلامی، اساس اسلام و قرآن همان هدفی است که سال های سال دشمن پیگیر آن است و این موضوع همچنان هم ادامه دارد."
جنتی که روز گذشته در یادواره شهدای روحانی استان فارس در شیراز سخنرانی می کرد، با اشاره به اتفاقات سال ۱۳۸۸ افزود: "این مسئله در جاهای مختلف خود را نشان می دهد، در هر جا بتوانند عده ای را تحریک می کنند، فریب می دهند، حقایق را دگرگون می کنند و بلندگوهای خارجی هم به آنها کمک میکنند."
"متهم سرکوب"
این نخستین بار است که یک مقام بلندپایه جمهوری اسلامی مانند دبیر شورای نگهبان هم اتهام "سرکوب" معترضان این کشور را می پذیرد و هم به صراحت اعلام می کند که علیرغم این سرکوب، جنبش اعتراضی ایران موسوم به "جنبش سبز" هنوز نابود نشده است.
پیش از این میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران مخالفان دولت در ایران، بارها از جنتی به عنوان یکی از مسئولان اصلی سرکوب اعتراضات به نتایج انتخابات نام برده بودند.
میرحسین موسوی در دیدار با تعدادی از ایثارگران و رزمندگان جنگ هشت ساله ایران و عراق در ۱۱ مرداد گذشته، آنچه در ایران از "فجایع زندان‌ها" تا "سرکوب مردم" و "فاجعه کهریزک" رخ داده را ناشی از تفکر احمد جنتی خوانده بود.
به گفته این رهبر جنبش سبز، فاجعه‌ای که اکنون در زندان‌ها رخ می‌دهد ادامه اندیشه دبیر شورای نگهبان و شاگردان او است.
او افزوده بود: "فاجعه کهریزک و حمله به کوی دانشگاه و حمله به مردم نتیجه چنین نگرشی است که به خوبی در آن سبعیت و زشتی همه گرایش‌های اقتدارگرایانه و فرعونیت را می‌توان دید."
موسوی با اشاره به آنچه "شکنجه‌های اعمال شده بر زندانیان" و "ظلم حاکم بر ایران" خواند، ارتکاب ظلم در جمهوری اسلامی را بدتر از دوران پهلوی دانسته و گفته بود: ظلم و جور در هر شرایطی و هر دوره‌ای بد است چه در دوران پهلوی و چه در دوران جمهوری اسلامی. ظلم در جمهوری اسلامی اتفاقا بدتر است چراکه به نام اسلام صورت می‌گیرد. آیا اسلام قبول می‌کند که از یک انسان هتک حرمت شود یا با فرو کردن سر یک زندانی در توالت از او اعتراف گرفته شود؟"
"از کهولت سن تا دروغگویی"
این سخنان تند نامزد معترض به نتایج انتخابات به دنبال آن بیان شد که احمد جنتی طی یک سخنرانی در شهر قم، با متهم کردن افرادی که آنها را "سران فتنه" می خواند، گفت: "آمریکایی‌ها یک میلیارد دلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در کشورهای منطقه هستند، به سران فتنه دادند و همین سعودی‌ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می‌کردند، گفتند اگر توانستید نظام را منقرض کنید، تا پنجاه میلیارد دلار دیگر را هم می‌دهیم."
میرحسین موسوی در واکنش به این سخنان جنتی با "دروغگو" خطاب کردن او، اظهار کرد: "دروغ یکی از این ظلم هاست که در هر زمانی بد است. مخصوصا اگر این دروغ از دهان دبیرشورای نگهبان قانون اساسی و امام جمعه پایتخت باشد."
به گفته او: "کسی که باید امانتدار آرای مردم و پاسدار اصول قانون اساسی و میثاق ملی باشد. آیا برهانی روشن‌تر از دروغ بزرگ اخیر این آقا برای تقلب در انتخابات می‌توان آورد؟ مخصوصا اگر در نظر بیاوریم که این اولین خلاف‌گویی ایشان نیست."
سید محمد خاتمی رئیس‌جمهور سابق ایران نیز در دیدار با گروهی از دانشجویان شیراز، ضمن انتقاد شدید از سخنان جنتی، خواستار رسیدگی به اتهامات جنتی به مخالفان دولت شد.
او با بیان اینکه "به جاى رسیدگى به واقعیت‌ها و جلوگیرى از سقوط کشور و لطمه دیدن انقلاب ادعا مى‌کنند که میلیاردها دلار از خارج برای ضربه زدن به انقلاب در اختیار کسانى قرار گرفته است" اظهار کرد: "چرا همین امر پیگیرى نمى‌شود تا اگر واقعیت دارد (که از همین گفته معلوم است دروغ‌پردازى ناشایسته است) تکلیف روشن شود و اگر دروغ است با دروغ‌پردازى‌هایى که مصداق بارز تشویش اذهان عمومى است برخورد شود."
همچنین موسوی و کروبی با نوشتن نامه مشترکی خطاب به مراجع تقلید از جنتی بابت بیان این سخنان شکایت کردند و گفتند: "او به خاطر کهولت سن توان ذهنی خود را از دست داده است."
جنتی همچنین در نماز جمعه روز ۲۱ آبان گذشته تهران، خواستار برخورد شدید با معترضان شد و با "فتنه گر" خواندن آنها، گفت: "اینها بیکار ننشسته اند و آتش زیر خاکسترند که باید مراقبشان بود."
در مقابل مهدی کروبی نیز خطاب به دبیر شورای نگهبان گفت که "اگر من فتنه گرم، شما نیز شریک دزدان رأی مردم و نارفیق این قافله اید."
این نامزد معترض به نتایج انتخابات، افزود: "ردپای اعمال نابخردانه شما در پس همه حوادث قبل و بعد از انتخابات مشهود است و متأسفانه همه جا علیه مردم و به نفع جریان خشونت گرای سرکوبگر."
متهمی که اتهام می زند
احمد جنتی از ۲۶ تیر ماه ۱۳۷۱ دبیری شورای نگهبان قانون اساسی را بر عهده دارد و پیش از آن نیز عضو این شورا بوده است.
عملکرد او در مقام دبیر شورای نگهبان، همواره با شدیدترین انتقادها از جانب نیروهای سیاسی منتقد و بخصوص اصلاح طلبان روبرو بوده است. این موضوع پس از روی کار آمدن سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ تشدید شد.
مخالفان جنتی، همواره او را به ضدیت با آرای مردم و نهادهای انتخابی مانند مجلس و ریاست جمهوری و نیز اعمال دیدگاه های شخصی خود با سوءاستفاده از جایگاهش متهم کرده اند با این حال، آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی قاطعانه از او حمایت کرده است.
جنتی نقش اصلی را در رد مصوبات مجلس ششم که اکثریت آن در اختیار طرفداران اصلاحات در ایران بود، ایفا کرد. او همچنین در انتخابات مختلف مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری، هزاران نفر از نامزدها را ردصلاحیت کرده ولی دلایل این مسئله را حتی به خود آنها اعلام نکرده است.
او علاوه بر ضدیت با منتقدان و اصلاح طلبان، همواره مدافع آیت الله خامنه ای بوده و اخیرا نیز با تمجید از رهبر جمهوری اسلامی، او را "سپهسالار لشگر امام زمان" نامیده است.
تنها شکایت ثبت شده از جنتی در محاکم قضایی مربوط به سید مصطفی تاجزاده، معاون سابق سیاسی وزارت کشور در دولت خاتمی است که از دبیر شورای نگهبان به علت ابطال بیش از ۶۰۰ هزار رای مردم تهران در انتخابات مجلس ششم شکایت کرد اما به این شکایت هیچگاه رسیدگی نشد.
تاجزاده بلافاصله پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری دستگیر و زندانی شد اما در دادگاه اعلام کرد که تا زمانی که به شکایتش از جنتی رسیدگی نشود، از خود دفاع نخواهد کرد.
با وجود این، عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان در آخرین جلسه خبری خود در سال ۸۸ منکر شکایت تاجزاده از جنتی شد.
احمد جنتی، در مقام دبیر شورای نگهبان پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ به طور رسمی و علنی از محمود احمدی نژاد حمایت کرد که این موضوع یکی از موارد ارائه شده از جانب معترضان به عنوان سند تخلف و تقلب در انتخابات است.
با وجود این احمد جنتی، همواره از عملکرد خود و نهاد تحت امرش دفاع کرده و انتخابات گذشته را نیز سالم ترین انتخابات برگزار شده دانسته است.
به دنبال برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد در آن، میلیون ها نفر از مردم ایران در اعتراض به این نتایج برای ماه ها به تظاهرات خیابانی دست زدند که این اعتراضات به دستور آیت الله خامنه ای توسط نیروهای امنیتی و انتظامی و نیز لباس شخصی های وابسته به بسیج و انصار حزب الله به شدت سرکوب شد. سرکوبی که دبیر شورای نگهبان در سخنرانی روز گذشته خود آن را پذیرفته است.

اعتراف جنتی : سرکوب کردیم . نابود نشدند !

روزآنلاین/ محمدرضا یزدان پناه: دبیر شورای نگهبان با متهم کردن منتقدان و مخالفان حکومت اسلامی به "براندازی" و تلاش برای "از بین بردن اسلام و قرآن" گفت که "دشمن اگرچه سرکوب شده اما هنوز نابود نشده است."به گفته احمد جنتی، "نابودی ولایت فقیه، انقلاب اسلامی، اساس اسلام و قرآن همان هدفی است که سال های سال دشمن پیگیر آن است و این موضوع همچنان هم ادامه دارد."
جنتی که روز گذشته در یادواره شهدای روحانی استان فارس در شیراز سخنرانی می کرد، با اشاره به اتفاقات سال ۱۳۸۸ افزود: "این مسئله در جاهای مختلف خود را نشان می دهد، در هر جا بتوانند عده ای را تحریک می کنند، فریب می دهند، حقایق را دگرگون می کنند و بلندگوهای خارجی هم به آنها کمک میکنند."
"متهم سرکوب"
این نخستین بار است که یک مقام بلندپایه جمهوری اسلامی مانند دبیر شورای نگهبان هم اتهام "سرکوب" معترضان این کشور را می پذیرد و هم به صراحت اعلام می کند که علیرغم این سرکوب، جنبش اعتراضی ایران موسوم به "جنبش سبز" هنوز نابود نشده است.
پیش از این میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران مخالفان دولت در ایران، بارها از جنتی به عنوان یکی از مسئولان اصلی سرکوب اعتراضات به نتایج انتخابات نام برده بودند.
میرحسین موسوی در دیدار با تعدادی از ایثارگران و رزمندگان جنگ هشت ساله ایران و عراق در ۱۱ مرداد گذشته، آنچه در ایران از "فجایع زندان‌ها" تا "سرکوب مردم" و "فاجعه کهریزک" رخ داده را ناشی از تفکر احمد جنتی خوانده بود.
به گفته این رهبر جنبش سبز، فاجعه‌ای که اکنون در زندان‌ها رخ می‌دهد ادامه اندیشه دبیر شورای نگهبان و شاگردان او است.
او افزوده بود: "فاجعه کهریزک و حمله به کوی دانشگاه و حمله به مردم نتیجه چنین نگرشی است که به خوبی در آن سبعیت و زشتی همه گرایش‌های اقتدارگرایانه و فرعونیت را می‌توان دید."
موسوی با اشاره به آنچه "شکنجه‌های اعمال شده بر زندانیان" و "ظلم حاکم بر ایران" خواند، ارتکاب ظلم در جمهوری اسلامی را بدتر از دوران پهلوی دانسته و گفته بود: ظلم و جور در هر شرایطی و هر دوره‌ای بد است چه در دوران پهلوی و چه در دوران جمهوری اسلامی. ظلم در جمهوری اسلامی اتفاقا بدتر است چراکه به نام اسلام صورت می‌گیرد. آیا اسلام قبول می‌کند که از یک انسان هتک حرمت شود یا با فرو کردن سر یک زندانی در توالت از او اعتراف گرفته شود؟"
"از کهولت سن تا دروغگویی"
این سخنان تند نامزد معترض به نتایج انتخابات به دنبال آن بیان شد که احمد جنتی طی یک سخنرانی در شهر قم، با متهم کردن افرادی که آنها را "سران فتنه" می خواند، گفت: "آمریکایی‌ها یک میلیارد دلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در کشورهای منطقه هستند، به سران فتنه دادند و همین سعودی‌ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می‌کردند، گفتند اگر توانستید نظام را منقرض کنید، تا پنجاه میلیارد دلار دیگر را هم می‌دهیم."
میرحسین موسوی در واکنش به این سخنان جنتی با "دروغگو" خطاب کردن او، اظهار کرد: "دروغ یکی از این ظلم هاست که در هر زمانی بد است. مخصوصا اگر این دروغ از دهان دبیرشورای نگهبان قانون اساسی و امام جمعه پایتخت باشد."
به گفته او: "کسی که باید امانتدار آرای مردم و پاسدار اصول قانون اساسی و میثاق ملی باشد. آیا برهانی روشن‌تر از دروغ بزرگ اخیر این آقا برای تقلب در انتخابات می‌توان آورد؟ مخصوصا اگر در نظر بیاوریم که این اولین خلاف‌گویی ایشان نیست."
سید محمد خاتمی رئیس‌جمهور سابق ایران نیز در دیدار با گروهی از دانشجویان شیراز، ضمن انتقاد شدید از سخنان جنتی، خواستار رسیدگی به اتهامات جنتی به مخالفان دولت شد.
او با بیان اینکه "به جاى رسیدگى به واقعیت‌ها و جلوگیرى از سقوط کشور و لطمه دیدن انقلاب ادعا مى‌کنند که میلیاردها دلار از خارج برای ضربه زدن به انقلاب در اختیار کسانى قرار گرفته است" اظهار کرد: "چرا همین امر پیگیرى نمى‌شود تا اگر واقعیت دارد (که از همین گفته معلوم است دروغ‌پردازى ناشایسته است) تکلیف روشن شود و اگر دروغ است با دروغ‌پردازى‌هایى که مصداق بارز تشویش اذهان عمومى است برخورد شود."
همچنین موسوی و کروبی با نوشتن نامه مشترکی خطاب به مراجع تقلید از جنتی بابت بیان این سخنان شکایت کردند و گفتند: "او به خاطر کهولت سن توان ذهنی خود را از دست داده است."
جنتی همچنین در نماز جمعه روز ۲۱ آبان گذشته تهران، خواستار برخورد شدید با معترضان شد و با "فتنه گر" خواندن آنها، گفت: "اینها بیکار ننشسته اند و آتش زیر خاکسترند که باید مراقبشان بود."
در مقابل مهدی کروبی نیز خطاب به دبیر شورای نگهبان گفت که "اگر من فتنه گرم، شما نیز شریک دزدان رأی مردم و نارفیق این قافله اید."
این نامزد معترض به نتایج انتخابات، افزود: "ردپای اعمال نابخردانه شما در پس همه حوادث قبل و بعد از انتخابات مشهود است و متأسفانه همه جا علیه مردم و به نفع جریان خشونت گرای سرکوبگر."
متهمی که اتهام می زند
احمد جنتی از ۲۶ تیر ماه ۱۳۷۱ دبیری شورای نگهبان قانون اساسی را بر عهده دارد و پیش از آن نیز عضو این شورا بوده است.
عملکرد او در مقام دبیر شورای نگهبان، همواره با شدیدترین انتقادها از جانب نیروهای سیاسی منتقد و بخصوص اصلاح طلبان روبرو بوده است. این موضوع پس از روی کار آمدن سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ تشدید شد.
مخالفان جنتی، همواره او را به ضدیت با آرای مردم و نهادهای انتخابی مانند مجلس و ریاست جمهوری و نیز اعمال دیدگاه های شخصی خود با سوءاستفاده از جایگاهش متهم کرده اند با این حال، آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی قاطعانه از او حمایت کرده است.
جنتی نقش اصلی را در رد مصوبات مجلس ششم که اکثریت آن در اختیار طرفداران اصلاحات در ایران بود، ایفا کرد. او همچنین در انتخابات مختلف مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری، هزاران نفر از نامزدها را ردصلاحیت کرده ولی دلایل این مسئله را حتی به خود آنها اعلام نکرده است.
او علاوه بر ضدیت با منتقدان و اصلاح طلبان، همواره مدافع آیت الله خامنه ای بوده و اخیرا نیز با تمجید از رهبر جمهوری اسلامی، او را "سپهسالار لشگر امام زمان" نامیده است.
تنها شکایت ثبت شده از جنتی در محاکم قضایی مربوط به سید مصطفی تاجزاده، معاون سابق سیاسی وزارت کشور در دولت خاتمی است که از دبیر شورای نگهبان به علت ابطال بیش از ۶۰۰ هزار رای مردم تهران در انتخابات مجلس ششم شکایت کرد اما به این شکایت هیچگاه رسیدگی نشد.
تاجزاده بلافاصله پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری دستگیر و زندانی شد اما در دادگاه اعلام کرد که تا زمانی که به شکایتش از جنتی رسیدگی نشود، از خود دفاع نخواهد کرد.
با وجود این، عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان در آخرین جلسه خبری خود در سال ۸۸ منکر شکایت تاجزاده از جنتی شد.
احمد جنتی، در مقام دبیر شورای نگهبان پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ به طور رسمی و علنی از محمود احمدی نژاد حمایت کرد که این موضوع یکی از موارد ارائه شده از جانب معترضان به عنوان سند تخلف و تقلب در انتخابات است.
با وجود این احمد جنتی، همواره از عملکرد خود و نهاد تحت امرش دفاع کرده و انتخابات گذشته را نیز سالم ترین انتخابات برگزار شده دانسته است.
به دنبال برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد در آن، میلیون ها نفر از مردم ایران در اعتراض به این نتایج برای ماه ها به تظاهرات خیابانی دست زدند که این اعتراضات به دستور آیت الله خامنه ای توسط نیروهای امنیتی و انتظامی و نیز لباس شخصی های وابسته به بسیج و انصار حزب الله به شدت سرکوب شد. سرکوبی که دبیر شورای نگهبان در سخنرانی روز گذشته خود آن را پذیرفته است.

۱۳۸۹ آبان ۷, جمعه

نوید محبی . وبلاگ نویس دانش آموز همچنان در بند است .

نوید محبی وبلاگ نویس دانش آموز اهل آمل پس از گذشت مدتها از بازداشت همچنان در سلول انفرادی در بند است . نیروهای اطلاعاتی دلیل عدم آزادی وی را نادم نبودن وی از فعالیت های سیاسی خود عنوان کرده اند . نوید محبی تنها 18 سال سن دارد و در حال تحصیل پیش دانشگاهی بوده است .

وی در هنگام بازداشت در خانه پدری بود که با ضرب و شتم شدید توسط نیروهای اطلاعاتی به بازداشتگاه اطلاعات برده شد . وی همچنین از فعالان کمپین یک میلیون امضا بوده است .




===========================================

این بخشی از متنی در وبلاگ نوید محبی است :

در اين وبلاگ در درجه ي اول براي خودم مي نويسم و سپس براي آنهايي كه به خواندن اين مطالب علاقه مند هستند،دغدغه ام حقوق بشر است و با كمپين يك ميليون امضا همكاري مي كنم.
*درج مطالب اين وبلاگ با ذكر منبع بلامانع است
*نظرات من در همين وبلاگ منتشر خواهد شد،در هركجاي ديگر مطلبي از من نقل شود و يا با اسم من گفته شود مسئوليتش با من نخواهد بود.
*دو وبلاگ قبلي من یکی مسدود و دیگری فیلتر شد.
در صورت بروز فيلتر يا هر مشكلي در اين آدرس خواهم بود.

و همچنین نوید در آخرین پست از وبلاگش نوشته بود :

دوستان عزيز به دليل سنگين شدن حجم درس ها تا اطلاع ثانوي اين وبلاگ تعطيل هست.
به زودي بر مي گردم.
بدرود.


آدرس وبلاگ این وبلاگ نویس در بند : http://navidmohebbi3.blogfa.com/

==============================================

بر همین اساس گزارش ها حاکی از آن است که قرار بازداشت این وبلاگنویس سبز تمدید شده است . این وبلاگنویس دانش آموز که در بند انفرادی قرار دارد چندیست به شدت مورد توجه رسانه ها و مجامع حقوق بشری داخل و خارج قرار گرفته است .

برای نوید آرزوی پیروزی و آزادی و رسیدن هرچه سریعتر به آرمانهای پاک و مقدسش را داریم .

منابع :

وبلاگ نوید محبی
تلویزیون پارسی رسا (تل استار 12)
وبلاگ خبری ریمیشیل www.remishil.blogspot.com

نوید محبی . وبلاگ نویس دانش آموز همچنان در بند است .

نوید محبی وبلاگ نویس دانش آموز اهل آمل پس از گذشت مدتها از بازداشت همچنان در سلول انفرادی در بند است . نیروهای اطلاعاتی دلیل عدم آزادی وی را نادم نبودن وی از فعالیت های سیاسی خود عنوان کرده اند . نوید محبی تنها 18 سال سن دارد و در حال تحصیل پیش دانشگاهی بوده است .

وی در هنگام بازداشت در خانه پدری بود که با ضرب و شتم شدید توسط نیروهای اطلاعاتی به بازداشتگاه اطلاعات برده شد . وی همچنین از فعالان کمپین یک میلیون امضا بوده است .




===========================================

این بخشی از متنی در وبلاگ نوید محبی است :

در اين وبلاگ در درجه ي اول براي خودم مي نويسم و سپس براي آنهايي كه به خواندن اين مطالب علاقه مند هستند،دغدغه ام حقوق بشر است و با كمپين يك ميليون امضا همكاري مي كنم.
*درج مطالب اين وبلاگ با ذكر منبع بلامانع است
*نظرات من در همين وبلاگ منتشر خواهد شد،در هركجاي ديگر مطلبي از من نقل شود و يا با اسم من گفته شود مسئوليتش با من نخواهد بود.
*دو وبلاگ قبلي من یکی مسدود و دیگری فیلتر شد.
در صورت بروز فيلتر يا هر مشكلي در اين آدرس خواهم بود.

و همچنین نوید در آخرین پست از وبلاگش نوشته بود :

دوستان عزيز به دليل سنگين شدن حجم درس ها تا اطلاع ثانوي اين وبلاگ تعطيل هست.
به زودي بر مي گردم.
بدرود.


آدرس وبلاگ این وبلاگ نویس در بند : http://navidmohebbi3.blogfa.com/

==============================================

بر همین اساس گزارش ها حاکی از آن است که قرار بازداشت این وبلاگنویس سبز تمدید شده است . این وبلاگنویس دانش آموز که در بند انفرادی قرار دارد چندیست به شدت مورد توجه رسانه ها و مجامع حقوق بشری داخل و خارج قرار گرفته است .

برای نوید آرزوی پیروزی و آزادی و رسیدن هرچه سریعتر به آرمانهای پاک و مقدسش را داریم .

منابع :

وبلاگ نوید محبی
تلویزیون پارسی رسا (تل استار 12)
وبلاگ خبری ریمیشیل www.remishil.blogspot.com

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۶, پنجشنبه

شکنجه زندانیان سیاسی برای قبول انجام مصاحبه تلویزیونی در سیمای تزویر

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"،شکنجه های طاقت فرسا و غیر انسانی که علیه زندانی سیاسی محکوم به اعدام جعفر کاظمی برای وادار کردن او به مصاحبه تلویزیونی توسط بازجویان وزارت اطلاعات در بند 209 زندان اوین بکار برده شد.
زندانی سیاسی محکوم به اعدام جعفر کاظمی 47 ساله متاهل و دارای 2 فرزند می باشد. شغل او لیتوگراف است و لیتوگرافی تمامی کتب درسی و جزوارت دانشگاه امیر کبیر درشرکت خصوصی خود به عهده داشت او همچنین در چند سال گذشته چاپ کتب درسی را در این دانشگاه و سایر موسسات را به عهده داشت. زندانی سیاسی جعفر کاظمی روز 27 شهریور در حالی که در ماشین آژانس برای بازگرداند همسرش که در مسافرت بسر می برد عازم سفر بود. در میدان 7 حوض توسط 4 ماشین مامورین وزارت اطلاعات متوقف شد و او را از ماشین با ضرب وشتم خارج کردند .مامورین وزارت اطلاعات همچنین راننده آژانس را زیر مشت و لگد و باتون خود در خیابان قرار دادند. در حالی که آقای کاظمی به آنها می گفت این رانند آژانس است چرا او را می زنید.
زندانی سیاسی محکوم به مرک به سلولهای انفرادی بند 209 منتقل می شود 3 روز اول تحت شدید ترین شکنجه های جسمی و روحی قرار داشت و این شکنجه های وحشیانه به مدت 74 روز ادامه یافت که در اثر آن آقای کاظمی دچار کاهش وزن شدید شد و آثار شکنجه بر سر و صورت و اندام او عیان بود و همچنین دچار خونریزی از ناحیه فک و بینی بود. اما بازجویان وزارت اطلاعات در شرایطی که بدنش زخمی و دچار خونریزی بود از مداوی وی خوداری می کردند و با بازجوئیها و شکنجه ادامه می دادند. بازجویان وزارت اطلاعات وقتی که به خواسته خود دست نیافتند او را تهدید کردند که در صورت عدم شرکت در مصاحبه تلویزیونی فرزند و همسر او را دستگیر و به بند 209 خواهند آورد و در مقابل چشمانت آنها را شکنجه خواهیم کرد. ولی آقای کاظمی از پذیرفتن خواسته های جنایتکارانه آنها خوداری کرد. پس از 74 روز در سلولهای انفرادی زندان اوین او را به بند 350 زندان اوین منتقل کردند.
پس از اعتراضات گسترده مردم ایران در روز عاشورا مجددا سراغ او آمدند و او را تحت فشار قرار دادند که باید در مصاحبه تلویزیونی شرکت کند و اعلام کند که در روز عاشورا دستگیر شده است و گفته های بازجویان وزارت اطلاعات را در مقابل دوربین تکرار کند. در غیر این صورت این بار همسر و فرزندش را دستگیر و به زندان اوین منتقل خواهند کردو آنها را در مقابل چشمانش شکنجه خواهند داد.

او به مدت چندین ساعت تحت شدیدترین شکنجه های جسمی قرار گرفت و در اثر این شکنجه ها حداقل 2 دندان وی شکسته شد و بینی و کتف او آسیب جدی دید.زندانی سیاسی جعفر کاظمی به آنها می گوید هر آنچه را می خواهید می توانید انجام دهید ولی حاضر به تکرار گفته های شما در مقابل دوربین نیستم الا اینکه واقعیتها را بیان خواهم کرد.شکنجه های وحشیانه و غیر انسانی بدلیل حضور فرزند او که در قرارگاه اشرف در عراق می باشد و این را بارها علوی به وی یادآوری کرده است
زندانی سیاسی جعفر کاظمی توسط سربازجوی وزارت اطلاعات با نام مستعار علوی مورد بازجوئی و تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار گرفت. بازجوعلوی با مشت و لگد به سر و صورت آقای کاظمی می کوبید که باعث شگسته شدن تعدادی از دندانها و بینی وی گردید. سربازجوی وزارت اطلاعات در اوین در شکنجه جسمی و روحی و تهدید علیه صدها نفر از فرزندان پاک و آزاده ایران زمین نقش دارد.این جنایتکار علیه بشریت در بازجوئیها برای تحت فشار روحی قرار دادن دختران و زنان از رفتارهای غیر اخلاقی علیه آنها بکار می برد.او در درنده خویی و جنایت هیچ مرزی را نمی شناسد.علوی جنایتکار علیه بشریت وقتی در مقابل پاسخ منفی زندانیان سیاسی قرار می گیرد و شکنجه های جسمی و روحی او تاثیر گذار نباشد به آنها می گوید چونکه حرف من را نمی پذیرید پس ضد نظام هستید و من هم حکم محاربه و اعدام را برای شما صادر می کنم .
پرونده زندانی سیاسی جعفر کاظمی به شعبه 28 دادگاه انقلاب ارسال شد و توسط فردی بنام محمد مقیسه ای معروف به ناصریان از اعضای کمسیون مرگ قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 محاکمه شد.درپرونده آقای کاضمی هیچ دلیل ومدرکی دال بر انجام عملی وجود ندارد. مقیسه ای بر مبنی اتهاماتی مانند ؛محاربه،تبلیغ علیه نظام،اقدام علیه امنیت نظام،سازماندهی دانشجویان امیر کبیر،رفت و آمد خانوادگی با زندانیان سیاسی سابق و موارد دیگر به اعدام محکوم کرد. محمد مقیسه ای نسبت به زندانیان سیاسی سابق کینه ای عمیق دارد و بارها این را بیان کرده است . او به آنها می گوید: شما ها را باید همان موقع اعدام می کردیم و اشتباه کردیم که چنین کاری را انجام ندادیم . این حکم توسط احمد زرگر رئیس شعبه 36 تجدید نظردادگاه انقلاب مورد تایید قرار گرفت.احمد زرگر از بازجویان دهۀ 60 می باشد و خود او در شکنجه زندانیان سیاسی شرکت داشته است. او در جریان اعتراضات اخیر اکثر پرونده هایی که به وی ارجاع داده می شد حکم های سنگین تری نسبت به دادگاه بدوی صادر می کرد.
لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی جعفر کاظمی از زندانیان سیاسی دهۀ 1360 می باشد او از سال 1360 تا اواخر سال 1369 در زندان بسر برد و تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار داشت.
در آستانه خرداد ماه و گرامیداشت روزهایی که در آنها جنایت علیه بشریت بصورت گسترده و به دستور عالی ترین مقامات این رژیم که به صورت علنی اعلام گردید و متعاقب آن با به گلوله بستن مردم در خیابانها، به قتل رساندن جوانان در زیر شکنجه در اردوگاه مرگ کهریزک و سایر بازداشتگاهها و تجاوز سیستماتیک و سازماندهی شده جنسی به زندانیان سیاسی در بازداشتگاهها و زندانهای این رژیم عملی گردید.مقامات رژیم در ترس و هراس از گرامیداشت این روزها حکم اعدام تعدادی از زندانیان سیاسی را صادر و تایید کرده اند و خطر جدی وجود دارد وقتی که در تنگنا قرار گیرند برای ایجاد رعب و وحشت اقدام به اجرای این جنایت علیه بشریت نمایند.لذا لازم است که در مقابل صدور احکام اعدام و تایید آنها اقدام به اعتراضات گسترده نماییم و طرح جنایتکارانه آنها را افشا و خنثی کنیم.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،شکنجه جسمی و روحی،وادار کردن به تکرار گفته های بازجویان وزارت اطلاعات در مقابل دروبین و صدور حکم اعدام را محکوم می کند و از دبیر کل ،کمیسر عالی حقوق بشر ،گزارشگران ویژه دستگیریهای خودسرانه،شکنجه و اعدام سازمان ملل خواستار اقدامی عملی برای نجات جان ده ها زندانیان سیاسی که حکم اعدام آنها صادر و مورد تایید قرار گرفته است و هر لحظه امکان اجرای آن می رود،می باشد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
16 اردیبهشت 1389 برابر با 6 می 2010

شکنجه زندانیان سیاسی برای قبول انجام مصاحبه تلویزیونی در سیمای تزویر

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"،شکنجه های طاقت فرسا و غیر انسانی که علیه زندانی سیاسی محکوم به اعدام جعفر کاظمی برای وادار کردن او به مصاحبه تلویزیونی توسط بازجویان وزارت اطلاعات در بند 209 زندان اوین بکار برده شد.
زندانی سیاسی محکوم به اعدام جعفر کاظمی 47 ساله متاهل و دارای 2 فرزند می باشد. شغل او لیتوگراف است و لیتوگرافی تمامی کتب درسی و جزوارت دانشگاه امیر کبیر درشرکت خصوصی خود به عهده داشت او همچنین در چند سال گذشته چاپ کتب درسی را در این دانشگاه و سایر موسسات را به عهده داشت. زندانی سیاسی جعفر کاظمی روز 27 شهریور در حالی که در ماشین آژانس برای بازگرداند همسرش که در مسافرت بسر می برد عازم سفر بود. در میدان 7 حوض توسط 4 ماشین مامورین وزارت اطلاعات متوقف شد و او را از ماشین با ضرب وشتم خارج کردند .مامورین وزارت اطلاعات همچنین راننده آژانس را زیر مشت و لگد و باتون خود در خیابان قرار دادند. در حالی که آقای کاظمی به آنها می گفت این رانند آژانس است چرا او را می زنید.
زندانی سیاسی محکوم به مرک به سلولهای انفرادی بند 209 منتقل می شود 3 روز اول تحت شدید ترین شکنجه های جسمی و روحی قرار داشت و این شکنجه های وحشیانه به مدت 74 روز ادامه یافت که در اثر آن آقای کاظمی دچار کاهش وزن شدید شد و آثار شکنجه بر سر و صورت و اندام او عیان بود و همچنین دچار خونریزی از ناحیه فک و بینی بود. اما بازجویان وزارت اطلاعات در شرایطی که بدنش زخمی و دچار خونریزی بود از مداوی وی خوداری می کردند و با بازجوئیها و شکنجه ادامه می دادند. بازجویان وزارت اطلاعات وقتی که به خواسته خود دست نیافتند او را تهدید کردند که در صورت عدم شرکت در مصاحبه تلویزیونی فرزند و همسر او را دستگیر و به بند 209 خواهند آورد و در مقابل چشمانت آنها را شکنجه خواهیم کرد. ولی آقای کاظمی از پذیرفتن خواسته های جنایتکارانه آنها خوداری کرد. پس از 74 روز در سلولهای انفرادی زندان اوین او را به بند 350 زندان اوین منتقل کردند.
پس از اعتراضات گسترده مردم ایران در روز عاشورا مجددا سراغ او آمدند و او را تحت فشار قرار دادند که باید در مصاحبه تلویزیونی شرکت کند و اعلام کند که در روز عاشورا دستگیر شده است و گفته های بازجویان وزارت اطلاعات را در مقابل دوربین تکرار کند. در غیر این صورت این بار همسر و فرزندش را دستگیر و به زندان اوین منتقل خواهند کردو آنها را در مقابل چشمانش شکنجه خواهند داد.

او به مدت چندین ساعت تحت شدیدترین شکنجه های جسمی قرار گرفت و در اثر این شکنجه ها حداقل 2 دندان وی شکسته شد و بینی و کتف او آسیب جدی دید.زندانی سیاسی جعفر کاظمی به آنها می گوید هر آنچه را می خواهید می توانید انجام دهید ولی حاضر به تکرار گفته های شما در مقابل دوربین نیستم الا اینکه واقعیتها را بیان خواهم کرد.شکنجه های وحشیانه و غیر انسانی بدلیل حضور فرزند او که در قرارگاه اشرف در عراق می باشد و این را بارها علوی به وی یادآوری کرده است
زندانی سیاسی جعفر کاظمی توسط سربازجوی وزارت اطلاعات با نام مستعار علوی مورد بازجوئی و تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار گرفت. بازجوعلوی با مشت و لگد به سر و صورت آقای کاظمی می کوبید که باعث شگسته شدن تعدادی از دندانها و بینی وی گردید. سربازجوی وزارت اطلاعات در اوین در شکنجه جسمی و روحی و تهدید علیه صدها نفر از فرزندان پاک و آزاده ایران زمین نقش دارد.این جنایتکار علیه بشریت در بازجوئیها برای تحت فشار روحی قرار دادن دختران و زنان از رفتارهای غیر اخلاقی علیه آنها بکار می برد.او در درنده خویی و جنایت هیچ مرزی را نمی شناسد.علوی جنایتکار علیه بشریت وقتی در مقابل پاسخ منفی زندانیان سیاسی قرار می گیرد و شکنجه های جسمی و روحی او تاثیر گذار نباشد به آنها می گوید چونکه حرف من را نمی پذیرید پس ضد نظام هستید و من هم حکم محاربه و اعدام را برای شما صادر می کنم .
پرونده زندانی سیاسی جعفر کاظمی به شعبه 28 دادگاه انقلاب ارسال شد و توسط فردی بنام محمد مقیسه ای معروف به ناصریان از اعضای کمسیون مرگ قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 محاکمه شد.درپرونده آقای کاضمی هیچ دلیل ومدرکی دال بر انجام عملی وجود ندارد. مقیسه ای بر مبنی اتهاماتی مانند ؛محاربه،تبلیغ علیه نظام،اقدام علیه امنیت نظام،سازماندهی دانشجویان امیر کبیر،رفت و آمد خانوادگی با زندانیان سیاسی سابق و موارد دیگر به اعدام محکوم کرد. محمد مقیسه ای نسبت به زندانیان سیاسی سابق کینه ای عمیق دارد و بارها این را بیان کرده است . او به آنها می گوید: شما ها را باید همان موقع اعدام می کردیم و اشتباه کردیم که چنین کاری را انجام ندادیم . این حکم توسط احمد زرگر رئیس شعبه 36 تجدید نظردادگاه انقلاب مورد تایید قرار گرفت.احمد زرگر از بازجویان دهۀ 60 می باشد و خود او در شکنجه زندانیان سیاسی شرکت داشته است. او در جریان اعتراضات اخیر اکثر پرونده هایی که به وی ارجاع داده می شد حکم های سنگین تری نسبت به دادگاه بدوی صادر می کرد.
لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی جعفر کاظمی از زندانیان سیاسی دهۀ 1360 می باشد او از سال 1360 تا اواخر سال 1369 در زندان بسر برد و تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار داشت.
در آستانه خرداد ماه و گرامیداشت روزهایی که در آنها جنایت علیه بشریت بصورت گسترده و به دستور عالی ترین مقامات این رژیم که به صورت علنی اعلام گردید و متعاقب آن با به گلوله بستن مردم در خیابانها، به قتل رساندن جوانان در زیر شکنجه در اردوگاه مرگ کهریزک و سایر بازداشتگاهها و تجاوز سیستماتیک و سازماندهی شده جنسی به زندانیان سیاسی در بازداشتگاهها و زندانهای این رژیم عملی گردید.مقامات رژیم در ترس و هراس از گرامیداشت این روزها حکم اعدام تعدادی از زندانیان سیاسی را صادر و تایید کرده اند و خطر جدی وجود دارد وقتی که در تنگنا قرار گیرند برای ایجاد رعب و وحشت اقدام به اجرای این جنایت علیه بشریت نمایند.لذا لازم است که در مقابل صدور احکام اعدام و تایید آنها اقدام به اعتراضات گسترده نماییم و طرح جنایتکارانه آنها را افشا و خنثی کنیم.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،شکنجه جسمی و روحی،وادار کردن به تکرار گفته های بازجویان وزارت اطلاعات در مقابل دروبین و صدور حکم اعدام را محکوم می کند و از دبیر کل ،کمیسر عالی حقوق بشر ،گزارشگران ویژه دستگیریهای خودسرانه،شکنجه و اعدام سازمان ملل خواستار اقدامی عملی برای نجات جان ده ها زندانیان سیاسی که حکم اعدام آنها صادر و مورد تایید قرار گرفته است و هر لحظه امکان اجرای آن می رود،می باشد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
16 اردیبهشت 1389 برابر با 6 می 2010

۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

۱۶ سال حبس برای ۵ نفر از بازداشت‌شدگان حوادث بعد از انتخابات 22 خرداد 88

کمیته گزارشگران حقوق بشر از صدور شانزده سال حبس تعزیری برای پنچ نفر از بازداشت‌شدگان رویدادهای پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری خبر داده‌ است.


بنا به این گزارش دادگاه تجدید نظر حکم پنج سال حبس تعزیری و تبعید به شهر برازجان استان بوشهر برای منیره ربیعی، از بازداشت‌شدگان وقایع اخیر ایران را تائید کرد.

این زندانی سیاسی به «محاربه» متهم شده‌ است. گفته می‌شود بهانه صدور این حکم، عضویت برخی اقوام وی در سازمان مجاهدین خلق و سکونت آن‌ها در اردوگاه اشرف عراق است.

این در حالی است که نزدیکان خانم ربیعی گفته‌اند که وی «هیچ‌گونه ارتباط خارج از چهارچوب خانوادگی» با اقوام خود که عضو سازمان مجاهدین خلق هستند نداشته‌ است و از مدتی پیش ارتباط خانوادگی با آنان را نیز قطع کرده بود.

وی مهرماه سال گذشته پس احضار به دفتر پی‌گیری وزارت اطلاعات، بازداشت و ۲۶ اسفندماه به قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی به صورت موقت آزاد شد.

کمیته گزارشگران حقوق بشر همچنین به نقل از یک «منبع آگاه» صدور احکام حبس تعزیری برای سه نفر از بازداشت‌شدگان روز عاشورا را تائید کرده‌ است.
شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، امید یاوری را به پنج سال حبس تعزیری محکوم کرده و برای ابوالفضل و آرش قاسمی احکام سه و دو سال حبس تعزیری صادر کرده‌ است.
میلاد فدایی اصل، دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی تهران نیز از سوی دادگاه به یک سال حبس تعزیری محکوم شده‌است. وی روز ۱۱ آذر ماه سال گذشته در منزلش بازداشت شد و در بند ۳۵۰ اوین زندانی است. این دانشجو به «تبلیغ علیه نظام» متهم شده بود.

تفهیم اتهام شیوا نظرآهاری

شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز پس از چهار ماه بازداشت، روز گذشته تفهیم اتهام شد.
دادسرای مستقر در زندان اوین وی را به «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمع‌های ۱۳ آبان و ۱۶ آذر» متهم کرده‌است. گفته می‌شود که خانم نظرآهاری شرکت در تجمع‌های ۱۳ آبان ۱۶ آذر را رد کرده‌ است.
این فعال حقوق بشر ۲۹ آذر ماه گذشته برای دومین بار پس از رخدادهای انتخابات بازداشت شد. وی بار نخست، ۲۴ خرداد ماه دستگیر شد و تا مهر ماه در زندان بود.
آزادی درسا سبحانی و پیمان عارف

دُرسا سبحانی، فعال مدنی و پیمان عارف، فعال دانشجویی نیز از جمله آزادشدگان روز گذشته، چهارشنبه هستند.

درسا سبحانی ۱۶ اسفند سال گذشته در شهر ساری دستگیر شد و ۲۵ روز در سلول‌های انفرادی متعلق به سپاه در زندان اوین تهران، بازداشت بود. وی به دلیل اعتقاد به آئین بهایی از تحصیل در دانشگاه محروم شده بود.

پیمان عارف، نیز در پی «حملات شدید قلبی» اخیر در زندان اوین به صورت «مشروط تا زمان قطعی شدن رای حبس تعزیری دادگاه بدوی» آزاد شده‌ است.
وی که ۲۸ خرداد ماه گذشته بازداشت شده بود به یک سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق و محرومیت مادام‌العمر از حرفه روزنامه‌نگاری و شرکت در احزاب سیاسی محکوم شده‌ است.
در ۱۰ ماه گذشته هزاران نفر از مخالفان دولت در پی اعتراض به «تقلب» دردهمین انتخابات ریاست جمهوری و سیاست‌های دولت دهم بازداشت و به احکام سنگین اعدام، حبس و تبعید محکوم شده‌اند.

۱۶ سال حبس برای ۵ نفر از بازداشت‌شدگان حوادث بعد از انتخابات 22 خرداد 88

کمیته گزارشگران حقوق بشر از صدور شانزده سال حبس تعزیری برای پنچ نفر از بازداشت‌شدگان رویدادهای پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری خبر داده‌ است.


بنا به این گزارش دادگاه تجدید نظر حکم پنج سال حبس تعزیری و تبعید به شهر برازجان استان بوشهر برای منیره ربیعی، از بازداشت‌شدگان وقایع اخیر ایران را تائید کرد.

این زندانی سیاسی به «محاربه» متهم شده‌ است. گفته می‌شود بهانه صدور این حکم، عضویت برخی اقوام وی در سازمان مجاهدین خلق و سکونت آن‌ها در اردوگاه اشرف عراق است.

این در حالی است که نزدیکان خانم ربیعی گفته‌اند که وی «هیچ‌گونه ارتباط خارج از چهارچوب خانوادگی» با اقوام خود که عضو سازمان مجاهدین خلق هستند نداشته‌ است و از مدتی پیش ارتباط خانوادگی با آنان را نیز قطع کرده بود.

وی مهرماه سال گذشته پس احضار به دفتر پی‌گیری وزارت اطلاعات، بازداشت و ۲۶ اسفندماه به قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی به صورت موقت آزاد شد.

کمیته گزارشگران حقوق بشر همچنین به نقل از یک «منبع آگاه» صدور احکام حبس تعزیری برای سه نفر از بازداشت‌شدگان روز عاشورا را تائید کرده‌ است.
شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، امید یاوری را به پنج سال حبس تعزیری محکوم کرده و برای ابوالفضل و آرش قاسمی احکام سه و دو سال حبس تعزیری صادر کرده‌ است.
میلاد فدایی اصل، دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی تهران نیز از سوی دادگاه به یک سال حبس تعزیری محکوم شده‌است. وی روز ۱۱ آذر ماه سال گذشته در منزلش بازداشت شد و در بند ۳۵۰ اوین زندانی است. این دانشجو به «تبلیغ علیه نظام» متهم شده بود.

تفهیم اتهام شیوا نظرآهاری

شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز پس از چهار ماه بازداشت، روز گذشته تفهیم اتهام شد.
دادسرای مستقر در زندان اوین وی را به «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمع‌های ۱۳ آبان و ۱۶ آذر» متهم کرده‌است. گفته می‌شود که خانم نظرآهاری شرکت در تجمع‌های ۱۳ آبان ۱۶ آذر را رد کرده‌ است.
این فعال حقوق بشر ۲۹ آذر ماه گذشته برای دومین بار پس از رخدادهای انتخابات بازداشت شد. وی بار نخست، ۲۴ خرداد ماه دستگیر شد و تا مهر ماه در زندان بود.
آزادی درسا سبحانی و پیمان عارف

دُرسا سبحانی، فعال مدنی و پیمان عارف، فعال دانشجویی نیز از جمله آزادشدگان روز گذشته، چهارشنبه هستند.

درسا سبحانی ۱۶ اسفند سال گذشته در شهر ساری دستگیر شد و ۲۵ روز در سلول‌های انفرادی متعلق به سپاه در زندان اوین تهران، بازداشت بود. وی به دلیل اعتقاد به آئین بهایی از تحصیل در دانشگاه محروم شده بود.

پیمان عارف، نیز در پی «حملات شدید قلبی» اخیر در زندان اوین به صورت «مشروط تا زمان قطعی شدن رای حبس تعزیری دادگاه بدوی» آزاد شده‌ است.
وی که ۲۸ خرداد ماه گذشته بازداشت شده بود به یک سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق و محرومیت مادام‌العمر از حرفه روزنامه‌نگاری و شرکت در احزاب سیاسی محکوم شده‌ است.
در ۱۰ ماه گذشته هزاران نفر از مخالفان دولت در پی اعتراض به «تقلب» دردهمین انتخابات ریاست جمهوری و سیاست‌های دولت دهم بازداشت و به احکام سنگین اعدام، حبس و تبعید محکوم شده‌اند.

ج.اسلامی تحت فشار فعالان حقوق بشر درخواست عضویت در شورای حقوق بشر را پس گرفت

بدنبال فشار برخی فعالان و سازمان های حقوق بشر و کشورهای غربی، ایران درخواست عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را پس گرفت.

خبرگزاری های رویترز و آسوشیتدپرس به نقل از دیپلماتهای سازمان ملل متحد گزارش کرده اند که ایران به سایر هیات های آسیایی اطلاع داده که از نامزدی عضویت در شورای حقوق بشر که متشکل از 47 کشور و ناظر حقوق بشر در سراسر جهان است صرفنظر می کند.

برخی دیپلماتهای کشورهای غربی علت تغییر نظر ایران را عدم توانایی این کشور در اخذ حداقل رای لازم برای عضویت در این شورا ذکر کرده اند که می توانست موجب شرمساری تهران شود.

این در حالیست که طی چند ماه گذشته بسیاری از فعالان و سازمان های حقوق بشر خواهان جلوگیری از عضویت ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد بودند.

شیرین عبادی وکیل و فعال حقوق بشر در اردیبهشت گذشته طی نامه ای به بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد خواستار رد درخواست ایران برای عضویت در شورا شد تا به این ترتیب مقام های این کشور "متوجه عملکرد نادرست خود بشوند."

وی با متهم کردن ایران به نقض حقوق بشر بخصوص پس از حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته پرسیده بود: "آیا حکومتی که تاکنون به قطعنامه های سازمان ملل متحد بی توجهی کرده و آنها را نادیده گرفته، می تواند نسبت به اجرای حقوق بشر در سایر ممالک قضاوت درستی داشته باشد؟"

مقام های ایران تاکنون رسما اظهار نظری درباره این تجدید نظر نکرده اند.

با کناره گیری ایران تنها چهار کشور برای کسب چهار کرسی قاره آسیا در شورای حقوق بشر باقی می مانند که به این ترتیب رقابتی بین آنها نخواهد بود.

این چهار کشور عبارتند از: مالزی، مالدیو، قطر و تایلند.

این رای گیری قرار است در 13 مه در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد انجام شود.

مقام های ایران اتهام نقض حقوق بشر در این کشور را رد می کنند.

محمدجواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه روز جمعه جمهوری اسلامی را پرچمدار حقوق بشر در دنیا دانست.

وی در اواخر بهمن ماه نیز در نشست شورای حقوق بشر در ژنو با دفاع از نحوه مقابله حکومت ایران با اعتراضات پس از انتخابات، برخورد با معترضان را در چارچوب موازین حقوق بشر دانسته بود.

وی همزمان با برگزاری نشست شورای حقوق بشر، به تلویزیون سی ان ان گفت: "هیچ کس به خاطر اعتراض در ایران زندانی نیست. تنها دلیلی که افراد به خاطر آن زندانی می شوند، خشونت است که همراه با اعتراض ها بوده است."

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/ ... ghts.shtml